🧣Deadly Lines
Open in Telegram
›:I 4 8 15 16 23 42 ✈️ @imluminote https://t.me/safeCht_bot?start=sf_c71d8ee3
Show moreIran237 905The category is not specified
149
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-6230 days
Posts Archive
من معمولیفهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند نه غصه میخورد که ماشینش معمولی است نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را ، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را حقیقت این است که "ترین ها همیشه در هراس زندگی میکنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های معمولی". و این هراس میتواند حتى لذت زندگی نوشتن درس خواندن نقاشی کشیدن ساز زدن خوردن نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان در بیاورد. تصمیم گرفته ام خود معمولیام را پرورش دهم نمی خواهم دیگر آدمها مرا فقط با ترین هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولیام را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ام عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند
من معمولی
فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد.
آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند نه غصه میخورد که ماشینش معمولی است نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را ، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را حقیقت این است که "ترین ها همیشه در هراس زندگی میکنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های معمولی". و این هراس میتواند حتى لذت زندگی نوشتن درس خواندن نقاشی کشیدن ساز زدن خوردن نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان در بیاورد. تصمیم گرفته ام خود معمولی م را پرورش دهم نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با ترین هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولیام را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ام عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند
من معمولی
فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد.
آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند نه غصه میخورد که ماشینش معمولی است نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را ، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را حقیقت این است که "ترین ها همیشه در هراس زندگی میکنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های معمولی". و این هراس میتواند حتى لذت زندگی نوشتن درس خواندن نقاشی کشیدن ساز زدن خوردن نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان در بیاورد. تصمیم گرفته ام خود معمولی م را پرورش دهم نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با ترین هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودر معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی ام عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند
من خوشبختی را در تنهایی جستم، در نقاشی و دوری از دیگران آن چنان از آدمیزاد بیزار بودم که سالها از دیدن خود در آینه پرهیز کردم اما دایره ی خلوتم آن قدر کوچک و ناچیز شده که دیگر در آن جای نمیگیرم؛ من همان خال سیاهم بر بوم سفید و باز به چشم نمی آیم داغی بر وجود خودم هستم که جز سوختن راهی نمی دانم از این بازی غم آلود زندگی دست میشویم که جانم را چون زخم خشکیده پاره پاره کرده. من نامی هستم که همین لحظه هم در میانه نیست پس از این چه خواهم شد؟ از دار مکافات رخت بر میبندم و به دیار مجازات راهی میشوم
Repost from N/a
این پیام رو فور کنید
تا بهتون یه ادیت از یه شخصیت ویلن که وایبتون رو میده بدم🎞️💘🌟
