love's 𝒟ilemma ִֶֶֶֶֶָָָָ֢֢֢֢࣪
Open in Telegram
"you’re the only place that feels like home." t.me/delimmaserabot 🌌 t.me/thereverdecer
Show more1 736
Subscribers
+524 hours
+587 days
+6530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+68
in 10 channels
August '26
+69
in 3 channels
Get PRO
July '26
+81
in 6 channels
Get PRO
June '26
+118
in 8 channels
Get PRO
May '26
+37
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+72
in 5 channels
Get PRO
January '26
+44
in 4 channels
Get PRO
December '25
+94
in 41 channels
Get PRO
November '25
+35
in 4 channels
Get PRO
October '25
+50
in 1 channels
Get PRO
September '25
+216
in 54 channels
Get PRO
August '25
+89
in 9 channels
Get PRO
July '25
+103
in 6 channels
Get PRO
June '25
+142
in 24 channels
Get PRO
May '25
+80
in 7 channels
Get PRO
April '25
+90
in 8 channels
Get PRO
March '25
+144
in 9 channels
Get PRO
February '25
+89
in 5 channels
Get PRO
January '25
+158
in 16 channels
Get PRO
December '24
+194
in 13 channels
Get PRO
November '24
+159
in 59 channels
Get PRO
October '24
+550
in 39 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | +1 | |||
| 07 September | +6 | |||
| 06 September | +8 | |||
| 05 September | +11 | |||
| 04 September | +4 | |||
| 03 September | +4 | |||
| 02 September | +9 | |||
| 01 September | +25 |
Channel Posts
در انتها آدمهای دلما توی سر من واقعین. در این لحظه هیونجین داره زجر میکشه، جونگین یه گوشه با سردرد خلوت کرده، سونگمین داره فیلم میبینه تا حواسش از درد قلبش پرت بشه، چانگبین به دیوار زل زده و چشماش خیسه (بله، حالش خوب نیست) مینهو میخواد کاغذ خطخطی کنه ولی خستهست و میگرنش اذیتش میکنه، جیسونگ به ساحل شب زل زده و از خودش میپرسه که تا کی قراره فرار کنه، فلیکس پشت لپتاپ چشماشو میماله و نمیدونه تا کی قراره ذره ذره از خودش در راه رسیدن به کمال خرج کنه و آخر قصه هیچ باشه و چان... چان از همهشون آرومتره. این دردها رو تنهایی و توی سن کمتر کشیده. الان فقط عضلاتش درد دارن و دلش برای دوست پسرش تنگ شده. سعی میکنه به افکار عمیقش اهمیت نده. پسرای دلما برای من وجود دارن؛ با نقصهاشون وجود دارن، با تصمیمات اشتباهشون و گندهایی که زدن، میزنن و خواهند زد. با لبخندهاشون و اشکهاشون، فرار کردنها و موندنهاشون و در انتهای قصه همهشون میدونن که عشق به جای درست ماجرا برشون میگردونه.
| 2 | امروز داشتم بهش فکر میکردم که واقعاً برای من معنای عمیقی داره و خواستم دستتونو بگیرم یه ذره عمیقتر باهم بریم 💙 | 602 |
| 3 | من از نوشتن این داستان و هر کاپل یه هدف داشتم. نمیخوام اینطور بهش نگاه بشه که آره، نوشتنو سخت کردم و براش هدف گذاشتم. نه واقعاً. از دلم بود. کلماتش از دلم ساخته میشدن ولی این وسط چیزهایی هم بودن که توی سرم داشتم و دلم میخواد باهم بهشون برسیم. هر کاپل برای من یه معنا داره. love's dilemma از اسمش هم مشخصه. داستان عشقه. همهچیز حول محور عشق و احساساتیه که عشق به همراه داره. معنیش برای من میشه "معضلِ عشق" احساسی که همه برای داشتنش به دنیا اومدیم و گاهی میتونه چنان زخمهایی بهمون بزنه که حتی خودش هم نتونه مداواشون کنه. هر کاپل دلما برای من یه تم و کانسپت داره. امشب چون صرفاً بحث این دو کاپل داغ بود، درمورد چانگمین و هیونین براتون میگم.
