en
Feedback
Layers of him

Layers of him

Open in Telegram

برده‌ی رویای خویش و آزاد در گام‌های خویشتن. @Mohammadmjamalpour https://t.me/harfmybot?start=964956771

Show more
33
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
در کمال‌گرایی افراطی نوعی خشم پنهان است. نارضایتی که کامل نمی‌شود. انتظاری که رفته رفته بیشتر می‌شود و دائماً به فکر هدف و کار بعدی است. برای اینکه همیشه بهترین‌هارا می‌خواهد و در بسیاری مواقع آن‌ها دست نیافتنی هستند. اهدافش رفته رفته از او دور می‌شوند و دستیابی به آن‌ها سخت تر می‌شود. برای همین باعث میشود شخص خودش را ناکافی حس کند. و برای همین بیشتر هر چیزی از خودش عصبانی می‌شود، از خودش ناراحت و ناراضی می‌شود. انسانی که با خودش درگیر باشد، نمی‌تواند دیگران را شاد کند، بنابراین آیا میتواند صلح‌طلب و صمیمی باشد؟ کمال‌گرایی هرقدر هم بد به نظر بیاید ، در جستجوی زیبایی است، اما در حقیقت فرد را به سمت امکان ناپذیر ها و بن‌بست هدایت می‌کند.
شاگرد شمس بودن، هاکان منگوچ

نمی‌توان همه سریال‌ها را دید، یا همه کتاب ها را خواند، نمی‌شود تمام افراد معروف را شناخت، و یا هر خبری را دنبال کرد، نمی‌شود از هر رویدادی خبر داشت. این نگرانی که:《 نکند در فضای مجازی از چه چیزی جامانده باشم، نکند موضوعی را ندانم》 باعث میشود در چاه تاریکی فرورویم و به همراه عصر اطلاعات، عصر جهالت را نیز تجربه کنیم. دغدغه اینکه یک وقت اطلاعاتی رو از دست بدهم انرژی بسیار زیادی میگیرد.
شاگرد شمس بودن، هاکان منگوچ

در وجود شمس وابستگی به چیزی معنا نداشت . او در هیچ دوره‌ای از زندگی‌اش، حتی کودکی به چیزی وابسته نشده بود. و هرگز هم از چیزی گله و شکایت نکرده بود. اومی‌توانست به راحتی با زندگی‌اش ادامه دهد. ازدواج کند و آسوده باشد. اما ترجیح داد به سوی تقدیر نامعلومی برود که‌ پر از ریسک بود، به سوی یک نامعلومی بزرگ . البته که ماهم از شمس به‌جای گله و شکایت کردن، وابسته نبودن و قدر حال را دانستن را بیاموزیم. به‌عنوان انسان‌هایی که به آنچه به دست آورده ایم دیوانه‌وار وابسته شده‌ایم، خواهیم‌دید که دل کندن ، عبور کردن و رها کردن، موضوع ساده ای نخواهد بود .
شاگرد شمس بودن، هاکان منگوچ

امروز نشستم یه دور زندگیمو  اوردم رو کاغذ و از هر دورانش و خاطرش  چند کلمه نوشتم. دیدم خیلی پراکنده دارم مینویسم نشستم دوباره نوشتم این سری از اولش تا امروز . دیدم فقط دارم مینویسم و دیگ حس خاصی بهشون ندارم؛ نه از خاطرات بد خشم و غم دارم، نه از خاطرات خوب به شوق میام، و نه خیلی به خودم افتخار میکنم که یجاهایی دووم آوردم، و نه خودمو خیلی سر زنش میکنم یجاهایی چرا شکست خوردم و آسیب دیدم. دنبال علت و چرایی گشتن خیلی خوبه و خیلی سخته . گفتم شاید پذیرفتمش  که هر موقعی بهترین تصمیمی که اونموقع میتونستم و گرفتم و اوکیم باهاش . یا اینکه نه ، کلا دیگ نه خیلی اتفاقای بد ناراحتم میکنن نه خیلی اتفاقای خوب خوشحالم. دارم سرکوبشون میکنم؟ یا باهاشون کنار اومدم ؟ حقیقتا نمی‌دونم . ولی فقط اینو میدونم که الان آرامش بیشتری دارم ، خوشحال ترم و راستشو بخواین شما که غریبه نیستین خیلی از‌ مرگم نمیترسم چون اجازه ندادم یک سری محدودیت هایی که میتونستم ردشون کنم بهم غلبه کنن با اینکه کلیشه ای عه ولی خب خیلیا گفتن نمیتونی و اگه منو میشناسین کاملا در جریانین که متاسفانه خیلی آدم لجبازیم و تهش کار خودمو میکنم، ریسکشم به جون خریدم ولی هیچوقت حسرت نخوردم و نمی‌خورم.

