کافه آسیا
Open in Telegram
از پنجره کافه آسیا به تماشای شرق بنشینید 🇨🇳🇯🇵🇰🇷🇮🇳 :درباره ما https://cafeandasia.com/about-us-cafe-asia/ :راه های ارتباطی 📩 @cafe_and_asia 📧 Cafeandasia@gmail.com 📥https://www.instagram.com/cafeandasia?utm_source=qr&igsh=MTJucDRhZTVvOXFlaA==
Show moreIran96 738The category is not specified
1 307
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+2
in 1 channels
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+73
in 1 channels
Get PRO
January '26
+10
in 0 channels
Get PRO
December '25
+55
in 0 channels
Get PRO
November '25
+45
in 0 channels
Get PRO
October '25
+117
in 1 channels
Get PRO
September '25
+90
in 2 channels
Get PRO
August '25
+167
in 3 channels
Get PRO
July '25
+309
in 1 channels
Get PRO
June '25
+50
in 0 channels
Get PRO
May '25
+184
in 9 channels
Get PRO
April '25
+107
in 3 channels
Get PRO
March '25
+376
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 3 channels
Get PRO
January '250
in 1 channels
Get PRO
December '24
+14
in 2 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | +1 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | +1 |
Channel Posts
همراهان عزیز کافه آسیا
سلام
کنار هم بودن در این روزها، از هر زمان دیگری ارزشمندتر و مغتنم تر است.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم مجموعهای از کارگاههای رایگان برگزار کنیم تا فرصتی باشه برای یاد گرفتن و اندکی آسایش در کنار هم.
منتظر دیدارتان هستیم🙏
۱. کارگاه مکالمه ژاپنی سطح (N4/N5)
پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲2.한국어 말하기 연습(중.고급)
12월7일 (목요일) 11시부터 12:30까지۳.دورهمی و ساخت اریگامی در اتاق ژاپنی
پنجشنبه ۷ اسفند ماه ساعت ۱۱:۳۰ الی ۱۳ ساعت ۱۴ الی ۱۵:۳۰۴. کارگاه ترجمه کتبی سطح پیشرفته (اولویت با افراد مسلط به زبان های ژاپنی، کره ای، چینی)
پنجشنبه ۱۴ اسفندماه ساعت ۱۱ الی ۱۳۵. دورهمی علاقمندان انیمه
جمعه ۱۵ اسفند ساعت ۱۰ الی ۱۷جهت دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام لطفا به آیدی زیر پیام دهید @cafe_and_asia
| 2 | تجربه کره جنوبی در گذار از مرحله استبداد به دموکراسی و سیر وقایع رخ داده در دوران دموکراسی حاوی درس هایی آموزنده برای ملت های دیگر است. این موارد در کتاب دموکراسی پس از دموکراتیزاسیون به تفصیل توضیح داده شده است که در پادکست دیباچه می توانید شنونده مهم ترین بخش های آن باشید.
@cafeandasia | 484 |
| 3 | 🌸کارگاه آشپزی غذاهای آسیایی
🍡در هر یک از این کارگاهها قراره که موچی، رامن، کیمباپ و دامپلینگ درست
کنید.
‼️در صورتی که در همهی ۴ کارگاه را شرکت کنید، گواهی حضور در دوره تقدمیتان خواهد شد.
تاریخ برگزاری: جمعه ۱۹ دی ماه
هزینه هر یک از کارگاهها: ۸۵۰ هزار تومان
جهت ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
@cafe_and_asia | 699 |
| 4 | راکوگو
نوعی سرگرمی محبوب ژاپنی است که شامل گفتن داستانهای خندهدار برای خنداندن مخاطب و پایان دادن به آن با یک جملهی کوتاه (به نام «ساگه») میشود.
