𝖡𝖺𝗌𝗆𝗎
Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
-2657 days
-41630 days
Posts Archive
مچکرم تو این مدت کم اینجارو حمایت کردین ، با توجه به فضای کیرول تصمیم گرفتم کمی فاصله بگیرم و تایمم و بیشتر روی ریلم بزارم ، امیدوارم این مدت کم بابِ میلتون بوده باشه .. بدرود
Repost from N/a
+4
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤэто ты @! сам.
Repost from ㅤㅤ ㅤㅤ ㅤ ㅤ ㅤ
ㅤㅤ ▫️▫️ ?? ? ▫️ 𝖿𝗐𝗋 𝗍𝗁ı𝗌 𝗍𝖾𝗑𝗍 + 𝖨𝖣 ㅤㅤ I ’ll be ask you a random questıon ( maybe ▫️ ) ㅤㅤㅤㅤ
Repost from 𝖣𝗋𝗎𝗀
+1
ای نیمهٔ زخمی من، یادت باشد که درد در رگ های این سیاره جریان دارد. هیچکس فریادِ کمکت را نمیشنود. آدمی طبیب دیگری نمیشود. همه به عنوان ترمیم زخم، ایجاد زخم میکنند!
اما ای نیمهٔ زخمی من، بدان که من اینجا هستم تا وقتی درد داری بند بند وجودت را ببوسم. محبت دردی را درمان نمیکند، اما ان را به حداقل میرساند. این را بدان که من در پیِ شاد کردن تو، به حد و مرز نیازی ندارم. اگر به اغوش ماه نیاز داری، تو را به ماه میفرستم تا در اغوشت بگیرد. اگر به بوسهٔ اسمان نیاز داری، آنقدر اسمان را میخندانم تا اشک شوق بریزد و بر گونه های سرخ تو بوسه زند. اگر به لمس باد نیاز داری، با برگ ها همصحبت میشوم تا باد را برایت به وزش در آورند.
من طبیب نیستم و چه زشت است طبیب خطاب شدن در دنیایی که همه در پی مرگ عزیزان هستند. من تنها بسیار عاشق تمامِ هستیات هستم و ستایش کردن تو دلیل متمایز بودن من از سایر است.
Repost from 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞(closed)
+4
در قلمروی قلبم، پادشاهی میکنی.
در جان و دلم رزهای مشکی میرویید، موسیقیِ زندگانیام، قطعه های آخر را مینواخت، درحالِ برداشتنِ گامهای آخرم بودم، بهراستی که خواهانِ مرگ بودم. فردی را از دور نگریستم. گمان میکردم همچون دیگران رهگذری باشی که بعد از اندکی درنگ به راهِ خود برگردی. خیال بر این بود که نظیرِ سایرین پس از کمی تقلا برای لمسِ دستانم خسته شوی. ولیکن، اهتمامِ تو آنقدر خوشایند بود که برای نخستین بار بیقراریِ قلبم را حس کردم. ظلماتِ اطرافم زیارتِ چهرهات را دشوار ساخته بودند. منتها هنگامی که خواستارِ ديدارِ تو شدم، تیرگیهای اطرافم، آنچنان زوال یافتن که در آغاز منقلب شدم. رخسارت مرا مدهوش خودش ساخت، در نظرم آنچنان زیبا تبسم کردی که بندهی لبخندت شدم. روحم را فتح کردی و آغوشت سرپناهِ بیخوفام شد. حال در تمنای ساکن شدنت هستم، اکنون به گونهای خواستارِ من شو که فرشتگان برای دلدادگیمان گریه کنند.
