en
Feedback
𝕄ℝ 𝕊ℍ𝔸ℝ𝕃𝕀

𝕄ℝ 𝕊ℍ𝔸ℝ𝕃𝕀

Closed channel

Paradise of criminals Its me خستمه ؛ مسکوتشونم ؛ Extraction agent Controlled controversy ‏صدایی آرام و سکوتی بی‌صدا ؛ حضوری کمرنگ و غیبتی نامرئی ؛ رنجیده و یادآور ؛ بی آزار اما قاتل ؛ @Its_sharlibot فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ

Show more
1 815
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-930 days
Posts Archive
اصلیه همونی بود کِ وسطِ بمب‌بارون پیامک داد " سلام امیدوارم حالت خوب باشه ، نگرانت بودم "

Video message00:14

Video message00:11

آخیش :)

نگاه به جاده‌یِ غرورِ سیگار و رشته‌یِ خاکستریِ خاطرات ... خون‌ها همیشه نقاشی‌هاشون رو ، روی تن نقش میزنن تا هر زخم بشه سروده‌یِ تنهایی ، تا آغوشِ تُ آوازِ من رو بخونه ؛ دلتنگیم ، میشه مِهی کِ زخمها رو پوشونده ، تا سیگارم بتونه رقصِ دودِش رو توی دلِ تاریک این نگاه تمرین کنه . خون ، خاموش و سرخ ، زیر پوستِ شب پنهون شده ؛ اما با اولین نفس ، دلتنگیت توی تنم جاری میشه ! آغوشت ، پناه‌گاهیه کِ سیگارها توش بی‌صدا خاکستر میشن و خونم تو رگ‌هات آروم میگیره . دلتنگیم رو ، رویِ برگِ سیگار نوشتم ، با خونِ سرخِ پهلوم امضا کردم ، بِ آغوش مه آلودِ خاطره سپردم تا زخمهای قدیمی رو دوباره بخونن . توی دودِ بلند سیگار ، کِ از میونِ انگشت‌هام دلتنگی بالا میره ، خون زیرِ پوستِ شب تازه میتپه خاموش ، سرخ ، ناتموم ... زخمهام ، نامه‌های تا نخورده‌یِ گذشته‌ ان کِ آغوشِ تُ هنوز جوابش رو ننوشته ... دلتنگی گردِ خاکستری میشه رو سوییشرتِ خاطرم ؛ سیگارِ روشنی کِ هر پُکِش یه قصه رو میسوزونه و خاکسترش روی زخمِ تازه میریزه . خون ، اما هنوز میونِ این همه دود زمزمه میکنه " من جاری‌ام حتی وقتی رگ‌ها فراموشم کنن " و آغوشِ تُ تنها مامنی میشه کِ زخم‌های خونریزی شده‌ام رو بِ یادگاری تبدیل میکنه ؛ سیگارم بدون تَرَک خاموش میشه ، دلتنگیت بدون پرواز بال درمیاره ؛ خونِ تُ ، هیچوقت از رگِ عشقم حقِ خروج نداره :) فقط گه گاهی تو قالبِ سیگار میسوزه ، توی یه زخم نفس تازه میکنه و دلتنگیم میشه انعکاسِ چشم‌های خاص و غم‌دیده‌ات ‌ تِ همیشه توی بغلم جاری‌‌ای . بذار سیگار تموم شه ؛ خونت توی رگهام جاری بمونه‌ . زخمهات نقشهای بیصدای تنم باشه و دلتنگیت شعری بمونه کِ آغوشم هر شب میخوندش :) تُ اگه بیای ؛ سیگارها همه به شباهتِ شمعِ استقبال تبدیل میشه ‌. خون ، توی رگهام شیرکاکائو میشه زخمهام میشن نقشه‌ی راهِ زندگیمون و دلتنگیِ بینمون ، نگهبان تن‌هامونه کِ در هم تنیده . - الف.سین.ذال

زندگی اینجوریه کِ قوی‌ای قوی‌ای قوی‌ای قوی‌ای یهو با یه ویس از آقا میزنی زیرِ گریه ؛

