342
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-2830 days
Posts Archive
Repost from N/a
+8
Blood was exactly what the boy wanted and needed, the boy's immortal life depended on this precious liquid, but the boy had changed his mind...
He needed it more than blood. His days couldn't go by without seeing it.
He couldn't breathe without touching it.
And he couldn't imagine the next day without kissing the lips that had become an inseparable part of his meals🩸
Repost from ﹙ 𝖿ᥱ⋆ᨡ𝗋 ﹚
➖ این پیغام + این پست رو فوروارد کنید و یک پست کوتاه مشخص کنید فور کنم.
آمارتون +۲۰۰ باشه. 🧿
Repost from ✧𝑺𝒕𝒓𝒂𝒚 𝒌𝒊𝒅𝒔✧
+1
#Minsung
مثل همیشه لینو هر روز صبح رو با نگاه کردن با پسر میگذروند لینو هر گاری برای محافظت از جیسونگ میکرد نمتونست اجازه بده اون پسر مظلوم وارد قضایای مافیایی خودش بشه
توی دنیای فکر غرق شده بود که یهو صدای آهسته رو شنید
- بیداری ؟ کجا میخوای بری ؟ چرا بهم زل زدی داری به چی فکر میکنی لینو؟
+ میخوام برم بیرون عزیزم تو توی خونه بمون امروز و بیرون نیا
لینو جلو رفت پسر رو از روی تخت بلند کرد و روی پاهاش گذاشت موهای بهم ریخته پسر رو درست کرد و بوسه ای روی چشمای خواب الودش زد
+ امروز دیر بر میگردم جیسونگ منتظرم نمون و بخواب دیگه نمیخوام ریسک پزیر باشم و جون تورو هم با این کارم به خطر بندازم میخوام تمومش کنم
جلو رفت و لب های جیسونگ رو بوسید و بلند شد تا به سمت در بره وقتی داشت در روز باز میکرد جیسونگ فریاد زد
من همیشه منتظرت میمونم حتی اگه سال ها طول بکشه نمیتونم بدون تو بخوابم پس برگرد
@FlcSkz
Repost from 𝖠𝖻𝗌𝗂𝗇𝗍𝗁𝖾 : ادیتـ هیونجین
🤩𝖠︎ 𝗅︎𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋 𝗂𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗁︎𝖺𝗇︎𝖽𝗌 𝗈𝖿︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗅︎𝖺𝗌𝗍 𝗉𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖼︎𝗋𝖺𝗇︎𝖾
