en
Feedback
کلنجار

کلنجار

Open in Telegram

✅ پادکست‌های این کانال بر اساس کتب و منابع علمی بروز و مهم، به‌صورت خودکار توسط هوش مصنوعی تولید می‌شوند. ⛔️ مطالب صرفاً جهت نشر دانش و بررسی همه‌جانبه منابع گردآوری شده‌اند و بیانگر دیدگاه شخصی صاحب کانال نیستند.

Show more
244
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
سیاست امتیاز و مکانیسم رانتی در ابتذال شر در بررسی کارکرد نظام‌های توتالیتر، هانا آرنت بر نکته‌ای تأکید می‌کند که در ظاهر ساده اما در عمل تعیین کننده است. این نظام‌ها تنها با فرمان رهبران یا وفاداری ایدئولوژیک اداره نمی‌شوند. خشونت، بوروکراسی، ایدئولوژی، ترس و سازمان‌دهی رفتار انسان‌های عادی در کنار هم، ساختار را حفظ می‌کنند. در این میان آن‌چه اهمیت دارد منطق ماشینی قدرت است که افراد را از مقام داوری‌کننده به عناصر قابل تعویض تبدیل می‌کند و همه را دیر یا زود وارد میدان سیاسی می‌کند. در آرای آرنت، نخستین لحظه این فرآیند زمانی است که فرد میان عمل خود و پیامد اخلاقی آن فاصله می‌گذارد. این فاصله با جمله‌هایی از نوع «اگر من انجام ندهم دیگری انجام می‌دهد» پر می‌شود. چنین جمله‌ای ابزار تعلیق قضاوت و مقدمه شکل‌گیری انسان مطیع بی‌مسئولیت است. آرنت در آیشمن در اورشلیم نشان می‌دهد که این همراهی از خشونت‌طلبی نمی‌آید بلکه از تعطیلی فکر و کنار گذاشتن مسئولیت شخصی ناشی می‌شود. همین روند فرد را به یک چرخ‌دنده بی‌نام در دستگاه قدرت تبدیل می‌کند. در گام بعد نظام توتالیتر از مکانیسم‌های رانتی بهره می‌گیرد. امتیازهای محدود و گزینشی تنها کارکرد اداری ندارند بلکه نقش تشویقی ایفا می‌کنند و مرز خودی و غیرخودی را شکل می‌دهند. این امتیازها سکوت، نزدیکی یا همراهی حداقلی را پاداش می‌دهند و شبکه‌ای از وابستگی می‌سازند. فرد حتی اگر ایدئولوژیک نباشد در موقعیتی قرار می‌گیرد که منافع روزمره او را به حفظ ساختار نزدیک می‌کند. این شبکه‌ی وابستگی در لحظات سرکوب آشکار می‌شود. امتیازدارها برای حفظ موقعیت خود از اعتراض فاصله می‌گیرند و سرکوب را تحمل‌پذیر یا توجیه‌پذیر می‌کنند. برخی با سکوت، برخی با بی‌اعتنایی و برخی با تکرار روایت رسمی به دستگاه یاری می‌رسانند. این لایه خاکستری نه جایگزین خشونت دولتی است و نه علت کافی آن اما همان چیزی است که آرنت از آن به عنوان شکل روزمره همراهی شر یاد می‌کند. همراهی‌ای که نه با مشارکت مستقیم در خشونت بلکه با تسهیل آن عمل می‌کند. در چنین ساختاری امتیازهای کوچک معنای سیاسی پیدا می‌کنند. آنها علامت تعلق به حلقه‌هایی هستند که دسترسی و فرصت را کنترل می‌کنند. فرد ممکن است خود را بی‌طرف بداند اما با سکوت یا محاسبه‌گری به تداوم نظم کمک می‌کند. آرنت این لایه را سطح میانی می‌نامد مجموعه‌ای از انسان‌های معمولی که نقششان نه آشکار است و نه رسمی اما برای دوام دستگاه حیاتی‌اند. در این وضعیت معیار داوری فرد کم‌کم از پرسش درست و نادرست به حفظ موقعیت تغییر می‌کند. این جابه‌جایی هسته چرخ‌دنده‌شدن است. کنش‌های کوچک و ظاهراً کم‌اهمیت افراد عادی در بازتولید خشونت ساختاری سهم پیدا می‌کند. این همان چیزی است که آرنت «ابتذال شر» می‌نامد شر از دل انسان‌هایی برمی‌آید که فکر نکرده‌اند نه از انسان‌های خون‌ریز. به این معنا مکانیسم‌های رانتی ابزار توزیع ساده نیستند. بخشی از یک سازوکار سیاسی‌اند که نظم موجود را بازسازی می‌کند. آنها با ایجاد وابستگی، تشویق محدود، تفکیک خودی و غیرخودی، ترس از سقوط به جایگاه بیرونی و تعلیق قضاوت اخلاقی انسان‌های عادی را در وضعیتی قرار می‌دهند که ناخواسته در مشارکت در سرکوب سهم پیدا کنند. این همان همراهی پنهان با شر است که آرنت آن را ستون خاموش قدرت توتالیتر می‌داند. https://t.me/Kalanjaaar

