en
Feedback
Mind sharpener

Mind sharpener

Closed channel
3 946
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
+1
نماینده کنگره آمریکا، پرامیلا جایاپال، بدنبال معرفی لوایح و تصویب قوانین حمایتی برای تضمین حقوق و امنیت افراد ترنس است.
"افراد ترنس یک درصد جمعیت آمریکا هستن ولی میدونید در سال اخیر چند لایحه علیه افراد ترنس وجود داشته؟ ۷۴۵ لایحه ضد ترنس در سراسر کشور معرفی شده. فکر میکنید این لوایح به افراد ترنس و ترنس کامیونیتی آسیب نمیزنه؟ افراد ترنس هر روز دارن تحت حمله قرار میگیرن و خشونت علیه افراد ترنس دوبرابر شده و ۵۲ درصد حوادث مربوط به ال‌جی‌بی‌تی‌کیو+ در کشور علیه افراد ترنس بوده."
اغلب وقتی از حقوق ترنس حرف میزنیم در حالت دفاعی هستیم. از این حرف میزنیم که چطور از افراد ترنس مقابل خشونت ریپابلیکن‌ها دفاع کنیم. ولی امروز در حالت دفاع نیستیم و بدنبال معرفی لوایحی هستیم که حقوق و حفاظت برابر برای افراد ترنس و نانباینری رو تضمین کنه و دیگه لازم نباشه افراد ترنس برای زنده موندن بجنگن. مطمئن میشیم افراد ترنس زندگی مشابهی با دوستان سیسجندر خودشون داشته باشن و در زمینه تحصیل، مسکن، اعتبارات و بهداشت و خدمات درمانی، خدمات اجتماعی و مشاوره‌های روان‌درمانی به برابری کامل برسن.

