آبـــے🪷؛
Open in Telegram
چای خورِآبینویس 🪷🐳' . فورواردلطفا✨. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6107586032
Show more459
Subscribers
-824 hours
+87 days
+3530 days
Posts Archive
459
شانهات البرز،
تنت گرمای اهواز،
و چشمانت خزر؛
قامتت بامِ تهران،
و در صدایت، چیزی از بارانِ رشت مانده است.
موهایت را اگر باد ببرد،
گمان میکنم شمال است که دوباره
راهِ جنوب را گم کرده؛
و دستهایت
شبیه جادههاییاند که از هر سو میروند
و سرانجام
به یک شهرِ قدیمی ختم میشوند.
در سکوتت، اصفهانِ عصر صفویست،
در خندهات، شیرازِ پیش از حافظ،
و در اندوهت
کوچهایست در کرمانشاه
که هنوز کسی از آن بازنگشته است.
تو را نمیشود به یک شهر نسبت داد؛
تو از آن دست جغرافیاهایی
که مرز نمیپذیرند.
هرچه بیشتر میشناسمت،
نقشه در من وسیعتر میشود.
و من نمیدانم
چطور باید تو را صدا کنم؛
ای وطن؟
ای سرزمینِ بیپرچمِ من؟
ای تکهای از این خاک؟
که عجیبترین شکلِ ایران را
در یک انسان خلاصه کرده است.
اصلاً
تو ایران نیستی؛
ایران است
که گاهی
در هیئتِ تو
به من نزدیک میشود.
#هستی