اجراکنندگان راکوگو فقط از یک بادبزن تاشو و یک حوله دستی به عنوان وسیله برای پیشبرد داستانهای خود از طریق گفتگو و حرکت استفاده میکنند. کشاندن مخاطب به دنیای داستان تنها با استفاده از کلمات، نیازمند مهارتهای قصهگویی بسیار پیشرفته است و برای تبدیل شدن به یک اجراکنندهی راکوگوی تمامعیار (که در دوره ادو به عنوان «شین اوچی» شناخته میشود)، باید سالهای زیادی را زیر نظر یک استاد آموزش دید.
گفته میشود راکوگو یک هنر نمایشی سنتی است که ژاپن در سراسر جهان به آن افتخار میکند، اما چگونه به وجود آمده است؟
گفته میشود که ریشه «راکوگو» داستانهای خندهداری است که توسط «اوتوگیشو» (گروه قصهگو) که در دوره سنگوکو تحت نظر اربابان فئودال خدمت میکردند، روایت میشد. یکی از این «اُوتُوگی شو»ها، راهب فرقه جودو، آنراکوآن ساکودن، بود که داستانهای خندهدار خود را در کتابی به نام «سیسوئیشو» در آغاز دوره ادو گردآوری کرد.
بخشی از اجرای یک راکوگو را می توانید در این لینک مشاهده کنید.
@cafeandasia 🌺 | 789 |
| 5 | اپیزود چهارم شینوا منتشر شد
در این قسمت از تاریخچه گل آرایی ژاپنی گفتیم، سری به یکی از قدیمی ترین معابد ژاپن زدیم و نگاهی داشتیم به ابداع خط ژاپنی...
شینوا را از کست باکس بشنوید
https://castbox.fm/vb/884332088 | 1 027 |
| 6 | برنامه کارگاهها و دورههای دی ماه کافه آسیا📢
۴ دی ماه
🧑🏫شروع دورهی آموزش زبان (ژاپنی، کرهای، چینی)
💰 هزینه: ۲.۰۰۰.۰۰۰ تومان
📍تهران
🖌 شروع دورهی مقدماتی و متوسط سومیئه (نقاشی سنتی ژاپنی)
💰 هزینه: ۵.۰۰۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۶ نفر
📍تهران
۱۳ دی ماه
🎌همایش «تحصیل در ژاپن»
💰 هزینه: ۲۰۰.۰۰۰ تومان
📍کرج
۱۹ دی ماه
🖌 شروع دورهی خوشنویسی ژاپنی
💰 هزینه: ۴.۵۰۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۴ نفر
📍تهران
کارگاه اریگامی کاراکترهای انیمهای و تجربه پوشیدن یوکاتا
💰 هزینه: ۵۵۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۸ نفر
📍تهران
کارگاه میوکی (منجوق دوزی ژاپنی) و تجربه پوشیدن یوکاتا
💰 هزینه: ۸۵۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۸ نفر
📍تهران
👩🍳کارگاه آشپزی آسیایی (موچی، رامن، کیمباپ، دامپلینگ) با ارائه گواهی حضور در کارگاه
💰 هزینه هر غذا: ۸۵۰.۰۰۰ تومان
📍تهران
۲۷ دی ماه
کارگاه ساخت کانزاشی (پین موی آسیایی)و تجربه پوشیدن یوکاتا
💰 هزینه: ۸۵۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۸ نفر
📍تهران
کارگاه رنگآمیزی داروما و تجربه پوشیدن یوکاتا
💰 هزینه: ۷۵۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۸ نفر
📍تهران
👺کارگاه رنگآمیزی ماسک ژاپنی (تنگو) و تجربه پوشیدن یوکاتا
💰هزینه: ۹۵۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۸ نفر
📍تهران
کارگاه نقاشی آسیایی روی ظروف سرامیکی (بشقاب یا ماگ) و تجربه پوشیدن یوکاتا
💰 هزینه: ۸۵۰.۰۰۰ تومان
👥ظرفیت: ۸نفر
📍تهران
جهت کسب اطلاعات هر یک لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
@cafe_and_asia | 1 054 |
| 7 | AK48
گروه دختران AK48 به عنوان یک پدیده اجتماعی در ژاپن شناخته می شود. این گروه که با مفهوم "سلبریتی های قابل ملاقات" در سال ۲۰۰۵ میلادی تشکیل شد در رده هفتم جهانی گروه های دختران قرار دارد و آهنگ teache teacher با فروش بیش از ۳ میلیون نسخه در سال ۲۰۱۸ یک رکورد فوق العاده را به جا گذاشت.
