بدونِ اطلاع قبلی
Closed channel
در مسیر یادگیری هستم و صرفا ادراکاتم رو به اشتراک میذارم🌱 http://t.me/HidenChat_Bot?start=7941927935
Show more1 568
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1330 days
Posts Archive
1 568
.
چه میگذرد در کتابم که درختان بریده
برمیخیزند
کاغذ میشوند
تا از تو سخن بگویم..
شمس لنگرودی
1 568
انسان با خشونت روبهرو نمیشود
مگر آن را بپوشاند:
گاهی در لباس زیبایی، گاهی در هالهی آیین، و گاهی در نور قهرمانی..
1 568
فاجعه آنجاست که انسان در موقعیتی قرار بگیرد که جهان هیچ افقی برای امکانهای او نگشاید..
1 568
ﺳﻪ ﺳﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ !
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﮐﻮﭘﺮﻧﯿﮏ " ﻧﻮﺍﺧﺖ . ﺍﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ بلکه ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻧﻮﺍﺧﺖ . ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ "ﺍﺷﺮف ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ" ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﺪ ، نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﺧﺘﻼﻓﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ندارد.
ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﻓﺮﻭﯾﺪ " ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﺩ . ﺍﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻋﻘﻞ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ اﻧﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ , ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺑﺸﺮ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ
و سیلی که امروز می بایست مردم خواب آلوده ی سرزمینهای به خواب رفته را بیدار کند این است که :
راه آزادی و مدنیت نه از خیابان با مشت های گره کرده، بلکه از آرامش کتابخانه ها می گذرد. برای همین است که کتابخانه ها در سرزمین های به خواب رفته امن ترین جا برای عنکبوت هاست.
اروين د. يالوم
1 568
لوسیفر ، روشناییبخش سقوط کرده، یادآور آن است که گاهی جستجوی حقیقت و آزادی، حتی اگر انسان را به پرتگاه غرور بکشاند، خود نشانهای از روح بیدار است..
1 568
بودن یا نبودن؟
مساله این است! آیا شریف تر آن است که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم و یا آنکه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشکلات بجنگیم تا آن ناگواری ها را از میان برداریم؟ مُردن... خُفتن... همین وبس؟
اگر خوابِ مرگ دردهای قلب ما و هزاران آلام دیگر را که طبیعت بر جسم ما مستولی می کند پایان بخشد،غایتی است که بایستی البته البته آرزومند آن بود. مُردن... خُفتن... خُفتن و شاید خواب دیدن. آه، مانع همینجاست. در آن زمان که این کالبد خاکی را بدور انداخته باشیم، در آن خوابِ مرگ، شاید رویاهای ناگواری ببینیم!ترس از همین رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد و همین گونه ملاحظات است که عمر مصیبت و سختی را اینقدر طولانی می کند. زیرا اگر شخص یقین داشته باشد که با یک خنجر برهنه می تواند خود را آسوده کند کیست که در مقابل لطمه ها و خِفَت های زمانه، ظُلمِ ظالم، تَفَرعن مرد متکبر، آلام عشقِ مردود، درنگ های دیوانگی، وقاحت منصب داران، و تحقیرهائی که لایقانِ صبور از دست نالایقان می بینند، تن به تحمل در دهد؟ کیست که حاضر به بردن این بارها باشد و بخواهد زیر زندگانیِ پر ملال پیوسته ناله و شکایت کند و عرق بریزد؟ همانا بیم از ماوراء مرگ، آن سرزمین نامکشوفی که از سرحدش هیچ مسافری برنمی گردد شخص را حیران و اراده ی اورا سُست می کند، و ما را وا میدارد تا همه رنج هایی را که در حال کنونی داریم تحمل نمائیم و خود را به میان مشقاتی که از حد و نوع آن بی خبر هستیم پرتاب نکنیم!
آری تفکر و تعقل همه ما را ترسو و جَبان می کند، و عزم و اراده، هر زمان که با افکار احتیاط آمیز توام گردد رنگ باخته صلابت خود را از دست می دهد، خیالات بسیار بلند، به ملاحظه ی همین مراتب، از سیر و جریان طبیعی خود باز می مانند و به مرحله ی عمل نمیرسند..
پرده سوم از نمایش نامه هملت
ویلیام شکسپیر
1 568
ژنها اسلحهش رو میدن،
محیط ماشهش رو میکشه،
اما خودِ آدمِ تصمیم میگیره شلیک کنه یا نه..
1 568
.
من
وارث ِ نقش ِ فرش ِ زمینم
و همهی ِ انحناهای ِ این حوضخانه
شکل ِ آن کاسهی ِ مس
همسفره بوده با من
از زمینهای ِ زبر ِ غریزی
تا تراشیدگیهای ِ وجدان ِ امروز..
سهراب سپهری
