en
Feedback
واجهای من

واجهای من

Open in Telegram

!‌وُجُن درزبان پهلوی به معنی میگویم می باشد. واجهای من یعنی گفته های من نگفته هاوحلقه های مفقوده ازابیانه رادراین کانال مشاهده نمایید. علی اکبر ارشدی ابیانه

Show more
Iran123 269The category is not specified
320
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
تاریخچه حضور روحانیان در ماه رمضان ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه ابیانه روستایی است با اصالت زرتشتی و به دلیل  بن بست بودن روستا،اسلام را دیرتر پذیرفتند و فرهنگ زرتشت همچنان در ابیانه وجود دارد به همین دلیل از گذشته دور ،روحانی مقیم نداشته است و در ماه رمضان به دعوت اهالی یک نفر روحانی و پیشنماز در ابیانه حاضر می شده است. در صفحه ۱۴۰ کتاب ابیانه و فرهنگی مردم آن توسط مرحوم خوانساری، نوشته شده است ،که: از زمان ناصرالدینشاه به این طرف دو نفر روحانی به نام ملا محمد جعفر و ملا غلامرضا اهل آران  به ترتیب و سالها پیشنمازی ابیانه را به خصوص در ماه مبارک رمضان به عهده داشته اند، پیر مردان ده از ایمان و پاکدلی آنها به نیکی یاد می کردند. بعد از آنان پیرمرد آخوندی به نام مرحوم ملا مهدی اهل دهق هر سال را دو سه ماهی ، این وظیفه را انجام می داده است. بعد از شهریور ۱۳۲۰ (حدود سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۵) ، مرحوم آقای آسید مهدی یثربی امام جمعه کاشان در ماه مبارک رمضان وماه محرم وظیفه پیشنمازی و هدایت مردم را به عهده داشته و  تا زمان فوت هم در امور مذهبی و عمومی این مردم نظارتی داشتند و در مواقع لازم نماینده ای به این ده میفرستادند وچندین سال است که روحانی خوش اخلاق و بسیار مردمی آقای جلالی این وظیفه را به عهده دارند. https://t.me/vionaman

نخستین مترجم ایرانی «منشور کوروش» درگذشت استاد عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته زبان‌های باستانی و نخستین مترجم ایرانی «منشور کوروش» درگذشت. او از معدود متخصصان متون عیلامی و اکدی در ایران بود که بخش عمده فعالیتش را صرف مطالعه و ترجمه کتیبه‌های باستانی کرد. این چهرۀ ماندگار، از مفاخر بزرگ میراث فرهنگی کشور بود

به بهانه روز مهندس(5اسفند) محلات فرعی ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه - پخونه گاه یا برخونه گاه : محل کنار خانقاه میون ده : محل مسجد جامع ابيانه. علی پارنه: واقع در محله پل - پولوزا[poluza]: واقع در محله يوسمون - ميون يوسمون : واقع در محله یوسمون پ بوغ چا[pa-buq-ea]: واقع در محله یوسمون در میان باغها سرز یا هر ده sar-zaya-herdeh] واقع در محله هرده بر آزه [bar-aze] به معنای بر آذرگاه واقع در اطراف آتشکده میون بر چا[miyun-bar-ca] اطراف حسینیه و زیارت - سرماحلا [sar-mahla] واقع در هر ده روبروی خانه صفره سه مسیر اصلی روستا : ۱ - راشتا [rasta] یا راسته اصلی که از دروازه پایین شروع میشود و تا نانوایی و دروازه بالای ده ادامه دارد. ۲ - کوچه پشت که از روبروی مدرسه در غرب شروع میشود و تا انتهای منزل مسلمی ادامه دارد و موازی با مسیر راسته اصلی است. ۳- کوچه یوسمون که از خانقاه شروع میشود و تا میدان یوسمون ادامه دارد ونهایتا به دشت وصل می شود