پس از کسب موفقیت در ژاپن، این گروه در بسیاری از کشورهای دیگر نیز تشکیل شد.
@cafeandasia
https://youtu.be/7DwAwNNHaW8?si=toT6kQTAJHpEMUM_ | 820 |
| 8 | کافه آسیا به همراه موزه اسباب بازی ایران برگزار می کند:
💫 چشم باز آرزو
کارگاه یک روزه رنگ آمیزی داروما به همراه تور تخصصی بازدید از موزه اسباب بازی با محوریت اسباببازی های ژاپنی برگزار میشود.
🎮 موزه اسباب بازی ایران به عنوان تنها مرجع در ایران، اقدام به گردآوری انواع اسباب بازی ها از سراسر جهان کرده است که بخش زیادی از آن متعلق به ژاپن است. به همین دلیل، اینبار کارگاه داروما در سانس های مختلف در این محل خاطره انگیز برگزار می شود.
🌺جهت اطلاع از ظرفیت موجود لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
@IranToysMuseum
شما می توانید اجرا کننده کارگاه بعدی کافه آسیا باشید اگر ایده خود را با ما به اشتراک بگذارید
@cafeandasia | 1 147 |
| 9 | **اپیزود سوم پادکست شینوا منتشر شد**
در این اپیزود از فلسفه باغ های ژاپنی گفتیم، کمی بیشتر تو عمق موسیقی ژاپنی رفتیم و در آخر هم تلاش کردیم با آداب غذا خوردن ژاپنی ها بیشتر آشنا بشیم.
شینوا را در کست باکس، اسپاتیفای و سایت کافه آسیا بشنوید.
https://castbox.fm/app/castbox/player/id6839788/id881538935?v=8.22.11&autoplay=0 | 828 |
| 10 | ظرفیتهای باقیمانده از کارگاههای آذر ماه
🎨کارگاه رنگ آمیزی داروما :
ظرفیت باقیمانده: ۲ نفر
زمان: پنجشنبه ۲۰ آذرماه(فردا)
از ساعت ۱۲ الی ۱۴
👹کارگاه رنگ آمیزی ماسک ژاپنی:
ظرفیت باقیمانده: ۴ نفر
زمان: شنبه ۲۲ آذرماه
از ساعت ۱۶ الی ۱۸
👘 به همراه تجربه پوشیدن یوکاتا (لباس سنتی ژاپنی) | 892 |
| 11 | گروه 2ne1 که در سال ۲۰۰۹ میلادی تشکیل شد یکی از خاص ترین گروه های k-pop به حساب می آمد. زیرا این گروه به دلیل سبک اجرای خود موفق شد در سال ۲۰۱۱ به همراه گروه آمریکایی back eyed peas که در آن سالها در اوج محبوبیت خود بود اجرای مشترک داشته باشد. هرچند که این گروه در سال ۲۰۱۶ به دلیل برخی مشکلات در آستانه انحلال بود اما از سال ۲۰۲۴ دوباره فعالیت خود را از سر گرفت.
