"پروآز"
Open in Telegram
🕊️🌻 من منتظرِ ظهورِ خویشم؛ آنجا که بالها به پرواز وا شوند. _الهه، روایت من و مسیر کنکور ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6185761760
Show more919
Subscribers
-124 hours
-147 days
-10530 days
Posts Archive
918
یادمه بچه بودم شاید ۷ ، ۸ سالم بود با داییم رفتع بودم اصفهان نقش جهان ، پر حاشیه ترین الکلاسیکو ایران ، سپاهان پرسپولیس ، من اولین بار بود که ورزشگاه میرفتم . با هزار ذوق و شوق رفتم و اینقدری جو درگیری هواداری وحشتناک بود برای من ۷ ساله که ترسیده بودم و دست داییمو فشار میدادم. وقتی میومدیم بیرون دو تا اقا بودن با یدونه بادیگارد میومدن بیرون داییم اونا رو دید ذوق کرد ، من گفتم میرم باهاشون دست بدم ، میون کل اون جمعیت با جسم ریزه میزم زدم کنار و رفتم حلو ، نگهبان اومد منو بگیره ولی اون مرد نزاشت . نه تنها دستمو گرفت و حالمو پرسید ، تازه بهم شکلات داد . چقدر دلم برات تنگ شده ، مرد میدونی چقدر اون روز دل منو شاد کردی؟ اون دو نفر کسی نبودن جز علی انصاریان و مهرداد میناوند عزیز عزیز . و چقدر دلم براتون تنگ شده برای براتون تنگ شده برای روزایی که بعد بازیای پرسپولیس شاعت ها حرفاتون توی شبکه سه رو گوش میدادم . روحتون شاد
#پسر_پرسپولیس