فقط منو تو میدونیم چیارو باهم گذروندیم. اگه نمیومدی تو زندگیم شاید یه شبایی رو صبح نمیکردم، هیچوقت اون عشق و آرامشیو که روزها
+1
فقط منو تو میدونیم چیارو باهم گذروندیم. اگه نمیومدی تو زندگیم شاید یه شبایی رو صبح نمیکردم، هیچوقت اون عشق و آرامشیو که روزهایی بهم دادی وقتی که هیچکس نبود رو هیچوقت فراموش نمیکنم . و امیدوارم اون دسته از آدم هایی که نمیتونن این شکل از عشق رو ببینن حداقل یکبار تجربش کنن چون واقعا قشنگه. تو هم پسر خرمی، هم بهترین رفیقم❤️ (عکس هم قدیمیه از اون موقع نره خری شده)

با توجه به شرایط موجود بنظرم اولویت خوندن با این کتابِ . خیلی حجیم نیست سعی میکنم جاهای مفیدشو خلاصه کنم برای شما هم بفرستم ش
با توجه به شرایط موجود بنظرم اولویت خوندن با این کتابِ . خیلی حجیم نیست سعی میکنم جاهای مفیدشو خلاصه کنم برای شما هم بفرستم شاید بدردتون بخوره . تو این شرایط لحظه ای دنبال کردن اخبار من و شما هیچ تاثیری نمیزاره و فقط استرسمون رو بیشتر میکنه، تازه اونم تو شرایط جنگی که هر ثانیه کلی اخبار فِیک و ساختگی تزریق میشه که ساعت ها طول میکشه تا خبر تکذیبشون بیاد و اون اخبار میتونن کلی ناراحتتون کنن و ذهنتون رو بی دلیل درگیر کنن.

ناله کردن یک مکانیزم دفاعی است. انگار می‌خواهیم از لحاظ روانی از تغییر کردن و تغییر دادن و از مسئولیت قبول کردن فرار کنیم و این سیستم دفاعی ذهنی ماست که از آن اطلاع نداریم. چرا ناله میکنیم؟ برای اینکه کسی بیاید و اتفاقات بدی که بر سر ما آمده را به‌جای ما درست کند، و مسئولیت آن را بپذیرد. مسئولیت هیچ‌کدام از اتفاقاتی که درست پیش نمی‌رود را به عهده نمی‌گیریم و فکر می‌کنیم حق این را داریم که برای هر اتفاقی ناله کنیم و گلایه سر دهیم. با شکایت کردن و ناله کردن؛ پیروزی به دست نمی‌آید. افراد موفق، شاکی نیستند، آنها تغییر را شروع کرده‌اند.
شاگرد شمس بودن، هاکان منگوچ

فراموش نکن دوست من؛ وقتی که داری تلاش میکنی بدون ایراد باشی، می‌خواهی مثل بقیه دیده شوی و مانند همه به نظر برسی، یعنی با دیگران یکسان می‌شوی ، بقیه هر چه هستند تو هم تبدیل به آن می‌شوی. پس منحصر به فرد بودن تو و خاص بودن تو از بین خواهد رفت. در روزگاری که تفکر زیبایی هم به نوعی دستکاری ذهنی شده است. بدان و متوجه باش که تلاش برای بی نقص بودن باعث ایجاد مسائل روحی روانی و افسردگی های شدید خواهد شد.
شاگرد شمس بودن، هاکان منگوچ