ترانه <من از همه سرترم> یکی از مشهورترین اجراهای این گروه کره ای را می توانید در این پست مشاهده کنید | 817 |
| 12 | یو گونگ کوه را جابهجا میکند
در روزگاری بسیار دور، دو کوه بزرگ هرکدام با گسترهای حدود سیصد و پنجاه کیلومتر و بلندی هجده کیلومتر، در شمال ساحل رود زرد قرار داشتند و در دامنه شمالی آنها پیرمردی بود که «یوگونگ کوه شمالی» صدایش میکردند؛
مردی نود ساله که خانهاش روبهروی همین کوهها بود و سالها از این رنج میبرد که هر رفتوآمدی باید با دور زدن طولانی و پیچدرپیچ انجام شود، تا آنکه یک روز اهل خانه را دور هم جمع کرد و گفت: «حاضرید همراه من این بلندیها را هموار کنید؟» و همه با صدای درهم، پیشنهادش را پذیرفتند؛
البته، همسرش تردید کرد و گفت: «با توانی که تو داری، حتی از تپهای کوچک هم چیزی کم نمیشود، با این دو کوه بزرگ چه خواهی کرد؟ تازه این همه خاک و سنگ را کجا میخواهی بریزی؟» یوگونگ پسرها و نوههایش را با خود به نزدیکی کوه برد.
آنها سنگ را میکَندند، خاک را میشکافتند و با زنبیلهای بزرگ، بار را تا کنار دریا میبردند و خالی میکردند. فاصله انقدر دور بود که هر بار زمستان و تابستان عوض میشد تا بتوانند یک رفتوبرگشت کامل انجام دهند.
روزی پیرمرد دانایی نزد آنها رفت و خندهکنان گفت: «بس است، چقدر بیخِردی! با این سالهای باقیمانده و نیروی اندکی که داری، حتی یک خار و خاشاک از این کوهها کم نمیشود، با این همه خاک و سنگ چه میخواهی بکنی؟» یوگونگ، نفس بلندی کشید و گفت: «این تو هستی که کوتهفکری؛ اگر من بمیرم، پسرم میماند، بعد نوبت نوههاست، بعد فرزندان نوهها؛ فرزندان و نسلهای ما تمامشدنی نیست، اما این کوهها بزرگتر نمیشوند، پس چرا نتوانیم روزی آنها را هموار کنیم؟» پیرمردِ دانا پاسخی نداشت و خاموش ماند.
در همین حال، الهه نگهبان کوه، این گفتوگو را شنید، ترسید که این پیرمرد هرگز دست از کار نکشد، ماجرا را به امپراتور آسمان گزارش کرد و امپراتور، از اخلاص او بهشدت متأثر شد و فرمان داد دو الهه به زمین بروند و هرکدام یکی از آن دو کوه را بر دوش بگیرند و جابهجا کنند؛ یکی را در شرق سرزمین بگذارند و دیگری را در جنوب.
از آن پس، از جنوب جی جو تا کناره شمالی رود هان دیگر هیچ خطهای با تپه و کوه از هم جدا نبود و راه، یکسره باز شد.
✍️زهراسادات میرصفیان
#اساطیر_چین
📚کافه آسیا، جایی که هر افسانه، دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز است🎇
🇨🇳با ما از #چین #ژاپن و #کره_جنوبی بیشتر بدانید!
🌺@Cafeandasia | 977 |
| 13 | ⛩اساطیر ژاپن، بخش هجدهم
بنا بر فرمان آماتراسو، نینیگی، جایگاه مقدس خود در تاکاماگاهارا را ترک گفت. او ابرهای انبوهی را که در آسمان لایهلایه گسترده بودند، کنار زد و با شکوه و جلال، به سمت رمین پایین آمد. در پل شناور آسمانی آیین مقدسی بهجا آورد. سپس، بر قلهٔ مقدس تاکاچیهو در هیونگا، واقع در سرزمین تسوکوشی (واقع در استان میازاکی امروزی) فرود آمد.
در آن هنگام، دو ایزد، آمِنُو اُشیهی و آماتسوکومه، او را همراهی میکردند. آنها ترکش بزرگ مقدسی را که پر از تیر بود بر پشت داشتند، شمشیر بزرگی با دستهای به شکل چکش بر کمر بسته بودند، کمان مقدسی از چوب درخت هاجی در دست داشتند و دستهای از تیرهای مقدس شکار را با خود حمل میکردند. این دو ایزد، راهنمای نینیگی بودند. آمِنُو اُشیهی نیای خاندان اوتومو بود که مسئول امور نظامی در دربار بودند، و آماتسوکومه نیای خاندان کومه بود که گارد محافظ سلطنتی را سازمان میدادند.