ازحسن نظر آقای مشربی عزیز سپاسگزارم 🌺🌹

Repost from بادرود۲۴
۵ روز گمشده در تقویم؛ وقتی اسفند با «پنجه» آغاز می‌شد 🔹️پژوهشگر و نویسنده کتاب «ابیانه هویتی ماندگار»: در تقویم کنونی شش ماه
۵ روز گمشده در تقویم؛ وقتی اسفند با «پنجه» آغاز می‌شد 🔹️پژوهشگر و نویسنده کتاب «ابیانه هویتی ماندگار»: در تقویم کنونی شش ماه نخست سال ۳۱ روز و شش ماه دوم ۳۰ روز محاسبه می‌شود، در حالی‌ که در گاه‌شمار باستانیِ پیش از اسلام، سال ۳۶۵ روز و هر دوازده ماه ۳۰ روز بوده و پنج روز باقی‌مانده در پایان سال به عنوان «جشن پنجه» شناخته می‌شده است. 🔹️آیینی همراه با شادی و تعطیلات که پس از آن مردم به استقبال نوروز می‌رفتند. این جشن همچنان در میان زرتشتیان رواج دارد. بیشتربخوانید #بادرود_۲۴ 🅱 @Badrood24

علی مشربی بادی ۵ روز گمشده در تقویم؛ وقتی اسفند با «پنجه» آغاز می‌شد پنج روزی که در تقویم رسمی جایی ندارند، اما در حافظه تاریخی کاشان و نطنز هنوز زنده‌اند؛ «پنجه» یا «خمسه مسترقه» آیینی کهن برگرفته از گاه‌شمار باستانی ایران که در برخی مناطق نه در پایان سال، بلکه میان بهمن و اسفند محاسبه می‌شده و با رسوم، آیین‌ها و روایت‌های محلی همراه بوده است. به گزارش خبرگزاری فارس از نطنز، علی‌اکبر ارشدی ابیانه، پژوهشگر و نویسنده کتاب «ابیانه هویتی ماندگار»، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره «جشن پنجه» اظهار داشت: گاه‌شمار خورشیدی که به همت حکیم خیام بنیان نهاده شد، برگرفته از گاه‌شمار باستانی ایران است؛ با این تفاوت که در تقویم کنونی شش ماه نخست سال ۳۱ روز و شش ماه دوم ۳۰ روز محاسبه می‌شود، در حالی‌ که در گاه‌شمار باستانیِ پیش از اسلام، سال ۳۶۵ روز و هر دوازده ماه ۳۰ روز بوده و پنج روز باقی‌مانده در پایان سال به عنوان «جشن پنجه» شناخته می‌شده است؛ آیینی همراه با شادی و تعطیلات که پس از آن مردم به استقبال نوروز می‌رفتند. این جشن همچنان در میان زرتشتیان رواج دارد. وی با اشاره به سنت محلی منطقه افزود: در برخی نواحی از جمله ابیانه، آغاز رسمی اسفند چندان ملاک قرار نمی‌گرفت و در گاه‌شمار محلی، پنج روز پایانی بهمن را «پنجه اسفند» یا «خمسه مسترقه» می‌نامیدند. برخلاف بسیاری از مناطق که این پنج روز را در پایان سال محاسبه می‌کردند، در ابیانه پنجه میان بهمن و اسفند قرار می‌گرفت و پس از آن، اول اسفند آغاز می‌شد؛ روزی که حدود ۳۰ روز تا نوروز فاصله داشت. در این روز رسم «پلو شب اسفند» برپا بود و کودکان مکتب نیز برای معلم خود آجیل اسفندی می‌بردند. با این حال، در مکاتبات رسمی همان تقویم متداول زمان رعایت می‌شد. در این رابطه آقای سید حسن تقی زاده (ادیب ونویسنده دهه۳۰) از آقای علی پاشا صالح خواسته بوده است که اطلاعات محلی پراکنده از منطقه کاشان و روستاهای