تنها راه برای برپاداشتن قدرتی مشترک که بتواند مردم را از تهاجم بیگانگان و آسیب یکدیگر نگاه دارد این است که هرکس نیروی خویش را
تنها راه برای برپاداشتن قدرتی مشترک که بتواند مردم را از تهاجم بیگانگان و آسیب یکدیگر نگاه دارد این است که هرکس نیروی خویش را به فرد یا مجمعی از افراد بسپارد تا اراده‌های پراکنده را به اراده‌ای واحد بدل کند. در این واگذاری هرکس می‌پذیرد که آن حاکم نماینده او باشد و اعمال او را در هرچه مربوط به صلح و امنیت عمومی است از جانب خود بداند. بدین‌سان جماعتی که چنین متحد می‌شوند دولت نام می‌گیرند؛ همان لویاتان عظیم یا آن خدای فانی که زیر سایه خدای جاودان صلح و دفاع ما را بر دوش می‌کشد. زیرا قوانین طبیعت همچون عدالت، انصاف، تواضع و رحمت اگر قدرتی نباشد که رعایتشان را تضمین کند در برابر امیال طبیعی انسان چون غرور، کینه و انتقام‌جویی بی‌دفاع‌اند. پیمان‌ها بی‌آنکه شمشیری در کار باشد جز واژه‌هایی تهی‌اند و هیچ نیرویی برای حفظ انسان ندارند. از این‌رو تا قدرتی برپا نشود یا آن قدرت به اندازه کافی نیرومند نباشد هر انسان ناگزیر است تنها بر نیروی خویش تکیه کند تا در برابر دیگران از خود پاسداری کند. 📚 لویاتان ✍️ توماس هابز https://t.me/Kalanjaaar

