عاڪف
Open in Telegram
عاڪف یعنی عبادت کننده،مُعْتَکِف،گوشه نشین:) . صندوقچه اسرار: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8348458828 . بیشتر: https://rubika.ir/akef_1_9 . 📷🖊🎥
Show more314
Subscribers
-1324 hours
-257 days
+5130 days
Posts Archive
314
Repost from 🇮🇷•ماجرای من | عباس•🇵🇸
خوب دوستان یه لیست جدید از چنل های انقلابی آوردن واستون
بچه های انقلاب باید پشت هم باشن فور کنید و حمایت کنید .
در جریان باشید که هر چی بیشتر حمایت کنید .
https://t.me/Murtawi
https://t.me/haviijori
https://t.me/shahab_twt
https://t.me/shozekareooh
https://t.me/sedkhareji
https://t.me/meyar_110
https://t.me/ahdeadam/8108
https://t.me/mostashhad135
https://t.me/sirteacher2024
https://t.me/Time_e_line
https://t.me/m_molaie110
https://t.me/yekravanshenaas
https://t.me/tarayusef
https://t.me/reyhanehjabarinasab
https://t.me/ruzefekr
https://t.me/reyhanehjabarinasab
https://t.me/ghazal_hossynzadeh
https://t.me/TheRaproom
https://t.me/ruzefekr
https://t.me/aminallah1
https://t.me/nazemotlagh
https://t.me/vasat_rah
https://t.me/evamoosavi
https://t.me/Hobb_NS
https://t.me/Electron_AshtarIR
https://t.me/sedalihasani
https://t.me/whatttevveerrr
https://t.me/MILITARY_MEME99
https://t.me/ou_mirror
https://t.me/NedayeKhoon
https://t.me/janfadaSayyedAli
https://t.me/Dreamscape_2026
https://t.me/room6_6
https://t.me/mane_felhal
https://t.me/ID_BANO133
http://T.me/hermesof
https://t.me/feraghat128
https://t.me/EchoesOfSetayesh
https://t.me/Majnonam128
https://t.me/nazemotlagh
https://t.me/posterkiosk
https://t.me/radiiat
https://t.me/abolfazlsedghi
https://t.me/ravi_hastam
https://t.me/Hafez_Amn
https://t.me/Bahrami_Zeinab
https://t.me/pargarbsavad
https://t.me/mostajiram
https://t.me/eskandarBaghban
https://t.me/meow_2530
https://t.me/Seddmortza
https://t.me/hajtaha051
https://t.me/caffeRahimi
https://t.me/Amaaghe_Ketabha
https://t.me/kheybar_graph
314
امام زمان عج به مقدس اردبیلی فرمودند:
به محبین من بگو آن لحظه که احساس تنهایی می کنید
تنها چیزی که شما را آرام می کند من هستم..
314
علامه طباطبایی «ره» میفرمایند:
هنر مومـن این است که ایمانش را
در تمام ابعاد زندگیاش سرایت دهد.
314
آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود
سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد
تا بود فلک، شیوهٔ او پرده دری بود
منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را
با حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب نظری بود
از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد
آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود
عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را
در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود
اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود
خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را
با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه گری بود
هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود
314
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