نینیگی، پس از فرود در جهان خاکی، گفت: «این سرزمین، از دوردست رو به کره است و مستقیماً به دماغهی کاساسا در همین نزدیکی منتهی میشود. سرزمینی است که در آن، نور خورشیدِ بامداد و شامگاه میدرخشد. بیگمان، بهترین سرزمین است.» سپس، ستونهای ستبر کاخ را در ژرفای زمین فرو برد و تیرهای بلند آن را تا آسمان برافراشت و کاخی باشکوه بنا نهاد.
✍️عارفه نیکبخت
این داستان ادامه دارد...
#اساطیر_ژاپن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
☕️با کافه آسیا به دنیای جادویی اساطیر ژاپنی سفر کنید! جایی که هر افسانه، دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز است✨
🏮با ما از #چین #ژاپن و #کره_جنوبی بیشتر بدانید!
🏮@cafeandasia | 884 |
| 14 | امروز شنونده قسمت دوم پادکست شینوا باشید و نظراتتون رو با ما در میان بگذارید.
از پوستر این اپیزود می تونید حدس بزنید که این قسمت قرار هست درباره چه چیزهایی صحبت بشه؟
شینوا در اسپاتیفای:
https://open.spotify.com/show/2e7v3xQA4TU2QQppTZG4AA?si=sTqW50RTSeeCHJTztZG-Zg
شینوا در کست باکس:
https://castbox.fm/vb/878056963
🌺@cafeandasia | 826 |
| 15 | کوا فو
در روزگاری بسیار دور، در شمالیترین گوشههای سرزمین چین، جایی میان کوههای عظیم و جنگلهای بیانتها، طایفهای از موجودات غولپیکر زندگی میکرد؛ مردم تنومندی که با طبیعت وحشی سروکار داشتند و هر روز برای زندهماندن میجنگیدند. رهبر این قوم، غولی بود به نام کوافو؛ موجودی بلندبالا با بدنی به قدرت صخره و ارادهای که هیچچیز نمیتوانست آن را بلرزاند. روایتهای قدیمی میگویند از شدت اعتماد به نفس، مارهای زرد درنده را مثل گوشواره از گوشش آویزان میکرد تا قدرتش را نشان دهد.
تا اینکه یک سال، چیزی در آسمان و روی زمین تغییر کرد. خورشید انگار عقلش را از دست داده بود. گرمایی غیرطبیعی مثل آتش دنیا را احاطه کرده بود، خاکها میسوختند و درختها خشک میشدند. رودخانهها یکییکی خالی میشدند و مردم قبیله کوافو زیر آفتاب تلف میشدند. تشنگی و خستگی مثل دشمنی بیصدا از هر طرف آنها را تحت فشار میگذاشت.
کوافو روزی به خورشید خیره شد و گفت: «اگر همینطور ادامه بدهد، همه را از پا درمیآورد. باید دنبالش بروم و مجبورش کنم آرام بگیرد.» مردم دورش جمع شدند، نگران و ترسیده، و گفتند: «نکن! خورشید خیلی دور است، داغ است، به آن نمیرسی، از تشنگی میمیری.» اما او جواب داد: «اگر نروم، شما زنده نمیمانید. من باید یک کاری بکنم.» همین جمله کافی بود تا مسیرش را پی گیرد.
طلوع فردا، درست لحظهای که خورشید از لبه دریای شرق بالا آمد، کوافو کنار ساحل ایستاد، دستی برای مردمش تکان داد و شروع کرد به دویدن. قدمهایش مثل کوبیدن پتک روی پوسته زمین بود. از کوهها رد میشد، از رودها میپرید، سایه او روی دشتها کش میآمد و خورشید جلوتر میرفت. کوافو روزها و شبها بیوقفه دوید و زیر لب زمزمه میکرد: «فقط کمی دیگر… باید برسم.»
