ㅤnegro
Open in Telegram
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤtu amor es mi veneno, ㅤy estoy dispuesto a morir por él .
Show more210
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
210
Repost from N/a
+تو تنهایی و سیگار کشیدن رو به اون ترجیح دادی؟!
-نه اشتباه میکنی اون منو مجبور کرد ،وابسته تنهایی ،غم ،درد زجر و حتی اون سیگار فاکی بشم
+مجبور ؟ تو اونو ولش کردی تو ترکش کردی تو همه چیو نابود کردی و رفتی ، یادت رفته؟!
-نه من هیچی رو یادم نرفته همه این کارارو من کردم ولی اون خودش باعث شد اون میخواست من کسی باشم که خودم نیست اون میخواست من کسی باشم که فقط خودش و ادمای اطرافیانش میپسندن ولی من نمیتوستم طبق حرفای اون پیش برم ،میخواستم اون خود ِ منو بخواد نه کسی که تو ذهنش ازم ساخته بود و برای همه تعریف میکرد .
شاید اولش به خاطر اینکه عاشقش بودم و نمیتونستم بدون اون ادامه بدم راضی شدم کسی باشم که اون میخواست ولی نمیشد .
من خودمو گم کردم
من تنها تر شدم
انگار داشتم روحمو به فراموشی میسپردم میدونی جوهر ِ وجوودم رو داشتم از دست میدادم یه جا نشسته بودم خاکستر شدن روحم رو میدیم واقعا
اینو میخواست؟ چقدر اون ادم مغرور بود که میخواست منو عوض کنه ولی افکار خودش رونه چجوری منو دوست داشت در حالی داشتم عذاب میکشیدم و نادیده میگرفت؟
ببین عاشق شدن دو مرحله داره؛ اولش که دیدیش و ذوقی که کردی پروانه ها تو قلبت رشد میکنن و پرواز میکنن ؛ولی اگه اون پروانه ها نوری نبینن بال هاشون میشکنه و زخمی میشن و بعد مثل خون بالا میاریشون. من عاشق کسی بودم که نور چشماشو ازم دور کرد ؛من عاشق کسی بودم که گرمای وجودش رو با دوری کردنش ازم سرد کرد اون باعث شد تو اون تاریکی و سرمای وجوودم هم خودمو ازدست بدم هم اون پروانه هایی که ازذوق تو قلبم رشد کرده بودن. یادت بمونه اگر کسی رو به خاطر اون چیزی که هست دوست نداشته باشی، از همون اولم ترکش کن و برو چون اون ..خودِ لعنتیشو به خاطر تو گم میکنه و دیگه پیداش نمیکنه و دیگه هم عاشق کسی نمیشه!
210
Repost from Toska
آسمان چشمان اورا تاریکی گرفته و خاکستر ستارگان چشمانش به دست باد سوسو میزنند اندک اندک ماه درون چهره
اش میسوزد و از بین میرود او ناچار به زانو زدن مقابل آبی وجودش شده درد آبی او کم کم وجودش را میگیرد و مانند خار هایی از جنس دلتنگی از وجودش بالا میرود افکارش را دربر میگیرد اری قلب من حال درچماش او جای ستارگان درد آبی رقصان خود را به نمایش گذاشته است.
210
Repost from `
+4
𝙋𝙖𝙧𝙞𝙨
𝘐𝘵 𝘸𝘢𝘴 𝘢 𝘥𝘳𝘦𝘢𝘮𝘺, 𝘱𝘭𝘦𝘢𝘴𝘢𝘯𝘵, 𝘣𝘦𝘢𝘶𝘵𝘪𝘧𝘶𝘭 𝘤𝘰𝘶𝘯𝘵𝘳𝘺 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘢 𝘤𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤 𝘢𝘯𝘥 𝘳𝘦𝘭𝘢𝘹𝘪𝘯𝘨 𝘷𝘪𝘣𝘦
𝘒𝘪𝘮 𝘛𝘢𝘦𝘩𝘺𝘶𝘯𝘨 𝘸𝘢𝘴 𝘢 𝘣𝘰𝘺 𝘸𝘩𝘰 𝘭𝘪𝘷𝘦𝘥 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘤𝘰𝘶𝘯𝘵𝘳𝘺. 𝘏𝘦 𝘱𝘭𝘢𝘺𝘦𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘷𝘪𝘰𝘭𝘪𝘯. 𝘛𝘩𝘦 𝘴𝘰𝘶𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘮𝘶𝘴𝘪𝘤 𝘳𝘦𝘧𝘳𝘦𝘴𝘩𝘦𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘶𝘮𝘢𝘯 𝘴𝘰𝘶𝘭. 𝘏𝘦 𝘢𝘭𝘸𝘢𝘺𝘴 𝘶𝘴𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘥𝘳𝘪𝘯𝘬 𝘤𝘰𝘧𝘧𝘦𝘦 𝘣𝘦𝘵𝘸𝘦𝘦𝘯 𝘱𝘭𝘢𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘩𝘦 𝘷𝘪𝘰𝘭𝘪𝘯. 𝘈𝘤𝘤𝘰𝘳𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘩𝘪𝘮, 𝘗𝘢𝘳𝘪𝘴 𝘩𝘢𝘴 𝘥𝘦𝘭𝘪𝘤𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘤𝘰𝘧𝘧𝘦𝘦 𝘢𝘯𝘥 𝘩𝘦 𝘱𝘳𝘦𝘧𝘦𝘳𝘴 𝘵𝘩𝘦 𝘱𝘭𝘦𝘢𝘴𝘢𝘯𝘵 𝘵𝘢𝘴𝘵𝘦 𝘰𝘧 𝘗𝘢𝘳𝘪𝘴 𝘤𝘰𝘧𝘧𝘦𝘦 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺 𝘥𝘢𝘺 𝘵𝘢𝘴𝘵𝘦 𝘪𝘵.
210
Repost from n!ght play.
آغوشـت ؟ میتـوانم تا آخـرین نفـس بنویـسم دربارهاش کـه چه کـار کرد با مـندربـاره جایِ کوچـک امـا دنجی کـه میـان دسـت هایـت که در کنـجش قـلب پـاک و مهربانـت خانه کـرده دربـاره جایی که در تـمامی روز هـا و شـب ها ماننـد پنـاهگاهـی برای جـسم و روح قلـب پودر شـده مـن بود جایـی که متـعلق به حصـار دسـت هایم بود همـان دسـتان خسته ای کـه برای بـه آغوش گرفتـن آرامش قـصه هایش آفـریده شده ولی گویـی تو هـمان درد دردی مشـوش ، فکـرش میکنم الـتیام میـابد تقلا میـکنم افکارم را دقـیقه ای از او فـارغ سازم درد وقیـحانه تر خـود را در دلـم میگنجاند آن درد که درمانـدهای بیـش در حـال تقلای جـان و آسودگی مـرا بی انـدازه متـلاطم میگرداند
افـکارم را نمیخـواهم تا ذره ای تـراشه های روحـم التیـام میـافتند