اطراف گردآوری شود تا در کتاب گاه‌شماری مورد استفاده قرار گیرد. صالح نیز با همکاری رئیس فرهنگ کاشان، یادداشت‌هایی از گفته‌های اهالی مناطق مختلف تهیه و برای تقی‌زاده ارسال کرد. این یادداشت‌ها بعدها توسط ایرج افشار با عنوان «تقویم و پنجه کاشان» در جلد هجدهم کتاب «فرهنگ ایران زمین» منتشر شد. بر پایه این روایت‌ها، شماری از مطلعان محلی درباره زمان و شیوه محاسبه پنجه توضیح داده‌اند. از جمله میرزا علی امیری گفته است ماه‌ها ۳۰ روزه محاسبه می‌شد و پس از پایان بهمن، پنجه آغاز می‌گردید که آن را «پنجه اسفند» می‌خواندند و این شیوه در آبادی‌های حوزه برزرود رایج بوده است. غلامرضا امینی نیز با اشاره به تداوم برخی آداب کهن در ابیانه، از حفظ رسوم باستانی، پوشش سنتی زنان و وجود آثار تاریخی همچون آتشگاه سخن گفته و تأکید کرده است پنج روز پیش از اسفند، حدود ۲۵ بهمن، به عنوان خمسه مسترقه شناخته می‌شده و در بسیاری از روستاهای منطقه، پنجه را ۳۵ روز مانده به نوروز محاسبه می‌کرده‌اند. این پژوهشگر تاریخ ابیانه افزود: حسین مسرور نیز این رسم را در روستاهای متعدد تابع نطنز رایج دانسته و هدایت‌الله افصحی نطنزی با لحنی طنزآمیز نقل کرده است که در برخی نقاط، پنجه در پایان سال قرار می‌گرفته و حتی گفته می‌شده در این چند روز به چوپانان و شبانان حقوقی تعلق نمی‌گرفته است. ارشدی ابیانه تصریح کرد: این شیوه محاسبه در کاشان و نطنز عمومیت داشته، با این تفاوت که در اغلب نواحی کاشان پنج روز یادشده پس از سی‌ام اسفند و در پایان سال افزوده می‌شده، اما در برخی نواحی نطنز این پنج روز در پایان بهمن قرار می‌گرفته است؛ چنان‌که در ابیانه، پنجه میان بهمن و اسفند محاسبه می‌شده و پس از آن اسفند آغاز می‌شده است. در روایت‌های دیگری از مسئولان و معتمدان محلی نیز آمده است که سیدعباس هدایت پنجه را پنج روز پایانی سال دانسته که میان کشاورزان با حساب جلالی رایج بوده است. مهدی پورسیدی، مدیر دبستان فین، نیز گفته زارعان ماه‌ها را سی‌روزه حساب می‌کردند و در پایان اسفند پنج روز اضافی را به عنوان پنجه در نظر می‌گرفتند. سیدحسین طباطبایی نیز با اشاره به رواج دیرینه خمسه در پایان سال، از تغییر تدریجی به سمت تقویم رسمی خبر داده است. در کنار این محاسبات، آیین‌هایی نیز برای پنجه نقل شده است؛ از حضور مردم بر مزار اموات در روز نخست پنجه و برگزاری مراسم یادبود با روضه، چای و گلاب، تا حرکت مطربان با لباس‌های خاص در بازار کاشان و خواندن تصنیف‌هایی به مناسبت پنجه و دریافت جشنانه از کسبه؛ رسمی که «قندیاری» نام داشته است. همچنین نقل شده در ایام پنجه، آب باران جمع‌شده در5 ظرفی مسی را با شکر می‌آمیختند و به عنوان تبرک به دیدارکنندگان می‌دادند. #پنجه #ابیانه #اسفند #میراث‌فرهنگی @Badrood24