کوافو بعد از روزهای طولانی دویدن در گرمای شدید، بالاخره به نزدیکی خورشید رسید؛ جایی که نور مثل آتش واقعی به پوستش میخورد. در این لحظه تشنگی چنان بر او غلبه کرد که دیگر نمیتوانست ادامه بدهد. خودش را به رود هه رساند و آنقدر نوشید که انگار رود از آب خالی شد. باز هم کافی نبود. سریع خودش را به رود وی رساند و همانقدر بیمحابا نوشید، اما باز هم گلویش میسوخت.
آخرین امیدش باتلاق بزرگ شمال بود؛ جایی پرآب که شاید میتوانست جان تازهای به او بدهد. کوافو با آخرین توانش به سمت باتلاق دوید، اما بدنش خالی شده بود. درست قبل از رسیدن، وسط دشت، زانوهایش خم شد، زمین را گرفت و در همانجا، از عطشی که هیچ آبی توان خاموشکردنش را نداشت، جان داد.
لحظه آخر، مردمش تنها چیزی بود که به آن فکر میکرد. چوبدستی غولپیکرش را رها کرد. چوب روی زمین افتاد و همانجا ریشه زد و تبدیل شد به جنگل گستردهای به نام دِنگلین؛ جنگلی که بعدها پناه مسافران شد. کوافو، در نهایت، خورشید را نگرفت؛ اما در اسطورهها از او به عنوان غولی یاد میشود که برای دیگران تا آخرین لحظه جنگید و دست روی دست نگذاشت، حتی اگر از همان ابتدا، خود نیز میدانست که محکوم به شکست است.
✍️زهراسادات میرصفیان
#اساطیر_چین
📚کافه آسیا، جایی که هر افسانه، دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز است🎇
🇨🇳با ما از #چین #ژاپن و #کره_جنوبی بیشتر بدانید!
🌺@Cafeandasia | 1 037 |
| 16 | گنجینه امپراتورهای ژاپن
زمانی که نینیگی میخواست به زمین بیاید، آماتِراسو به او سه گنجینهی الهی بخشید: مهرهی ماگاتاما، شمشیر کوساناگی و آینهی یاتا. شمشیر کوساناگی، همان شمشیری است که سوسانوئو پس از کشتن مار هشت سر تقدیم آماتراسو کرد. آینهی یاتا هم همان آینهایست که در بیرون آوردن آماتراسو از غار از آن استفاده شد.
از آنجایی که امپراتوران ژاپن نسل خود را ادامهی نسل نینیگی، نوهی آماتِراسو میدانند، این سه گنجینه نشاندهندهی مشروعیت آنهاست و تا به امروز از امپراتوری به امپراتور بعدی تحویل داده شده. هر کدام از این گنجینهها نماد چیزی هستند.
ماگاتاما نماد شفقت و خیرخواهی است. امروزه در قصر امپراتوری توکیو، در میان سه محراب سلطنتی نگهداری میشود.
شمشیر نماد دلیری و شجاعت است و در معبد آتسوتا در ناگویا نگهداری میشود.
و آینه نماد خرد یا صداقت است. در معبد ایسه، در استان میه، نگهداری شده و به عنوان تجسم روح آماتراسو پرستیده میشود.
هیچکدام از این سهگنجینه نمایش عمومی ندارند و در مورد شکل این گنجینهها فقط حدسهایی زده میشود.
✍️عارفه نیکبخت
این داستان ادامه دارد...
#اساطیر_ژاپن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
☕️با کافه آسیا به دنیای جادویی اساطیر ژاپنی سفر کنید! جایی که هر افسانه، دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز است✨
🏮با ما از #چین #ژاپن و #کره_جنوبی بیشتر بدانید!
