en
Feedback
𝘃𝗶𝗮💅🏽

𝘃𝗶𝗮💅🏽

Open in Telegram

Show more
Iran148 023The category is not specified
215
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+7
in 1 channels
August '26
+16
in 1 channels
Get PRO
July '26
+26
in 1 channels
Get PRO
June '26
+26
in 4 channels
Get PRO
May '26
+9
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 1 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+13
in 0 channels
Get PRO
January '26
+8
in 0 channels
Get PRO
December '25
+28
in 3 channels
Get PRO
November '25
+39
in 3 channels
Get PRO
October '25
+244
in 5 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 September0
17 September0
16 September+1
15 September0
14 September0
13 September0
12 September+1
11 September+1
10 September+1
09 September0
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September+1
03 September0
02 September+2
01 September0
Channel Posts
2
من یکیو می‌خوام که بدونم روزایی که از خودم بدم میاد اون هنوزم دوسم داره
64
3
No text...
40
4
No text...
41
5
امیدوارم ترند بعدی "شعور و شخصیت داشتن" باشه.
290
6
تا بتونم میگم از تو تا بتونم میگم از غم..
153
7
BAD TIMES Imael Angel.m4a
148
8
Download Music - To Ke Cheshmat - 320 - musicsweb.ir.mp3
167
9
لطفاً اینجوری استوریامو ریپلای کنید💅🙂‍↕️
لطفاً اینجوری استوریامو ریپلای کنید💅🙂‍↕️
173
10
Reza Karami Tara @KordMusic – Bi To.mp3
159
11
فرق منو دوستم🥰+1
فرق منو دوستم🥰
193
12
Voice message
214
13
Voice message
256
14
4_Divari.m4a
245
15
‏این داستان از چشم افتادن آدما هم واقعا ترسناکه چه کردی با اون همه علاقه‌ای که بهت داشتم احمق
260
16
Unknwon Artist - To Beheshtam - 320.mp3
241
17
نسل عجیب! ؟؟؟؟؟ ما نسل عجیبی بودیم… نسلی که هنوز بوی انسان می‌داد. نسلی که اگر دلش می‌گرفت، می‌رفت پشت‌بام… نه اینکه استوری بگذارد. نسلی که اگر عاشق می‌شد، یک کوچه را هزار بار بالا و پایین می‌کرد فقط برای دیدن یک پنجره. نه اینکه آدم‌ها را با یک لمس حذف کند و با لمس بعدی، وارد رابطه‌ای تازه شود. ما نسلِ «داشتنِ کم» و «حالِ خوبِ بیشتر» بودیم. یادش بخیر… تمام دارایی خیلی از ما، یک توپ پلاستیکی بود و چند تا رفیق که تهِ دنیا را با همان توپ فتح می‌کردیم. غروب که می‌شد، مادرها از پنجره داد می‌زدند: «بیا بالا… شام سرد شد…» و ما با زانوی خاکی و صورت عرق‌کرده، خوشبخت‌ترین آدم‌های دنیا بودیم. دخترهای آن زمان… چقدر معصوم بودند. با عروسک‌های ساده مادر شدن را تمرین می‌کردند، با خاله‌بازی عشق را، با دل کوچکشان وفاداری را. ما هنوز بلد بودیم «جمع بودن» یعنی چه. شب‌های جمعه خانه‌ی بزرگ‌ترها بوی زندگی می‌داد. صدای خنده‌ی عموها… بحث‌های پدرها… چای کم‌رنگ… هندوانه‌ی تابستان… و بچه‌هایی که گوشه‌ی خانه خوابشان می‌برد، در حالی که خیالشان از دنیا راحت بود. هیچ‌کس پولدار نبود… اما انگار همه ثروتمند بودند. بعد یک روز… بی‌صدا همه‌چیز عوض شد. آدم‌ها دیگر کنار هم ننشستند… روبه‌روی هم «آنلاین» شدند. بچه‌ها دیگر توی کوچه قد نکشیدند… توی اتاق‌های تاریک، زیر نور سرد مانیتورها بزرگ شدند. بازی‌ها دیگر بوی خاک نمی‌داد… بوی تنهایی می‌داد. و بدتر از همه این بود که آرام‌آرام، روح آدم‌ها هم عوض شد. دیگر کسی حوصله‌ی ساختن نداشت. همه دنبال مصرف کردن بودند؛ مصرف آدم‌ها، مصرف احساسات، مصرف رابطه‌ها. وفاداری شد یک واژه‌ی قدیمی. قناعت شد ضعف. حیا شد عقب‌ماندگی. و آدم‌ها آن‌قدر درگیر دیده شدن شدند، که فراموش کردند «فهمیده شدن» چقدر زیباتر بود. امروز خیلی‌ها از سطح سوادشان حرف می‌زنند… از مدارکشان… از روشنفکری‌شان… اما کافی‌ست چند دقیقه وارد دنیایشان شوی… می‌بینی پشت آن ظاهر شیک، یک روح خسته خوابیده. یک ذهن زخمی. یک انسانِ پر از حسادت، مقایسه، حرص و تنهایی. چه بر سر ما آمد…؟ چه شد که بچه‌ای که با یک بستنی خوشحال می‌شد، امروز با هزاران امکانات هم آرامش ندارد؟ چه شد که آدم‌ها این‌همه بی‌رحم شدند؟ این‌همه سرد؟ این‌همه بی‌قرار؟ شاید مشکل فقط تکنولوژی نبود… شاید ما آرام‌آرام اجازه دادیم انسان بودن از یادمان برود. ما بچه‌هایمان را سپردیم به صفحه‌هایی که بلد بودند توجهشان را بدزدند، اما بلد نبودند به آن‌ها عشق یاد بدهند. بلد نبودند رفاقت یاد بدهند. بلد نبودند شرافت را توضیح دهند. و حالا… وسط این همه هیاهو، گاهی دلم برای چیزهایی تنگ می‌شود که شاید دیگر هیچ‌وقت برنگردند… برای جمعه‌هایی که همه بودند. برای آدم‌هایی که هنوز نقاب نداشتند. برای رفاقت‌هایی که منفعت نمی‌شناخت. برای عشق‌هایی که با یک «سین» و «آنلاین» خراب نمی‌شد. دلم برای روزگاری تنگ شده که آدم‌ها، قبل از اینکه مدرن باشند… انسان بودند.
55
18
2:58
259
19
Unknown Artist - Eshghe To Khabi Boodo Bas (320).mp3
242
20
BAACAgQAAxkDAALQYGqXDrg2Qq1dPqta8HSpPICKbCVBAALHCw.ogg
18