شب اول اسفند در ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه اول اسفند ابیانه 30 روز مانده به عید بوده و در اولین شب از ماه اسفند توسط اهالی مراسمی بر گزار می شد که به ان شو اسفند گفته می شد و اعتقاد داشتند که ان شب طببعت زمین عوض شده و بهار می آید و با خود شادی می آورد. درابیانه رسم بود که اهالی پلوی شب اسفند بپزند و بچه های مکتب برای اساتید و معلمان خود هدایایی مانند:شیرینی، کله قند، آجیل و.... می بردند. از سوی خانواده داماد نیز در این شب هدایایی مانند.: منگلی ،انگشتر نقره، یک قواره پارچه و.....به خانواده عروس هدیه داده می شد.

مراسم ماه رمضان در ابیانه هوم بابا علی اکبر ارشدی ابیانه این مراسم در ابیانه به این صورت بود که: بعد از افطار بچه های نوجوان محله همراه با کوچکترها در دسته های چهار یا پنج نفره به درب خانه‌ها می‌رفتند و اشعاری می خواندند و آجیلی می گرفتند و میان خود تقسیم می کردند طرز خواندن به این صورت بود که یکی که صدای بهتری داشت با صدای بلند می‌خواند و دیگران همصدا جواب می دادند به این ترتیب : وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا  جواب      هوم بابا هوم بابا   وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا      جواب       هوم بابا هوم بابا علی اقا تاخت ار ایه (بر تخت نشسته )  جواب      هوم بابا هوم بابا بازی به سر داست ار ایه(باز روی دستش نشسته ) جواب      هوم بابا هوم بابا بازی و بازی اکره(اکره=می کند) جواب      هوم بابا هوم بابا سنگ ترازی اکره جواب      هوم بابا هوم بابا علی اقا شمایی   جواب      هوم بابا هوم بابا از باغ شاه میایی جواب      هوم بابا هوم بابا کلوچه سمور میخواهی(کلوچه سمور نوعی لباس  زمستانی بوده) جواب      هوم بابا هوم بابا کلوچه سمور به دوشت جواب      هوم بابا هوم بابا قربان ذهن و هوشت جواب      هوم بابا هوم بابا بپوش بپوش نچایی جواب      هوم بابا هوم بابا اگر از بچه ها خوب پذیرایی می شد و بچه ها از بخشش صاحب خانه راضی بودند ؛ می خواندند: داقَ کَیاای سور بو    جواب      هوم بابا هوم بابا    هر چه بَزنهِ پور بو    جواب      هوم بابا هوم بابا یعنی:   سقف خانه ات سرخ باشد       هر چه بزایید پسر باشد و اگر بچه ها از بخشش صاحب خانه خوششان نمی آمد می خواندند: داقَ کیاای پوش بو   جواب      هوم بابا هوم بابا هرچی بَزنِ موش بو   جواب      هوم بابا هوم بابا یعنی: سقف خانه ات پوش باشد    هر چه بزایید موش باشد! لینک کانال نویسنده در تلگرام. https://t.me/vionaman

تمدن باستانی اریسمان بادرود ساخته استاد پویا مجربترین تاریخ نگار هوش مصنوعی به سفارش :ذبیح اله صولتیان

به بهانه روز ولنتاین علی اکبر ارشدی ابیانه تاریخ ولنتاین 1404 برابر است با: شنبه 25 بهمن (مطابق با 14 فوریه 2026 میلادی) 🔸نکته قابل توجه همزمان بودن و تشابه مراسم اسپندی با مراسم ولنتاین می باشد با مقایسه اجرای این مراسم با آنچه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه و التفهیم درباره " جشن زنان"  یا " مردگیران"  یا "سپندارمذ " نوشته، به این نتیجه می توان رسید که مراسم اسپندی، نمودی از جشنی باستانی است که نیاکان ما در بزرگداشت زنان برگزار می کردند. و امروزه غربیان به نام ولنتاین بر گزار می کنند. مهم ترین نکته ای که ابوریحان بر آن تاکید می کند، هدیه دادن مردان به زنان است. وی در این باره می نویسد: " در زمان گذشته، اقین ماه (اسفند) و بویژه این روز، عید زنان بوده و مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و ری و دیگر بلدان باقی مانده و به فارسی مردگیران می گویند. بقایای این رسم به شکل محدودتری در مراسم اسپندی دیده می شود. لینک کانال نویسنده  در تلگرام.  https://t.me/vionaman

خمسه مسترقه (پنجه اسفند ) علی اکبر ارشدی  ابیانه گاه شمار خورشیدی که حکیم خیام آن را بنیان نهاده است در واقع از روی گاهشمار باستانی ایران گرفته شده است با این تفاوت که 6 ماه نخست سال 31 روز دارد و 6 ماه دوم 30روز. اما ﺩﺭ ﮔﺎﻫﺸﻤﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ پیش ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ (زرتشتی) ﺳﺎﻝ ۳۶۵ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ، و ﻫﺮ ۱۲ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ ۳۰ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪماههای رعیتی گفته می شد،ﺳﺮﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﺪ ۳۶۰ ﺭﻭﺯ ، ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺳﺎﻝ به عنوان ﺟﺸﻦ ﭘﻨﺠﻪ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯿﺸﺪ ﻭتعطیلات ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺟﺸﻦ ﭘﻨﺠﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ ﻭ ودر این ۵روز فقط جشن وسرور بود وهیچگونه فعالیتی انجام نمی شد. ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ پس از این 5 رور ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻧﻮﺭﻭﺯ ﻣﯿﺮﻓﺘﻨﺪ. .ﺟﺸﻦ ﭘﻨﺠﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﯿﺎﻥ ﺯﺭﺗﺸﺘﯿﺎﻥ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﺍﺳﺖ. ✔️پنجه اسفند در ابیانه قابل توجه آنکه مردم ابیانه به این شروع اسفند توجهی نداشتند  و در پایان بهمن 5 روز را پنجه اسفند یا خمسه مسترقه می گفتند و بر خلاف جاهای دیگر پنجه اسفند بین ماه بهمن و اسفند قرار می گرفت و پس از این 5 روز اول اسفند ابیانه شروع می شد. البته مراسم شب اسفند خود حکایت مفصلی دارد که در زمان خودش توضیح می دهم