کل درون مایهی هیونین عشقیه که با آسیب همراهه. "دوست داشتن توی رابطه کافی نیست." تو باید به یه حدی از کمال و بلوغ رسیده باشی تا بتونی به کسی عشق بدی. هیونجین زخمیه و کسی که زخم داره نمیتونه مرهم کس دیگهای باشه. سرزنشش نمیکنم. هم هیونجین اشتباهاتی داره و هم جونگین ولی این کلیت ماجرای هیونینه برای من. اینکه گاهی یکیو دوست داری ولی دوست داشتنش درد داره. موندن کنارش دردناکه و رفتن هم همینطور. رابطهی این دو نفر درست مثل یه چاقوئه که اگه بکشیش زخمی میکنه و اگه محکم بگیریش هم همینطور. با هیونجین میخواستم یه شخصیت آسیب دیده رو نشون بدم که خالصانه عاشقه ولی همیشه عشق خالصانه کافی نیست. در مقابلش کسی نیاز بود که واقعاً بخواد زخمهاش رو بغل کنه اما در انتها ما مسئول زخمهای خودمون هستیم؛ نه کس دیگهای. کسی شاید بخواد احساساتشو خرجمون کنه اما نمیتونه تمام خودش رو برای مراقبت از ما بذاره. بالاخره روزی خسته میشه از دوست داشتن دردهایی که مال خودش نیستن. درنهایت به این جمله برمیگردیم که عشق میتونه بدترین آسیبها رو بزنه.
و درمورد چانگمین؟ من به شخصه آدمی هستم که قبل از دلما میگفتم «نویسندهها گاهی یه عشق یه طرفه میذارن توی داستان تا ریدر همذاتپنداری کنه باهاش و به نوعی تأییدیه بگیرن» اما چانگمین دیگه این شکلی نبودن. سونگمین کسی نیست که میخواد چانگبین بهش نگاه کنه. سونگمین این مرد رو تمام و کمال میخواد. فقط دنبال نگاهش نیست، میخواد کل قلبش، روحش، فکرش و... رو داشته باشه. به کم راضی نیست، از ابراز احساساتش نمیترسه، از بازخواست چانگبین نمیترسه. براش مهمه که توی زندگیش یه عشق واقعی داشته باشه. داستان چانگمین هم تم و کانسپت دیدن ماجرا از هردو دیدگاه رو داره. شما اگه دوستی مثل سونگمین داشتین از چانگبین متنفر میشدین چون داستانشو نمیدونستین. از دلیلش بیخبر بودین اما من میخواستم داستان یه عشق یه طرفه رو از سمت کسی که عشق رو پس میزنه هم بخونیم. بفهمیم دلیلش چیه، بفهمیم چی مانعش میشه. چانگمین دلما برای من فقط یه رابطهی یه طرفه و بدون برگشت نیست. چیزیه که هردو طرف دو دنیای متفاوتن. سفید و سیاهن، یین و یانگن... و من میخواستم شما رو به این دو دنیای متفاوت ببرم تا ماجرا رو از چشم دونفر بخونین. | 610 |
| 4 | جدای از اینها، صحبت درمورد دلما داشتم که صرفاً افکار خودمن. امروز حین نوشتن، چک کردن پارت و خوندن پیاماتون چنین چیزهایی توی سرم بود که گفتنش خالی از لطف نیست | 594 |
| 5 | - | 598 |
| 6 | WAR IS OVER | 601 |
| 7 | من قرار بود بیام حرف بزنم. کمی دیر شد ولی با حرفهای زیادی اومدم. | 598 |
| 8 | قشنگ شمایید و لطفتون | 379 |
| 9 | این متن خوشگل از انون رو بخونید. امشب تصمیم دارم بیام کمی درمورد دلما براتون حرف بزنم و از اهداف/احساساتم بگم 💗 | 613 |
| 10 | من این پارت...برای سونگمین بغض خالص بودم..و فکر کنم یه ماهی بود که سمت نوشتن نرفته بودم و بخاطر سونگمین دلما دوباره انجامش دادم..و خب..مشکل اینه من همیشه چیزای کوچیکی که برای خودم مینویسم پایان خوبی ندارن.. برای همین شاید یکم میدونید؟..زیادی بنظر برسه ولی خودم خیلی دوستش دارم پس امیدوارم شما هم دوستش داشته باشید:)
دور میشوی و سرمای این دوری به استخوانهایم هم رسیده است...اگر بگویم نیستی به تو ظلم کردهام..و اگر بگویم هستی،به خودم... نمیدانم دلیل اشکهایم را...
