en
Feedback
ִֶָ𓏲࣪𝑰𝑵 𝑴𝒀 𝑫𝑹𝑬𝑨𝑴ִ🫐

ִֶָ𓏲࣪𝑰𝑵 𝑴𝒀 𝑫𝑹𝑬𝑨𝑴ִ🫐

Open in Telegram

روایت یک دختر معمار؛ جایی که قهوه، کتاب و رویاها، آرام‌آرام به واقعیت تبدیل می‌شن🍓🥐🏛️ 𝘵𝘢𝘭𝘬 𝘵𝘰 𝘮𝘰𝘰𝘯🫐☁️: @Mania_Moonbot

Show more
1 038
Subscribers
-224 hours
-67 days
-7030 days
Posts Archive
ּ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ˑ ּ۫ ּ ִ ۫ˑ ֗ ִˑ ּ۫ ּ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ˑ ּ۫ ּ ִ ۫𓂃🌻
  ּ   ִ ۫ ˑ ֗  ִ ˑ ּ۫  ּ   ִ  ۫ˑ ֗  ִˑ ּ۫  ּ  ִ  ۫ ˑ ֗  ִ  ˑ   ּ۫  ּ   ִ  ۫𓂃🌻

"Know I got it down bad, why can't you see? Why can't you? Why can't you see? Kinda fucked up, but it's heaven to me" 0:29

૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🏡 ✶ . 👷🏻‍♀ ° 📏 ⊹. یه روز عادی از معمار بودن به روایت تصویر🎀
+1
૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🏡 ✶ . 👷🏻‍♀ ° 📏 ⊹. یه روز عادی از معمار بودن به روایت تصویر🎀

+1
૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🌤 ✶ . 📖 ° 🪟 ⊹. Just a little peace

"Like you've never been this free 'Til you feel the sunrise Let the music warm your body Like the heat of a thousand fires The heat of a thousand fires"

૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🍞 ✶ . 🍯 ° 🍒 ⊹. Good morning
+1
૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🍞 ✶ . 🍯 ° 🍒 ⊹. Good morning

"Hey, cant you stay? Dont leave a fallen angle out here on her own, find a place, where we land is where we turn into a home" 1:43

૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🍰 ✶ . ☕️ ° 🪞 ⊹. یه چیزی کشیدم یه چیزی هم پختم هنرمندِ گرسنه‌ام خب:))🎀
+1
૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა 🍰 ✶ . ☕️ ° 🪞 ⊹. یه چیزی کشیدم یه چیزی هم پختم هنرمندِ گرسنه‌ام خب:))🎀

"He's just a man trying to stand, under the weight of the world" 0:27

૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა ✏️ ✶ . 🕯 ° 🍰 ⊹. یه دستم مشغول اسکیس زدن، یه دستم چنگال؛ هردوتاشونم مشغول خلق کردنن🎀🙂‍↕️
+2
૮Ꮚ ´‌ ᵕ ‌ ꒱ა ✏️ ✶ . 🕯 ° 🍰 ⊹. یه دستم مشغول اسکیس زدن، یه دستم چنگال؛ هردوتاشونم مشغول خلق کردنن🎀🙂‍↕️

ִֶָ𓏲࣪𝐈𝐭'𝐬 𝐓𝐢𝐦𝐞 𝐟𝐨𝐫 𝐚 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐁𝐚𝐤𝐢𝐧𝐠 . . ִ𓂃🍰 الک کردن آرد، شکستن تخم‌مرغ‌ها، کمی وانیل و شکر، صدای همزن، اضافه شدن شیر و روغن و در آخر پودر کاکائو بره توی فر، بوی کیک که کل خونه رو می‌گیره و صدای زینگـــ🛎 من واقعا عاشق همین لحظه‌هام وقتی با چند تا ماده‌ی ساده چیزی می‌سازم که بوی آرامش می‌ده و بوی وانیل کل خونه رو میگیره🪄 یه جور تراپیِ کوچیکه برای حالِ دلم تو روز تعطیل🌤️☕️🍶🥧

در شادترین لحظات زندگی‌ام، کتاب‌هایم بر شادی‌ام افزوده‌اند. در غمناک‌ترین لحظات زندگی‌ام، کتاب‌هایم از اندوهم کاسته‌اند.
اشلین گریر؛ تیکه‌ای از کتاب پژواک کتاب‌های قدیمی