𝗗ü𝗻𝘆𝗮𝗻ı𝗻 𝘆𝗮𝗹𝗮𝗻ı•°
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-3030 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
October '25
October '250
in 0 channels
September '250
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '25
+2
in 0 channels
Get PRO
February '25
+5
in 2 channels
Get PRO
January '25
+3
in 1 channels
Get PRO
December '24
+309
in 4 channels
Channel Posts
لبخند میزد تا دنیا فکر کند خوشحال است اما هیچ کس نمی دانست هر بار که لبخند میزند تکه ای از روحش فرو می ریزد .
| 2 | بغضی که توی چشمام دارم برای دوشگرفتن یه نهنگ کافیه. | 14 |
| 3 | :) | 28 |
| 4 | گریهکردن نشونهی این نیست که تو ضعیفی،
از زمان تولد همیشه یه نشونه بوده
از اینکه زنده هستی. | 18 |
| 5 | «در عصرِ ما همه همیشه دیر میرسند؛ یکی به اتوبوس، یکی به قطار، یکی به یکی.» | 18 |
| 6 | بلاخره یه روزی میپذیری و میگذری از همه نبودنها، نشدنها، نخواستنها، رفتنها،تموم شدن و نا امید شدنها بدون اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه. | 18 |
| 7 | :) | 16 |
| 8 | آدمی که از دست خودش خسته شده، با لبهای بسته فریاد میزند. درونش طوفانی از ناامیدی و درد میتپد، اما کلمات نمیتوانند آزادش کنند. در سکوتی عمیق، تنها صدای قلبش را میشنود که گویی از خودش میخواهد فرار کند. | 19 |
| 9 | هیچکس متوجه نشد، هیچکس تلاش نکرد که چشمهام رو بخونه . | 20 |
| 10 | باعث شده بودن که اون دختر فکر کنه برای دوست داشته شدن ساخته نشده، ساخته شده که بقیه رو دوست داشته باشه . | 21 |
| 11 | شبیه بغض نوزادی که ساعت هاست میگرید
پر از حرفم کسی اما زبانم را نمی فهمد. | 26 |
| 12 | من حتی خواستار شادی نبودم، فقط رنج کمتری میخواستم. | 40 |
| 13 | حقیقت این است که من هرگز تو را نداشتهام، ولی آدمیزاد میتواند عزادار از دست دادن چیزی باشد که هرگز نداشته است. | 45 |
| 14 | No text... | 80 |
| 15 | گفتم شما به امیدوار بودن معتاد شدهاید،
صبح که بلند میشوید مثل کلاه و پیراهن و... ، امیدواریتان را هم میپوشید.
هوشنگ گلشیری | 82 |
| 16 | انگار رگهایی که شادی را به قلبش میآوردند،
ناگهان گره کوری میخوردند.
امیر محمد عبدالهی | 82 |
| 17 | Pov : اونها شیرین ترین و خوشحال ترین ورژن تورو کشتن . | 81 |
| 18 | + حالت چطوره؟
- دیگه روی شیشهی بخارگرفته شکوفه نمیکشم. | 84 |
| 19 | «در واقع پذیرفتنی در کار نبود، من باید این غم را با خود به گور میبردم.» | 84 |
| 20 | هیچ چیز کمک نمیکند؛ یا خودم به داد خودم میرسم، یا دیگر تمام شده ام . | 93 |