https://t.me/sdailyh چنل سپیده، سریع بیاین پیش ملکه

توی چنل جدید جوین باشید

Repost from Sāvis
زنان تراپیست رایگان نیستند تحلیلی فمنیستی بر کار عاطفی زنا در روابط عاشقانه در جهان امروز، روابط عاشقانه بیش از هر زمان دیگری بر پایه‌ی گفت‌وگو، همدلی و درک متقابل تعریف می‌شوند. با این حال، زیر پوست بسیاری از این روابط، الگوی ناعادلانه‌ای جریان دارد که اغلب نادیده گرفته می‌شود: زنان همچنان بار اصلی مراقبت و کار عاطفی را بر دوش می‌کشند. در ظاهر، رابطه میان دو انسان برابر شکل می‌گیرد؛ اما در عمل، زن اغلب در نقش روان‌درمانگر، شنونده، مادر و تسکین‌دهنده‌ی خستگی‌های روحی مرد ظاهر می‌شود. این نقش تحمیلی، نه از ذات زن، بلکه از ساختارهای فرهنگی و تاریخی‌ای می‌آید که قرن‌هاست از زنان انتظار دارند مراقب و التیام‌بخش باشند. کار عاطفی؛ وظیفه‌ای پنهان اما فرساینده
اصطلاح کار عاطفی (Emotional Labor) نخستین بار توسط جامعه‌شناس آمریکایی آرلی هوک‌شیلد (Arlie Hochschild) در دهه‌ی ۱۹۸۰ مطرح شد. او توضیح داد که چگونه زنان در محیط‌های کاری، علاوه بر وظایف رسمی خود، احساسات دیگران را نیز مدیریت می‌کنند: لبخند می‌زنند، فضای کاری را آرام نگه می‌دارند و مدیریت هیحانات منفی را به عهده دارند. اما این مفهوم از محیط کار فراتر رفته و به خانه و روابط شخصی میرسد. در بسیاری از روابط، زن همان کسی است که باید احساسات شریکش را تحلیل و تنظیم کند، بحران‌های روحی او را آرام سازد، و هم‌زمان، مراقب انسجام عاطفی رابطه نیز باشد. به بیان ساده، او کار روانی و احساسی مضاعفی انجام می‌دهد. کاری که نه دیده می‌شود، نه جبران می‌گردد، و نه حتی به‌عنوان مسئولیتی نابرابر شناخته می‌شود.
جامعه چگونه زنان را به مراقبت بی‌پایان عادت می‌دهد؟
از کودکی، دختران با این پیام بزرگ می‌شوند که «احساسات دیگران مهم‌تر از احساسات خودشان است». به آن‌ها می‌گویند مهربان، صبور و فداکار باشند. در حالی‌که پسران یاد می‌گیرند قوی، خونسرد و منطقی بمانند. حتی به قیمت سرکوب عواطف خود. نتیجه‌ی این دو تربیت نابرابر آن است که در بزرگسالی، زنان تبدیل به مدیران نامرئی احساسات در هر رابطه‌ای می‌شوند. آن‌ها اولین کسانی هستند که از بحران روحی مرد آگاه می‌شوند، اولین کسانی که او را آرام می‌کنند، و آخرین کسانی که از خودشان می‌پرسند: «چه کسی قرار است مرا آرام کند؟»
وقتی عشق جای خود را به درمان می‌ده
د در آغاز هر رابطه، همدلی نشانه‌ی عشق است. اما وقتی این همدلی یک‌طرفه می‌شود، عشق به وظیفه بدل می‌گردد. زنی که مدام شنونده‌ی زخم‌ها، خشم‌ها و خستگی‌های مرد است، به تدریج نقش معشوقه را از دست می‌دهد و در موقعیت مادر یا درمانگر قرار می‌گیرد. در این نقطه، رابطه از توازن خارج می‌شود: زن دیگر نه انرژی دارد برای حضور، نه اشتیاقی برای صمیمیت. او از نظر احساسی فرسوده می‌شود، بی‌آنکه لزوماً رابطه پایان یافته باشد. این فرسودگی عاطفی، که می‌توان آن را نوعی خشونت نرم نامید، نتیجه‌ی نبودِ توازن در مراقبت است. مرد آرام می‌شود، اما زن خاموش می‌گردد
. مردان و بحران مهارت عا
طفی نقد ساختار عاطفی روابط به معنای سرزنش فردی مردان نیست. واقعیت آن است که مردان نیز محصول نظامی هستند که آسیب‌پذیری را ضعف تلقی می‌کند. پسرها یاد می‌گیرند که گریه نکنند، از احساساتشان حرف نزنند و دردشان را در سکوت حمل کنند. در نتیجه، بسیاری از مردان در بزرگسالی فاقد مهارت‌های ضروری برای گفت‌وگوی احساسی سالم‌اند. وقتی چنین مردی وارد رابطه می‌شود، تنها پناه امنش شریک زن است. اما این وابستگی عاطفی کامل، به‌جای صمیمیت، وابستگی درمانی ایجاد می‌کند. رابطه‌ای که در آن یکی می‌دهد و دیگری می‌گیرد، یکی آرام می‌کند و دیگری آرام می‌گی
رد. هزینه‌های این نابرابری برای
زنان این وضعیت پیامدهای روانی و اجتماعی عمیقی برای زنان دارد: فرسودگی روانی و احساسی: زنان در نقش شنونده‌ی دائمی، به‌تدریج انرژی ذهنی و هیجانی خود را از دست می‌دهند. از دست رفتن هویت شخصی: در فرآیند مراقبت از دیگری، زنان اغلب از خود غافل می‌شوند. سکوت و خودسانسوری: احساسات خودشان را نادیده می‌گیرند تا آرامش رابطه حفظ شود. تثبیت نقش‌های سنتی: الگوی «زن مراقب» و «مرد وابسته» بازتولید می‌شود و نابرابری جنسیتی در سطح احساسی نیز استمرار می‌
یابد. فمنیسم و مطالبه‌ی عدال
ت عاطفی فمنیسم در این زمینه نه دعوت به سردی، بلکه دعوت به برابری در مراقبت است. عدالت عاطفی به معنای تقسیم منصفانه‌ی مسئولیت‌های احساسی در رابطه است: هر دو طرف باید بتوانند گوش دهند، درک کنند، و برای رشد خودشان تلاش کنند. زن حق دارد مرز بگذارد و بگوید: «من پارتنر تو هستم، نه تراپیستت.» و مرد وظیفه دارد یاد بگیرد چگونه احساسات خود را بشناسد، بیان کند و در صورت نیاز، از منابع دیگری جز شریک عاطفی‌اش کمک بگیرد. از جمله دوستان، خانواده یا تراپیست
.

