Engene Home انهایپن
Open in Telegram
2 524
Subscribers
-624 hours
+1317 days
+27730 days
Posts Archive
2 523
Repost from s(martin)es 🆕
web : # さ– nation ?
📀 . teen wolf ’s 1page
2 523
Repost from 𝓛𝓾𝓷𝓪𝓽𝓲𝓬 𝓑𝓵𝓾𝓮 🌙💙 آبسشن 🆕️
The sleepless nights 🌙
Couple: #Heejake #ENHYPEN
Genre: angst, toxic
Writer: Luna
Channel: @lunafics
Tap here to read 📖
#oneshot
2 523
Repost from Always✞⁷
امروز برای اولین بار،فوتوشات تکی هایب داشتند،تمام گروه ها برای عکسبرداری،با گروه دیگر آماده میشدند. سونگهون و نامجون اولین نفر،برای عکسبرداری رفتند. "جناب کیم و جناب پارک،لطفا روی چمنا دراز بکشید" هر دو پسر،روی چمنا دراز کشیدند و عکسبرداری،شروع شد. بعد از عکسبرداری روی چمن،دو پسر عکسبرداری دو نفریشونو،شروع کردند. بعد از حدود سی دقیقه،عکسبرداری گروه اول تموم شد. "خسته نباشید،میتونین استراحت کنین" پسر عکاس،سپس به سمت گروه دوم،پا تند کرد. "ممنونم ازت،هیونگ که برای عکسبرداری،با من همراه شدی" "من ازت ممنونم،که منو به عنوان همگروه،خودت انتخاب کردی" دو پسر لبخندی زدند و با هم به سمت،آسانسور داخل راهرو،قدم برداشتند. داخل آسانسور شدند و طبقه های مورد نظرشونو،کلیک کردند. "انگلیسیت،قوی تر شده،درسته؟" "بله،با دیدن سریال فرند،انگلیسیم خیلی بهتر از قبل شده و همش لطف،شما بود" "نه اینطور نیست،تلاشای خودتم بود،فایتینگ" "متشکرم ازتون" با صدای بوق آسانسور،پسر کوچیکتر تعظیمی کرد و به سمت اتاق مورد نظرش،به راه افتاد. ناگهان مرد سیاه پوشی،از جلوش رد شد و به سمت اتاقک آسانسور،پا تند کرد.𝙎𝙪𝙣𝙜𝙉𝙖𝙢❍
2 523
Repost from Moa Home
👤: این مرغ تند رو به کی میدی؟ 🦊: تهیون 🦊: اون نمیتونه غذای تند بخوره 🦊: احتمالا میمیره 😂
تهیون: بقیه هیونگ دارن، مام داریم....💔
2 523
Repost from 𝘊𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳 ✤
° ᨳ 🍂 𝆹𝅥 𝆹𝅥 ෧ °、🧡 𓂃ᡴꪫ
𝘓𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮 𝘰𝘧 𝘴𝘱𝘳𝘪𝘯𝘨, 𝘰𝘶𝘳 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘣𝘦𝘨𝘢𝘯 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵𝘭𝘺, 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘵𝘸𝘰 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘧𝘪𝘯𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘢𝘳𝘮𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳’𝘴 𝘱𝘳𝘦𝘴𝘦𝘯𝘤𝘦.🌿
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘼 𝙜𝙚𝙣𝙩𝙡𝙚 & 𝙥𝙧𝙚𝙩𝙩𝙮 𝙖𝙘𝙦𝙪𝙖𝙞𝙣𝙩𝙖𝙣𝙘𝙚🌼
𝙐𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣: @HhloveEn7Bot𐙚𐙚__ 𝓱𝓮𝓮𝓱𝓸𝓸𝓷 ° 𝜗𝜚 ☆、