تاریخچه مراسم نیمه شعبان در ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه آنچه که امروز مادر ابیانه داریم باقیمانده فرهنگ ساسانیان است و بعدها زبان پهلوی اشکانی که زبان رسمی ایران قدرتمند آن زبان بود در ابیانه رواج پیدا کرد و مذهب زرتشت دین رسمی این مردم کهن گشت و ساسانیان توانستند دراین روستای متمدن و با فرهنگ قلعه‌ها و آتشکده‌های ارزشمندی برپا کنند. با ظهور اسلام در ایران مناطقی که در مسیر جاده بودند مانند قهرود به سرعت اسلام را پذیرفتند ،اما مردم ابیانه که در مکانی محصور در داخل کوهستان و به دور از جاده‌های اصلی بودندچند صد سال دیرتر مسلمان شدند. با پذیرش اسلام در ابیانه مسلمانان و زرتشتیان در کنار هم به خوبی زندگی می‌کردند و این همزیستی عاقلانه باعث شد که علاوه بر حفظ فرهنگ زرتشتی پیشرفت قابل توجهی در معماری و صنعت ابیانه به وجود آید که نمونه آن منبر و محراب و مسجد و ساختمان ضد زلزله (با اسکلت چوبی) روبروی آب انبار ناره می‌باشد. درزمان صفویه زرتشتیان ابیانه به یزد وهند مهاجرت کردند ولی فرهنگ زرتشت تا حدودی در فرهنگ ابیانه باقی ماند وهمین عاملی بود که به مراسم اسلامی کمترتوجه شود. نمونه این مراسم نیمه شعبان می باشد به استناد کتاب مردم شناسی ابیانه بنا به قول مرحوم حاجی آقای مهدی نعیمی حدود ۷۰ سال پیش به واسطه فردی به نام اربابی که خادم زیارت بود مراسم نیمه شعبان به صورت رسمی به ابیانه آورده شد آقای داود محسنی که از فرهیختگان ابیانه می باشد اعتقاد دارد: اربابی قبل از پاسداری مسجد وزیارت ،  روبروی منزل غلامرضا شفیعی  جنب مغازه ماشاالله خانقاهی کارگاه قالی بافی داشت ۰ برای اولین بار دیوارهای آن خانه را قالی آویزان کرد وچراغانی  ، واین در ابیانه سابقه نداشت ۰ بعد که پاسدار مسجد وزیارت شد در این مکان هم ادامه داد لینک کانال نویسنده  در تلگرام https://t.me/vionaman

✅ جشن سده وابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه جشن سَده، یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز دهم ماه بهمن برگزار می‌شده و هنوز هم در میان زرتشتیان این آئین در روز دهم بهمن انجام می شود. این جشن به صورت دسته جمعی با افروختن اتشی بسیار بزرگ با هیزمی که از صبح بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود و با نیایش خوانی و سرودخوانی و پایکوبی همراه می باشد، که به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. در کتاب های تاریخ و ادبیات قدیم ایران مانند شاهنامه فردوسی به جشن سده به عنوان یکی از جشن‌های‌ بزرگ ایرانیان اشاره شده است. 🔸 جشن سده در ابیانه🔸 این جشن در هر نقطه ای متناسب با آداب و سنن مردم آن صورت خاص خود را داشته و در میان مردم ابیانه با اصطلاح "کرد به کوه رفتن و برگشتن" مشهور است. کرد کیست و چرا به کوه می رود؟ مفهوم این موضوع تغیرات جوی است و مردم ابیانه عقیده دارند که51 روز مانده به اول فروردین کرد به بالای کوه می رود و شب را در کوه می‌ماند و روز بعد با یک پشته سوخت (هیزم) پایین می آید. در این روز است که زهر هوا می شکند و تعبیری که برای این اصطلاح می آورند این است که در روز رفتن کرد به کوه طبقه ای از هوای سرد زمهریری به طرف بالا حرکت می کند و روز بعد طبقه ای از هوای معتدل یا گرم جای آن را می‌گیرد و این جابجایی هوا موجب کاربرد این اصطلاح شده است. در ارتباط با تائید این مطلب که رفتن کرد به کوه جشن سده ابیانه است آقای خوانساری از جلد ششم تاریخ اجتماعی مرتضی راوندی درباره جشن سده کمک می گیرد که: ((...جشن باد بره که در بهمن ماه به مناسبت وزش باد بهاری صورت می‌گرفته است در بین مردم معمول بوده و مراسم خاص آن رعایت می شده است)) اما چرا در این جشن که جشن سده ابیانه می‌باشد و مردم ابیانه مقید به حفظ آداب و سنن هستند و برای آتش اهمیت خاصی قائل هستند اثری از آتش افروزی بر خلاف جاهای دیگر نیست به این دلیل است : که احتمالا در این موقع از سال سطح زمین ابیانه پوشیده از برف های زمستانی بوده و کوچه ها آنچنان از برفهای سنگین انباشته می‌شدند که رفت و آمد با دشواری انجام می شد و من به خوبی انبوه برف در کوچه ها را به خاطر می آورم و لذا آوردن بوته و آتش زدن به صورت انبوه در میان برف ها جایگاهی نداشته و عملا فرصتی برای انجام آن نبوده است. و اما کلمه کرد از کجا آمده است: بنظر می رسد چون لباس مردم ابیانه در قدیم شبیه مردم کرد بوده و قبا و الخالق و شلوار گشاد می پوشیدند و چوپانان نیز از کولچه و نمد و پاپیچ در زمستان استفاده می کردند و معمولا در صحرا و کوه زندگی می کرده‌اند شاید بتوان رفتن کرد به کوه را به آنها تشبیه کرد و اسم کرد را از آن جا گرفت. https://t.me/vionaman

