𝟐𝟏
Open in Telegram
«ققنوس»
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
259
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
259
قبلنا هرکی میخواست از زندگیم بره با تموم وجود تلاش میکردم نگهش دارم و همش با خودم کلنجار میرفتم که یعنی کجا اشتباه کردم یا براش کافی نبودم.
اما الان همهی سعیمو میکنم که آدمای سمی رو از زندگیم حذف کنم.
آدمایی که ناراحتم میکنن، آدمایی که بهم انرژی منفی میدن، آدمهای که سو استفاده میکنن، آدمایی که تظاهر میکنن دوستت دارن و از همه مهمتر آدم هایی که آرامش و تمرکزم رو ازم میگیرن رو به راحتی حذف کنم.
آدما همیشه دنبال لیاقتشون میرن پس لطفا تا همونجا همراهتون باشه.
259
کاش ما آخرین نسلی باشیم که این زندگی رو تجربه میکنه، نسلی که یاد گرفت زود بزرگ شه، زود بفهمه، زود دل بکنه، نسلی که بیشتر از سنش خسته بود و بیشتر از حقش سکوت کرد، ما نسلی بودیم که با لبخند عکس گرفتیم و با اضطراب خوابیدیم، که قوی بودن رو بلد شدیم چون انتخاب دیگهای نداشتیم، نه اینکه نخواستیم شاد باشیم، فقط سهممون بیشتر تلاش بود تا آرامش، بیشتر فکر بود تا خیال راحت، شاید آرزو نکنیم دنیا تموم شه، فقط دلمون میخواست اگه قراره ادامه پیدا کنه، برای بعد از ما نرمتر باشه، مهربونتر باشه، کمتر دل بشکنه و کمتر آدم مجبور شه وانمود کنه حالش خوبه.
259
تا خدا بخواد به دادمون برسه،ما خودمون هزار بار به خدا رسیدیم،با هر نفسِ بریده،با هر شبِ سنگینی که بیصدا گذشت،با هر بغضی که نگهش داشتیم و فقط توی دلمون صدا زدیمش آدم یه وقتایی اونقدر خسته میشه که دیگه دعا هم شبیه نجوا میشه،آروم،بیادعا،فقط یه گفتوگوی بیواسطه بین دل و خدا ما قبل از اینکه نجات پیدا کنیم،بارها پناه بردیم،بارها نشستیم و گفتیم «دیگه نمیکشم»و بازم بلند شدیم،با همون دلِ زخمی،با همون امیدِ کمرنگ شاید معجزه همیشه اون چیزی نیست که منتظرشیم،شاید همین دوام آوردن،همین نشکستنِ کامل،خودش یه جور رسیدنه،یه جور دیده شدن که بیصدا اتفاق افتاده...
259
-از چیزایی برام بگو که حس میکنی برای بقیه اهمیتی نداره..
+از اون چیزایی برات بگم که معمولاً کسی جدیشون نمیگیره؟مثلاً اینکه وقتی یکی حواسش هست لیوان آب تو خالیه و بیصدا پرش میکنه، این کوچیک نیست.اینکه وسط شلوغی یه جمع، فقط یه نفر میفهمه حالت عوض شده و آروم میپرسه «خوبی؟» بدون اینکه بقیه بفهمن.اینکه یکی موقع رد شدن دستشو یه لحظه بیشتر روی شونهت نگه میداره، فقط یه ثانیه، ولی همون یه ثانیه اندازهی یه اعتراف ارزش داره.به نظرم دنیا با همین ریزهکاریها قشنگه، نه با قولهای بزرگ و حرفهای پر سر و صدا.کسی که یادشه قندتو کمتر دوست داری،کسی که وقتی خستهای کمتر شوخی میکنه،کسی که بدون اینکه بگی میفهمه امروز دلت سکوت میخواد.اینا چیزاییه که شاید برای خیلیا مهم نباشه،ولی برای یه دل، میتونه فرق بین «تنها بودن» و «داشتنِ یکی» باشه؛