فعالیت توی چنل جدید ادامه پیدا میکنه

Repost from Sāvis
زنان خانه‌دار، بیکار نیستن!
اون‌ها دارن به صورت ۲۴ ساعته در نقش آشپز، نظافتچی، پرستار بچه، و کارگر جنسی شوهرشون کار میکنن. اما در سیستمی که ما درش زندگی میکنیم، کار تنها با مبادله‌ی پول تعریف میشه. به همین دلیل هم هست که وقتی زنان در چهاردیواری خونه دارن ۲۴ ساعته کار میکنن، و روان و بدنشون فرسوده میشه، اما پولی دریافت نمیکنن، جامعه اون‌ها بیکار به حساب میاره. در عوض جامعه برای اینکه اون‌ها رو وادار کنه تا به همین نقش راضی باشن، مفهوم تقدس کارخانگی رو میسازه. این تقدس قراره جبران زمان و انرژی بی‌نهایتی باشه که زنان خانه‌دار بدون هیچ جیره و مواجبی صرف میکنن. ولی این تقدس یه مفهوم پوچ و ناکارآمده، که زنان خانه‌دار رو بیشتر تحت فشار میذاره تا از هویت و استقلال خودشون بگذرن و مشغول کارخانگی باشن.

https://t.me/mind_sharpner اونر شیپ این چنل با مشکل مواجه شده توی چنل جدید جوین باشید مطالب از این چنل حذف و توی چنل جدید پست میشن

خوشگلا لینک چنل جدید رو شیر کنید🫵

فعالیت توی چنل جدید ادامه پیدا میکنه

https://t.me/mind_sharpner اونر شیپ این چنل با مشکل مواجه شده توی چنل جدید جوین باشید مطالب از این چنل حذف و توی چنل جدید پست میشن

بچه ها احتمالا مجبور شم چنل جدید بزنم

شماره مال خودم نیست نکران نباشین

بچه ها اکه اونرشیپ چنل منتقل نشه بعد از یه مدت چنل از دست میره باید به ساپورت تلگرام پیام بدیم لطفا این متن رو به ایمیل هایی که منشن میکنم بفرستید Dear Telegram Support Team, I hope you are doing well. I am writing to respectfully request assistance regarding a private Telegram channel that I created and owned. My Telegram account linked to the following phone number was accidentally deleted before I had the chance to transfer channel ownership: Phone Number: +989165747316 Channel Invite Link: https://t.me/+MCICVBfSGhkzMWQ0 I am the original creator and sole owner of this channel. The channel is still active and has administrators managing it, however, the original owner account no longer exists. This situation is causing serious limitations in managing and securing the channel. I kindly request your help to review this case and, if possible, restore the ownership or transfer it to one of the current administrators. I am fully willing to provide any verification or additional information required to confirm my identity and ownership of the channel. This channel is very important to me, and I would greatly appreciate any assistance you can provide. Thank you very much for your time, support, and consideration. Sincerely آدرس ایمیل ها: support@telegram.org recover@telegram.org

من قبل دلیت اکانت نتونستم اونرشیپ چنلو انتقال بدم راهی هست که بتونیم اونرشیپو درست کنیم؟

بچه ها اگر توی اکانتتون اطلاعات شخصی هست و توی چنلای دیلیتون پست شخصی گذاشتین خیلیییی مراقبت کنین

من امروز دچار پنیک اتک نشدم که تو قرمساق بگی غیر ممکنه🙏

به امید همون سه کلمه مقدس