نمیدانم برای دیدن تو با فردی دیگر گریه کنم یا برای تعریفت از شیرینی و خواستن لبهایم... در هراسم...زیرا تو هرگز تعلقی به من نداشتی...در عذابم چون نمیتوانم افکارم را کنترل کنم... نکند برایت خسته کنندهام؟..نکند آنقدر که باید زیبا نیستم...که نتوانستی سرت را بالا بیاوری... یا شاید...چشمان زیبایی ندارم...حق هم داری...او چشمانی به روشنی افتاب دارد و من به تاریکی شب...دستان من در تابستان، سرد است و دستان او در زمستان، گرم...تو یک خانه گرم میخواستی...تو به دنبال معنای عشق میگشتیی..پس شاید آموزگار خوبی نبودم...
عزیزکم...شیشه امن وجود من خیلی وقت است که ترک برداشته و خرده شیشهها، ریههایم را زخمی کردهاند... تنفس سخت شده...اکسیژنم تو بودی و حال ندارمت...شاید...شاید برای همین بوسیدنم را تنها در زندان خیالت نگه میداشتی.... میترسیدی بوسیدنم طناب داری باشد برای من؟...پس من کشته شدن به دستان تو را دوست دارم..
تو حتی نیامدی..اما نفس هایم را با خود بردی...هر قطره از این اشک یک نفس را با خود به این زمین سرد میبرد...اما این اشک ها امروز تمام میشوند...نفس های من هم همینطور...پس این عشق است...نفست را با خود میبرد... جانت را میگیرد...اما تو هنوز دوستش میداری... با این حال، دستم به سمت اسپری نمیرود. شاید میترسم دوباره نفس بکشم..و شاید مجبور شوم بپذیرم که تو کنار دیگری خوشحالی و من هنوز، بیصدا دوستت دارم....و تنها حسرتم این است... کاش بوسههایت دلیل این بینفسی بود..نه نبودنت... | 610 |
| 11 | اه احساساتی شدم | 122 |
| 12 | فقط بدونید خیلی عاشقتون هستم. دارم تکتک پیامایی که میفرستین رو میخونم و جدی ممنون این درک، حمایت و توجهتون به تکتک بخشها هستم. هیچوقت این عشقی که به من و دلما دادین رو فراموش نمیکنم 💗 | 607 |
| 13 | نه شوخی کردم. | 91 |
| 14 | No text... | 125 |
| 15 | https://t.me/lovesdilemma/15557
کیانا اگه با هیونجین این کارو کنی کاملاً جدی منم باهاش به کشتن میدی نکنیا. | 125 |
| 16 | عزیزم؟ دلبندم؟ تروخدا نکن | 125 |
| 17 | بهنظرتون اگه بخوام یکی از شخصیتای دلما رو به کشتن بدم اون کیه. | 121 |
| 18 | شما رو نمیدونم ولی این پارت به حدی برای من سنگین بود که حتی حالا هم درموردش حرفی ندارم. جدای از بخش اول... باقی پارت حس و حال آشفتهای داشت. دلم میخواد بدونم چه جزئیاتی نظرتونو جلب کردن؟ یه سری چیزا رو عمدا نگفته گذاشتم که دوست دارم کشفشون کنین. یادتون نره که مشتاق شنیدن حرفاتونم. 🤍 | 617 |
| 19 | ⸝⸝ love's dilemma's “anon„ for you. | 585 |
| 20 | ⋆ today's letter : from minho. | 603 |