✅ جشن سده وابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه جشن سَده، یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز دهم ماه بهمن برگزار می‌شده و هنوز هم در میان زرتشتیان این آئین در روز دهم بهمن انجام می شود. این جشن به صورت دسته جمعی با افروختن اتشی بسیار بزرگ با هیزمی که از صبح بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود و با نیایش خوانی و سرودخوانی و پایکوبی همراه می باشد، که به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. در کتاب های تاریخ و ادبیات قدیم ایران مانند شاهنامه فردوسی به جشن سده به عنوان یکی از جشن‌های‌ بزرگ ایرانیان اشاره شده است. 🔸 جشن سده در ابیانه🔸 این جشن در هر نقطه ای متناسب با آداب و سنن مردم آن صورت خاص خود را داشته و در میان مردم ابیانه با اصطلاح "کرد به کوه رفتن و برگشتن" مشهور است. کرد کیست و چرا به کوه می رود؟ مفهوم این موضوع تغیرات جوی است و مردم ابیانه عقیده دارند که51 روز مانده به اول فروردین کرد به بالای کوه می رود و شب را در کوه می‌ماند و روز بعد با یک پشته سوخت (هیزم) پایین می آید. در این روز است که زهر هوا می شکند و تعبیری که برای این اصطلاح می آورند این است که در روز رفتن کرد به کوه طبقه ای از هوای سرد زمهریری به طرف بالا حرکت می کند و روز بعد طبقه ای از هوای معتدل یا گرم جای آن را می‌گیرد و این جابجایی هوا موجب کاربرد این اصطلاح شده است. در ارتباط با تائید این مطلب که رفتن کرد به کوه جشن سده ابیانه است آقای خوانساری از جلد ششم تاریخ اجتماعی مرتضی راوندی درباره جشن سده کمک می گیرد که: ((...جشن باد بره که در بهمن ماه به مناسبت وزش باد بهاری صورت می‌گرفته است در بین مردم معمول بوده و مراسم خاص آن رعایت می شده است)) اما چرا در این جشن که جشن سده ابیانه می‌باشد و مردم ابیانه مقید به حفظ آداب و سنن هستند و برای آتش اهمیت خاصی قائل هستند اثری از آتش افروزی بر خلاف جاهای دیگر نیست به این دلیل است : که احتمالا در این موقع از سال سطح زمین ابیانه پوشیده از برف های زمستانی بوده و کوچه ها آنچنان از برفهای سنگین انباشته می‌شدند که رفت و آمد با دشواری انجام می شد و من به خوبی انبوه برف در کوچه ها را به خاطر می آورم و لذا آوردن بوته و آتش زدن به صورت انبوه در میان برف ها جایگاهی نداشته و عملا فرصتی برای انجام آن نبوده است. و اما کلمه کرد از کجا آمده است: بنظر می رسد چون لباس مردم ابیانه در قدیم شبیه مردم کرد بوده و قبا و الخالق و شلوار گشاد می پوشیدند و چوپانان نیز از کولچه و نمد و پاپیچ در زمستان استفاده می کردند و معمولا در صحرا و کوه زندگی می کرده‌اند شاید بتوان رفتن کرد به کوه را به آنها تشبیه کرد و اسم کرد را از آن جا گرفت. لینک کانال نویسنده  در تلگرام https://t.me/vionaman

