en
Feedback
𝗵𝘆𝘂𝗻𝗴𝗹𝗶𝗻𝗲

𝗵𝘆𝘂𝗻𝗴𝗹𝗶𝗻𝗲

Open in Telegram
419
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-3930 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
April '25
April '250
in 2 channels
March '25
+11
in 4 channels
Get PRO
February '25
+16
in 6 channels
Get PRO
January '25
+560
in 20 channels
Get PRO
December '240
in 23 channels
Get PRO
November '240
in 31 channels
Get PRO
October '24
+10
in 16 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 April0
08 April0
07 April0
06 April0
05 April0
04 April0
03 April0
02 April0
01 April0
Channel Posts
پس کی قراره ۳۵۰ شیم...؟؟ چه زندگی‌ایه.

2
𝓗𝘢𝘵𝘦 𝓔𝘷𝘦𝘳𝘺𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 ; Ξ 𝓙𝘢𝘺𝘩𝘰𝘰𝘯 ;
𝓗𝘢𝘵𝘦 𝓔𝘷𝘦𝘳𝘺𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 ; Ξ 𝓙𝘢𝘺𝘩𝘰𝘰𝘯 ;
23
3
اینم از لینک جدید چنل ناکلت... ممنونم که کنار ما بودن رو انتخاب کردید و با این شرایط مسخره‌ای که به وجود اومده کنار ما موندین ! فقط قبلش چند نکته بگم ناکلتی های قشنگم : اول، برای اینکه چنل دوباره با کارهایی که قراره در آینده آپ بشن بن نشه چنل رو ریکوئستی کردم... دوم، من هرکسی که لفت بده رو بن میکنم و خیلی جدی برخورد میکنم (چشمم ترسیده) سوم، هرکسی اومد قدمش روی چشممون و هرکسی که نخواست مشکلی نیست بازم کلی دوستش داریم و نازی نازیش میکنیم. خلاصه بدونید اجباری نیست ♡ ممنونم، دوست دار شما سارا؛ https://t.me/+b46jgSTgDx05OTNk https://t.me/+b46jgSTgDx05OTNk لینک چنل 👆🏻🎫 در پایان هم خوش اومدین :) ♡ اکانت های مشکوک هم قبول نمیشن؛❗️❗️
15
4
+8
No text...
15
5
​​︐💐 زندگی از جایی شروع می‌شه که احساس می‌کني عاشق شدی. دقیقاً از همون‌جایی که متوجه می‌شي بی‌دلیل قلبت شروع کرده به تند تپیدن، و هر دقیقه می‌خوای اون چشم‌هایی که معلوم نیست چه رازی از دنیا رو؛ توی خودشون قایم کردن ببیني. زندگی دقیقاً از همون‌جا شروع می‌شه، و هیچ‌کسي باور نمی‌کرد، که زیبای معصومی که داشت با تمام امید و روحیه ـش برای 'خوشحالی' ـش می‌جنگید، درست توی یکی از خیابون‌های وسط‌‌شهرِ سئول زیر اون مشت و لگد‌ها؛ قراره عاشق سوپرمنِ زندگی ـش بشه. یا بهتره بگیم؛قراره 'لی هیسونگ' خود زندگی ـش بشه.
21
6
خب؛ همونجور که می‌دونید چنل قبلی بی دلیل با ۱ کـا ممبر پاک شد، پس اینجارو زدم ( شاید اینم باز پاک شه ) اگر دوست داشتید دوباره بیاید اینجا، هم من خوشحال میشم، هم هوان و باباهاش!! 🦢
20
7
+4
No text...
29
8
ㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤrose garden. _ jayhoon one shot. " your words can save me if you love me back. " ⚠️: suicide n self harm.
ㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤrose garden. _ jayhoon one shot. " your words can save me if you love me back. " ⚠️: suicide n self harm.
8
9
+8
No text...
29
10