سوگیری تاییدی (confirmation bias) یکی از تاثیرگذار ترین سوگیری ها در تفکر ماست. در این سوگیری تمایل داریم اطلاعات و رویدادهایی را بپذیریم که تاییدکننده‌ی باور های ما باشد و آن‌ها را به دلخواه ما تفسیر کند. برای مثال یک پژوهش علمی را در نظر بگیرید. اگر نتیجه‌ی پژوهش چیزی باشد که با آن موافقیم، آن را در مقام پژوهشی قوی و معتبر می‌پذیریم. ولی اگر نتیجه پژوهش چیزی باشد که مطابق میل ما نیست، با دقت بیشتری به دنبال خطاهای بالقوه در پژوهش می‌‌گردیم تا راهی برای رد نتیجه آن پیدا کنیم‌. در واقع ما وقت و تلاش زیادی صرف یافتن دلایلی برای توجیه و دلیل تراشی برای داده هایی میکنیم که دلخواه ما نیستند.
ذهن فریبکار شما، استیون نوولا

من رویایی دارم رویای رنگارنگ رویای دنیایی سبز و بدون جنگ من رویایی دارم که غیر ممکن نیست دنیایی که‌ پاک از تابلو های ایست دنیایی که بمب و موشک نمیسازه موشک روی خواب کودک نمیندازه دنیای که تو اون‌ زندونا تعطیلن آدما به جرم پرسش نمی‌میرن ...

ممد بگو اینورا بیان با من طرفنا من لاتم !
ممد بگو اینورا بیان با من طرفنا من لاتم !

+ ممد جنگه؟ - اره . + ای بابا ناراحت شدم میشه یکم بیشتر‌ بخارونی؟
+ ممد جنگه؟ - اره . + ای بابا ناراحت شدم میشه یکم بیشتر‌ بخارونی؟

میترسم کم کم به صدای بمبارون قبل از خواب وابسته شم.

بعد امروز دیدم درستش کردن . حالا ما انتظاراتمون پایینه ولی لعنتی حداقل یه ایمیل تشکر خشک و خالی یا یه کامنت تو لینکدینم خوشحا
بعد امروز دیدم درستش کردن . حالا ما انتظاراتمون پایینه ولی لعنتی حداقل یه ایمیل تشکر خشک و خالی یا یه کامنت تو لینکدینم خوشحالمون میکرد. 😂😂 البته این احتمال هم هست که شاید خودشون پیداش کردن و ربطی به گزارش من نداشته.

چند وقت‌ پیش این باگ رو توی دیجی کالا پیدا کردم و هم تو سایت ریپورتش کردم هم توی لینکدین پستش کردم. اگر دقت کنین توی رنج قیمت
چند وقت‌ پیش این باگ رو توی دیجی کالا پیدا کردم و هم تو سایت ریپورتش کردم هم توی لینکدین پستش کردم. اگر دقت کنین توی رنج قیمت گوشی ها اعدادی که خط کشیدم انگلیسی هستند بر خلاف بقیه . در نگاه اول شاید باگ خیلی جزئی باشه و قابل چشم پوشی ولی خب بنظرم حداقلش برای دیجی کالا که یک برند به این بزرگیه ازش انتظار میره. و یک پارچه نشون دادن محتوا میتونه خیلی حرفه‌ای تر باشه .

ای کاش هر چه دارم را از من بگیرید و چیزی که متعلق به من است را به من بازگردانید.
شمس تبریزی

ما فرزندان عصر تکنولوژی بسیار مدرن، احساسات و احساساتی بودن را عنوانی سنتی و کلیشه ای دانستیم. حال برای این موضوع هیچ جایگزینی هم پیدا نکردیم و به‌جای صندلی خالی احساسات و عواطف، آرزو‌های بد و طلب های غیر منطقی و توقعات بیجا نشستند. انگار که درون و عمق روابطمان خالی شده است. بدون مفهوم و خسته کننده، روابط تبدیل به مبارزه بین دو نفر شده است.
شاگرد شمس بودن، هاکان منگوچ

fac7be3c-c19c-42e0-8afc-28baf9a99d9d.mp33.82 MB

I need a break from my brain, From the doubt, from the stress, from the pain, This anxiety is killing me and keeping me awake, Take me away, ′Cause I'm not okay, I'm stuck at the bottom, In a prison of problems, That I can′t escape, So take me away .

گفت اونورو نگاه میکنم یکی دیگ بیگیر
گفت اونورو نگاه میکنم یکی دیگ بیگیر