خانه های تاریخی ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه خانه صفره خانه صفره مربوط به دوره صفوی است و درمحله هرده واقع شده است. این اثر د
خانه های تاریخی ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه خانه صفره خانه صفره مربوط به دوره صفوی است و درمحله هرده واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۱۱۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. با گذشت این همه سال هنوز ساختمان این مجموعه، محکم و استوارو قابل استفاده  است. اولین مورد دیدنی در این شاهکار معماری ورودی و سردر است که از همان ابتدا دست هر فرد بیننده ای را می گیرد و به طرف ساختمان می کشاند. مورد دوم  دو عدد درب نفیس کم نظیر می باشد که با هنر، کنده‌ کاری، گره‌ چینی و با گل میخ تزئین شده است.   شباهت این بنا به عالی قاپوبسیار زیاد می‌باشد و این بنا رامی توان  مینی عالی قاپو نامید . در دیواره منزل سیلو ذخیره گندم وجود داردودالان به صورت هشتی وبسیار زیبا می باشد . برف وباران اخیر باعث ریزش ناودان کوچه اصلی شده است که نیاز به ترمیم دارد

خانه های تاریخی ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه خانه صفره خانه صفره مربوط به دوره صفوی است و درمحله هرده واقع شده است. این اثر د
خانه های تاریخی ابیانه علی اکبر ارشدی ابیانه خانه صفره خانه صفره مربوط به دوره صفوی است و درمحله هرده واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۱۱۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. با گذشت این همه سال هنوز ساختمان این مجموعه، محکم و استوارو قابل استفاده است. اولین مورد دیدنی در این شاهکار معماری ورودی و سردر است که از همان ابتدا دست هر فرد بیننده ای را می گیرد و به طرف ساختمان می کشاند. مورد دوم دو عدد درب نفیس کم نظیر می باشد که با هنر، کنده‌ کاری، گره‌ چینی و با گل میخ تزئین شده است. شباهت این بنا به عالی قاپوبسیار زیاد می‌باشد و این بنا رامی توان مینی عالی قاپو نامید . در دیواره منزل سیلو ذخیره گندم وجود داردودالان به صورت هشتی وبسیار زیبا می باشد . برف وباران اخیر باعث ریزش ناودان کوچه اصلی شده است که نیاز به ترمیم دارد