🏮@cafeandasia | 955 |
| 17 | 📢برنامهی کارگاههای آذر ماه کافه آسیا
پنجشنبه ۲۰ آذر
🎨کارگاه رنگآمیزی داروما(مجسمهی سنتی ژاپنی) و تجربهی پوشیدن یوکاتا 👘
(در اتاق سنتی ژاپنی)
⏱ساعت برگزاری: ۱۲ الی ۱۴
💸هزینه ثبتنام: ۷۵۰.۰۰۰ تومان
جمعه ۲۱ آذر
🍜کارگاه آشپزی ژاپنی (یاکی سوبا و تمپورا)
⏰️ساعت برگزاری:۱۳ الی ۱۵
💸هزینه ثبتنام: ۱.۹۵۰.۰۰۰ تومان
‼️ ۱۵ درصد تخفیف ثبتنام زودهنگام
شنبه ۲۲ آذر
👹کارگاه رنگآمیزی ماسک ژاپنی و تجربهی پوشیدن یوکاتا (در اتاق سنتی ژاپنی)
⏰ساعت: ۱۶ الی ۱۸
💸هزینه ثبت نام: ۹۵۰.۰۰۰ تومان
جمعه ۲۸ آذر
🍬کارگاه آشپزی کره ای(پجان و چبجه)
⏰ساعت برگزاری: ۱۳ الی ۱۵
💸هزینه ثبت نام: ۱.۵۵۰.۰۰۰ تومان
‼️ ۱۵ درصد تخفیف زودهنگام تا تاریخ ۲۲ آذر ماه
جمعه ۲۸ آذر
👩🎨کارگاه دورهمی مانگا
⏰ساعت برگزاری: ۱۰ الی ۱۷
💸هزینه ثبت نام: ۴۵۰ هزار تومان
جمعه ۲۸ آذر
🎋کارگاه اریگامی و تجربه پوشیدن یوکاتا (در اتاق سنتی ژاپنی)
⏰ساعت برگزاری: ۱۴ الی ۱۶
💸هزینه ثبت نام: ۵۵۰.۰۰۰ تومان
📥برای دریافت اطلاعات هر کارگاه،
نام کارگاه مورد نظر را به آیدی @cafe_and_asia ارسال کنید. | 951 |
| 18 | افسانه ببر سفید
در اسطورههای چین، جهان چهار نگهبان آسمانی دارد؛ چهار موجود افسانهای که هرکدام مسئول یک جهت و یک نیروی طبیعیاند. اژدهای لاجوردی از شرق پاسداری میکند و نماد زایش و حرکت است؛ ققنوس سرخ در جنوب میدرخشد و نشانه زندگی و شعله جاودان به حساب میرود؛ لاکپشت سیاه در شمال نگهبان پایداری و استقامت است؛ و در غرب، بَیهو، ببر سفید، ایستاده است. بَیهو نگهبان غرب جهان است؛ موجودی تنومند با خطهای روی پیشانی که شکل «وانگ» (به معنی پادشاه در زبان چینی) را تداعی میکند و به همین دلیل او را پادشاه جانوران مینامند.
روایتها میگویند وقتی پانصد سال از عمرش میگذرد، دمش کاملاً سفید میشود و قدرتی قدسی پیدا میکند. بَیهو هزار سال تمام بهطور بیوقفه با دیوها و ارواحی میجنگد که قصد دارند از مرزهای غربی عبور کنند؛ تا اینکه از شدت خستگی تصمیم میگیرد چند روزی از جنگ فاصله بگیرد، به شکل انسانی درمیآید و میان مردم قدم میزند. در همین روزها دلبسته یک زن فانی میشود؛ علاقهای که خودش هم میداند پایدار نیست، اما آنقدر عمیق که حواسش را از مسئولیت اصلیاش پرت میکند.
درست در همین فاصله کوتاه، هیولایی فرصت را غنیمت میشمارد، زره طلایی بَیهو و منبع قدرت او را میدزدد و سد محافظتی غرب را از میان میبرد. با شکستن این سد، اهریمنان به سرزمینهای غربی هجوم میآورند و مردم را به خاک و خون میکشند. وقتی خبر این فاجعه به بَیهو میرسد، انگار از خواب زمستانی بیدار میشود؛ فوراً قبیله را فرا میخواند و بدون هیچ تردیدی راهی صحنه نبرد میشود. نبردی سهمگین شکل میگیرد و بَیهو همراه یارانش با فداکاری تمام، موج حمله هیولاها را متوقف میکند.