I miss your vioce
SHARLI 🎧

عاشقان هم ، همه خوابند در این موقع شب ! بی‌گمان یک دلِ ویران شده از عشق ، فقط بیدار است . - آقا جونم

از تِمِ بیتِ رهبری تا بادیِ لانچر ، برای دخترای سرزمینش صورتی میشود ؛ - ایران زمین

دلم میخواست یه بسیجی معمولی باشم الان وسطِ تورِ ایست‌بازرسی با عشق اسلحه دست میگرفتم :)

Repost from N/a
ز بی‌قراری ما فارغ است خاطر یار دل گُهر چه خبر دارد از تپیدن موج

تا نوبتِ انتخاب رنگِ پسرا شد ، آتش بس شد :)

‏بُرد رو كسى كرده كِ چشم و ابرو زيبا داره . مثل تُ ♡

هر اتفاقی افتاد ، هیچوقت بهم دروغ نگو ، حتی اگه بخاطرِ خودم باشه .

- خوبی ؟ + خوبم
- خوبی ؟ + خوبم

اِحتَضِنّ أروَاحَنّا الذَابِلةَ يا حُسَين " جان‌هایِ پژمرده‌ی ما را در آغوش بگیر یا حسین "

از اینجایی که من دارم پاگردِ مسجد مینویسم برات تا غبارِ خستگی پیاده روی‌های شبانه ات رو از تنت بگیرم ، تا خونه که تویی سلام ؛ از اینجایی که چهارشنبه است تا یکشنبه سال گذشته ساعت ۴ و نیم صبح و روز دوم جنگ سلام ؛ از اینجایی که دلتنگتم و به تمام بارهایی که نگاهت به نگاهم گره خورد و وجودت رو حل نه ، گره نه و حتی یکی نه بلکه جزء دیگه‌ی خودت کردی ، سلام ؛ از اینجایی که صدات رو ندارم و به همه اون لحظه ها که ویس گرقتی و صدات شد عطرِ قلبم برای آروم شدنش ، سلام ؛ از اینجایی که خونه‌ای ندارم و قلبت خونه امنمه و چای توش تازه دمه و منتظر اومدنمی تا اونقدر محکم بغلم بگیری که نفهمم تنِ کی زخم داره ، من یا تو ؛ سلام . از اینجایی که باید بوی اسپند بیاد و ذوق چشمات قلبم رو بدزده و لبخند بکاره کنج قلبم ؛ سلام . از اینجایی که نبودنت ریشه به ریشه تو جونم تیغ میزنه تا خونش جاری شه به اونجایی که دستم زخم برداشته و نیدونم عذابت داده ؛ سلام . از اونجا با دامنی که عطر بهار توشه و موهایی که آشفته‌ی دستهامه و دمِ در منتظره با گل‌هایی که از بودنم رنگِ سرخ به خودش گرفته تا اینجایی که سکوتِ مطلقه ، سلام . از اینجایی که خداقوتِ خشک و خالی میچسبه به سقِ دهن آدم‌ها و بوی زنده مانی نه زندگانی تا اینجایی که من چشم انتظارِ زندگانی و هم‌نفس شدن باهاتم ؛ سلام . از اینجایی که من هستم ، به اونجایی که تو هستی ؛ سلام . برای اینکه شاید کلید بچرخونم ، تو نباشی ولی کلماتم عوضِ من تو رو لمس میکنن و میبینیشوت با چشم‌هات و لبخندت خوشآمد میگن به بودنم و نفس کشیدنم ، سلام به تو از من که حقیقتا دلتنگ توام . خوش اومدم ، نه ؟  دل‌آورم که تو دلم رو برات آوردم و این خودش یعنی عطرِ زندگی به امضای من ... ۹:۳۶ دقیقه/ پایِ پله‌ها ، نماز صبحی که قضا شده/ نوزدهمین روزِ فرودین ماهِ صفر چهار یا شایدم‌ صفر پنج/ بداهه نویسی برای آتش بسی که بُهت و بصیر توامه در هم سوغاتشه و منی که مردِ معرکه مِیدونم ! اومدم پابوست تا بندهای پوتینمُ گره بزنم به بودنت ، به موندنت :)

In the line of reaching you ...