photo content

photo content

در روز پدر روح پدران کهن دیارمان شاد

کریسمس و رابطه آن با جشن های ایران باستان علی اکبر ارشدی ابیانه کریسمس( Christmas) جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامی‌داشت زادروز عیسی مسیح برگزار می‌شود. ایرانیان باستان پیش از ظهور زرتشت، میترا را می‌پرستیدند و همه ساله در بزرگداشت ، ولادت خورشید (مهر/میترا)که مصادف است با ۲۱ دسامبر، درازترین شب سال و شب آغاز اعتدال زمستانی, جشن‌هایی برگزار می‌کردند. با ظهور زرتشت و گرویدن شاهان هخامنشی به این آیین، عناصر مربوط به پرستش میترا (یا میترائیسم) رفته‌رفته در آیین جدید ادغام شد. با این‌حال آیین میترا هیچ‌گاه به‌طور کامل از بین نرفت. شاهان ایرانی سلسلۀ هخامنشی از داریوش (۵۲۲ تا ۴۸۶ ق.م) به بعد، با این‌که خود پیرو زرتشت بودند، بسیاری از عقاید میترائیسم را نگاه داشتند .میترا خدای خورشید و نور، با اهورامزدا خدای روشنایی تداعی شد، و در تقابل با اهریمن خدای تاریکی قرار گرفت. شب یلدا یا شب میلاد میترا خدای نور نیز کماکان گرامی داشته می‌شد، با این استدلال که در پیکار مستمر بین نیروهای تاریکی و روشنایی، بزرگترین نبرد در چنین شبی رخ می‌دهد و در نهایت روشنایی پیروز می‌‌شود؛ در چنین شبی بیرون از منازل خود آتش روشن می‌کردند و در داخل، اعضای خانواده زیر حرارت کرسی کنار هم به شب‌زنده‌داری می‌پرداختند جالب این‌جا است که درخت سرو یا "سرو یلدا" نیز به‌عنوان سمبول استقامت و پایداری در برابر سرما و تاریکی، در معابد میترا وجود داشت و در چنین شبی از آن استفاده می‌شد. جوانترها هر آرزویی داشتند به‌طور نمادین دور پارچه‌ای ابریشمی می‌پیچیدند و بر شاخه‌های سرو می‌آویختند. در پای درخت نیز هدایایی تقدیم میترا می‌کردند به این امید که آرزوهای‌شان را برآورده سازد. چنین سنت‌هایی در پی جنگ‌های ایران و یونان رفته‌رفته به اروپا نیز راه یافت. آیین میترا بزودی در بسیاری از مناطق مریدانی پیدا کرد، و معابد متعدد به افتخار میترا بنا شد. بااین‌حال احیای واقعی میترائیسم را در قرون دوم و سوم میلاد در امپراتوری روم شاهدیم. امپراتوران روم، میترا را که در ایران باستان مظهر وفاداری به پادشاه بود، بسیار باب‌طبع یافتند.. بدین ترتیب میترائیسم به یمن امپراتوران روم و سربازان‌شان، در قرون ۳ و ۴ به‌عنوان مهمترین رقیب آیین نوپای مسیحیت قد علم کرد و سخت در بین رومیان رواج یافت. و اما با پیروزی کنستانتین امپراتور مسیحی در سال ۳۱۲ و گسترش مسیحیت در دنیای روم، سنت پرستش میترا رفته‌رفته رو به افول نهاد. بااینحال باورهای کهن دنیای باستان را نمی‌شد یک‌شبه ریشه‌کن کرد. بنابراین، آبای صدر مسیحیت در قرن چهار که به‌خوبی با اساطیر و فلسفۀ دنیای باستان آشنا بودند و بر اهمیت‌شان واقف، در این فضای آزاد جدید کوشیدند از قابلیت‌های دفاعیاتی سنت‌هایی چون جشن یلدا و آیین ظهور میترا به‌منظور گسترش مسیحیت استفاده کنند: آنان با جایگزین کردن عیسی به‌جای میترا، تمام شکوه و عظمت جشن ظهور میترا را به‌یکباره به واقعۀ تولد عیسی انتقال می‌دادند. بدین ترتیب شب یلدا جشن ظهور میترا که پیشاپیش به‌خوبی در فرهنگ و باورهای دینی دنیای روم ریشه دوانده بود و قدمتی دیرینه داشت، تا سال ۳۳۶میلادی رسماً به‌عنوان سالروز میلاد مسیح یا کریسمس تعیین شد و میترا -‌‏ منهای عناصر چندخداباورانۀ آن-‌‏ جای خود را به مسیح داد. این‌که چرا ۲۵دسامبر انتخاب شد بدرستی روشن نیست، اما رومیان به احتمال زیاد این روز را که آخرین روز جشن‌های نیمۀ زمستان بود، روز تولد میترا می‌دانسته‌اند. با این‌حال تبدیل جشنی بت‌پرستانه به جشن میلاد مسیح، در ابتدا سخت با مخالفت روبرو شد. بخش شرقی امپراتوری روم، ۶ ژانویه را روز تجلی خدا بر آدمیان (Epiphany) در قالب تولد و تعمید عیسی می‌‌دانست، و کلیسای اورشلیم نیز تنها ۶ ژانویه را به‌عنوان روز میلاد مسیح معتبر شمرد و جشن می‌گرفت. اما رفته‌رفته کلیساهای شرق نیز، ولو با اکراه، مخالفت را کنار گذاشتند و سنت برگزاری عید میلاد مسیح در روز ۲۵ دسامبر را پذیرفتند، به‌طوری‌که این روز تا پایان قرن چهار تقریباً در همه جا رسماً به‌عنوان روز تولد مسیح جشن گرفته می‌شد. تنها استثنا، کلیسای ارمنی بود که هنوز هم میلاد مسیح را روز ۶ ژانویه می‌داند و ۲۵ دسامبر را به‌عنوان جشن بت‌پرستان ، مردودمی‌شمرد.   منابع مسیحت نیز به این موضوع اشاره دارند برای نمونه در«دایره المعارف کاتولیک» ، نیویورک، انتشارات رابرت اپلتون، چاپ ۱۹۱۱ صفحه ۷۲۵ نوشته که: «جشن بسیار معروف » میلاد خورشید شکست ناپذیر » که در ۲۵ دسامبر گرامی داشته می شد، از دلایل بسیار تأثیرگذار در گرامی داشتن تولد مسیح در دسامبر داشت»