پس از این ماجرا، سه نگهبان دیگر چهار جهت وارد چرخه تناسخ میشوند، اما بَیهو زیر بار احساس گناه نمیتواند چنین سرنوشتی را بپذیرد. عشق انسانیاش را کنار میگذارد، از بازگشت به زندگی فانی صرف نظر میکند و در جایگاه نگهبانی باقی میماند؛ موجودی بیدار و آگاه که عهد کرده هیچ نیروی تاریکی دوباره از مرزهای غربی جهان عبور نکند.
✍️زهراسادات میرصفیان
#اساطیر_چین
📚کافه آسیا، جایی که هر افسانه، دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز است🎇
🇨🇳با ما از #چین #ژاپن و #کره_جنوبی بیشتر بدانید!
🌺@Cafeandasia | 1 077 |
| 19 | قسمت اول پادکست شینوا را امروز در کست باکس بشنوید
در این اپیزود به مراسم چای میریم، دربارۀ تاریخ موسیقی ژاپن صحبت می کنیم و در آخر هم براتون از انیمه و مانگا در ژاپن روایت می کنیم...
گویندگان: تینا شریفان، مبینا محمودی، آرتمیس موسوی، آرتینا تذروی
ویراستار: عارفه نیکبخت
تدوینگر: اطهرالزهرا اعظمی
مجری طرح: سعیدرضا اتحادی، آوا عمادین
شینوا از تاریخ 20 آبان و هر 10 روز یکبار منتشر می شود
راههای ارتباطی با ما:
Instagram: cafeandasia
Telegram: cafeandasia
www.cafeandasia.com | 1 025 |
| 20 | اساطیر ژاپن، بخش هفدهم، فرمانروای زمین
پس از آنکه خدای بزرگ اوکونینوشی سرزمینش را واگذار کرد، آماتِراسو، الههی خورشید، تصمیم گرفت فرمانروایی این سرزمین را به پسر بزرگش بسپارد. اما او پیشنهاد داد که این وظیفهی بزرگ را به پسرش که جوانتر و سرزندهتر بود بسپارند. آماتِراسو نیز با درک نیت پسرش، تصمیم گرفت نوهاش، نینیگی، را به زمین بفرستد تا فرمانروای آن شود.
نینیگی در مسیر زمین، به نقطهای رسید که راههای آسمانی به هشت جهت تقسیم میشدند. در آنجا، خدایی اسرارآمیز ظاهر شد که هم آسمان بلند و هم زمین را با نوری خیرهکننده روشن میکرد. او دماغی دراز و چشمانی قرمز و آینهگونه داشت. آماتِراسو با دیدن این صحنه، به الههی رقص و شادی، آمِنو اوزومه، دستور داد: «گرچه تو زنی حساسی، اما میتوانی با نگاهت دشمنان را از پا در بیاوری. پس تنها برو و از آن ایزد بپرس که چرا در مسیر فرزند ما ایستاده است.»
آمِنو اوزومه به فرمان آماتِراسو از آن ایزد دلیل ایستادنش در آن مکان را پرسید. او پاسخ داد:«من خدای این سرزمینم و نامم ساروتاهیکو است. شنیدهام که فرزند آماتِراسو قصد دارد به زمین بیاید، پس آمدهام تا راه را به او نشان دهم.»
✍️عارفه نیکبخت
این داستان ادامه دارد...
#اساطیر_ژاپن
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
☕️با کافه آسیا به دنیای جادویی اساطیر ژاپنی سفر کنید! جایی که هر افسانه، دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز است✨
🏮با ما از #چین #ژاپن و #کره_جنوبی بیشتر بدانید!
🏮@cafeandasia | 859 |