اگر چنلی به نام sacrifice و hyungline وجود داشتن و من نوشته‌هام رو پابلیک کردم، همش بخاطر تعریف‌ها و اعتماد به نفس‌هایی بود که رویایی بهم میداد. بشدت ناراحتم چنلی که به دست خود رویایی پا گرفت فعالیتش متوقف شده ولی خود رویایی هم می‌دونه که من برای اون هیچوقت توقف نمیکنم. تا هروقت که ازم بخواد و باز هم از نوشته‌هام تعریف کنه براش می‌نویسم. الان هم یک‌سالگی چنل خودش شده، چنل شخصی که باعث شد من با دنبال کردن علاقه‌ام زندگی کنم و در کنارش دوستای خوبی مثل خود رویایی پیدا کنم. لطفا بیشتر از اینها ادامه بده و با ترجمه‌ها و نوشته‌هات خوشحالمون کن رویایی🫶🏻🎀 دوستت دارم🩷 @iu_seweet
274
11
••🍃•• Jaywoon : Part 15 Jay: you call it jungwon, i call it therapy. Translation of the story ″you are mine - as you are"
••🍃•• Jaywoon : Part 15 Jay: you call it jungwon, i call it therapy. Translation of the story ″you are mine - as you are"
32
12
‌ ENHYPEN as makeup palettes+8
‌     ENHYPEN as makeup palettes
15
13
••🍃•• Jaywoon : Part 14 Written with a pen, sealed with a kiss... When I think of you My heart is light You’re a special per
••🍃•• Jaywoon : Part 14 Written with a pen, sealed with a kiss... When I think of you My heart is light You’re a special person A sheer delight Translation of the story ″you are mine - as you are"
12
14
✭suits me better.✭ _part 4 (ning's fav enemy) ★جایی که نیکی از شایعه دیت نرد مدرسه عصبی میشه.
19
15
𝖣𝖾𝗌𝗍𝗂𝗇𝗒
𝖣𝖾𝗌𝗍𝗂𝗇𝗒
24
16
با برخورد سردی آب به پوست صورتش که ماه ها بود رنگی بر خود نمی‌دید، لحظه ای لرز و شوک از وجود تماما خسته‌اش رد شد. نمی‌دانست که باید تا کی تحمل کند. پس چه شد پاسخ تمام آن سوال هایی که در گذشته از والدین و دوستانش می‌پرسید؟ کی به همان قصر رنگینی که در کودکی بار ها برایش در و دیوار خانه و تصوراتش را خط خطی کرده بود، می‌رسید؟ پاسخ تمامی این سوال ها بسیار ساده بودند فقط او دلش نمی‌خواست که باور کند، زیرا برای قبولی چنین پاسخی باید هزاران بار خنجری را در قلبش فرو می‌کرد و تمامی رویا هایی که مانند درخت درون قلبش رشد می‌کردند و به سرعت بالا و بالاتر می‌رفتند را از ریشه‌ بکند. برای کافی بودن ابتدا باید خودش را از بین می‌برد و پس از آن کودک درونش که چشم انتظار حقیقی شدن تصور و نقاشی های خودش بود را ناامید می‌کرد. سونگهون با آن که تمامی این پاسخ ها و روش رسیدن به زندگی ساده تری را می‌دانست باز هم قبول نمی‌کرد. اما امروز؛ امروز با هر روز دیگری که پسر قلمو بر دست می‌گرفت و بوم نقاشی را با ضربات نرم و آرام قلمو پر از رنگ می‌کرد، فرق می‌کرد. امروز دلش می‌خواست کاملا رنگ های شادی را که تا به حال استفاده می‌کرد را کنار بگذارد و برای یک بار از رنگ خالص مشکی و قرمز و از ضربات پر سرعت قلمو بر روی بوم استفاده کند. برایش مهم نبود که دیگر دوست و قصر کودکی هایش را نداشته باشد، حتی اگر هیچکدام از بوم هایش هم تا زمانی که زنده بود فروش نمی‌رفت یا اگر قرار بود همه از اون فرار کنند و او را "روانی" بخوانند، باز هم دلش می‌خواست برای یک بار در زندگی خود واقعی اش باشد.
51
17
+1
No text...
51
18
+2
No text...
30
19
૮₍⇀‸↼‶₎ა+2
૮₍⇀‸↼‶₎ა
44
20
#wonki+2
#wonki
30