ادامه دارد…

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش پانزدهم: زوال دولت و حاکمیت الهی ✅ این بخش به علل فروپاشی دولت‌ها، وظایف حاکم، و نسبت میان حاکمیت انسانی و الهی می‌پردازد و نگاه هابز را به پایداری قدرت و منشأ قانون الهی آشکار می‌کند. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در فصل بیست‌ونهم دلایل تضعیف دولت‌ها را در فساد نهادها، آموزه‌های خطرناک و تقسیم قدرت حاکمه می‌بیند. در فصل سی‌ام، وظیفه‌ی اصلی حاکم را حفظ امنیت، آموزش اصول اطاعت و پاسداری از اقتدار مطلق خود می‌داند. سپس در فصل سی‌ویکم، با طرح مفهوم «پادشاهی طبیعی خداوند»، توضیح می‌دهد که حق حاکمیت او از قدرت مطلقش سرچشمه می‌گیرد و قوانین الهی همان احکام عقل طبیعی‌اند که انسان را به اطاعت از خداوند وامی‌دارند.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش چهاردهم: جرم، عذر و مجازات ✅ این بخش به تبیین مفهوم جرم در نسبت با قانون مدنی و قدرت حاکم می‌پردازد و مرز میان گناه، جرم و مجازات را روشن می‌سازد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز میان «گناه» به‌عنوان نیت درونی و «جرم» به‌عنوان کنش بیرونی تفاوت می‌گذارد و معتقد است جرم تنها در چارچوب دولت معنا دارد. او ریشه‌های ارتکاب جرم را در جهل، عواطف و ناتوانی اراده می‌بیند و شرایطی چون ناآگاهی از قانون یا فقدان قصد را عوامل تخفیف‌دهنده می‌داند. در پایان، مفهوم مجازات را به‌عنوان رنجی که به‌دستور حاکم و برای اصلاح یا بازدارندگی اعمال می‌شود، شرح می‌دهد و آن را از پاداش متمایز می‌سازد.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش سیزدهم: وزیران، قوانین و تغذیه‌ی دولت ✅ این بخش به ساختار درونی دولت و نقش ارگان‌های اجرایی، اقتصادی و قانونی در حفظ پایداری جامعه می‌پردازد و چگونگی پیوند میان قدرت، قانون و نظم را شرح می‌دهد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در این فصل‌ها دولت را همچون پیکری زنده می‌بیند که وزیران عمومی، اندام‌های فعال آن هستند و اراده‌ی حاکم را در زمینه‌های نظامی، آموزشی، اداری و قضایی اجرا می‌کنند. او با طرح مفهوم «تغذیه و تکثیر جامعه»، از سازوکارهای اقتصادی مانند مالکیت، پول و ایجاد مستعمرات سخن می‌گوید. در پایان، با تمایز میان مشورت و فرمان، و تعریف قوانین مدنی، تأکید می‌کند که منشأ همه قوانین، قدرت حاکم است و هیچ قانونی—even قانون طبیعت—برتر از اراده‌ی او نیست.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش دوازدهم: انواع حاکمیت و مفهوم آزادی ✅ این بخش به بررسی اشکال گوناگون حاکمیت و تعریف آزادی در درون دولت مدنی می‌پردازد و نقش قدرت مطلق در حفظ نظم را توضیح می‌دهد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز میان حاکمیت از راه زور، ترس یا توافق تفاوت می‌گذارد اما تأکید می‌کند که پیامد و حق حاکم در همه موارد یکسان است. او آزادی را در تبعیت از قانون و در چارچوب اقتدار حاکم تعریف می‌کند، نه در رهایی از آن. در ادامه، با معرفی «نظام‌ها» یا گروه‌های سیاسی و خصوصی، مشروعیت آن‌ها را منوط به تأیید حاکم می‌داند و تأکید می‌کند که هر قدرتی بیرون از اراده‌ی حاکم، تهدیدی برای ثبات دولت است.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش یازدهم: پیدایش دولت و انواع حکومت ✅ این بخش برگرفته از رساله‌ی «علت، پیدایش و حقوق کشورهای مشترک‌المنافع» است که به بنیادهای شکل‌گیری دولت و منطق قرارداد اجتماعی می‌پردازد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز توضیح می‌دهد که انسان‌ها برای رهایی از وضعیت طبیعیِ جنگ و ناامنی، با یکدیگر پیمانی می‌بندند و قدرت خود را به حاکمی واحد واگذار می‌کنند تا نظم و امنیت برقرار شود. این واگذاری پایه‌ی دولت است. او سه نوع حکومت را برمی‌شمارد: سلطنت، دموکراسی و آریستوکراسی، و تأکید می‌کند که قدرت حاکم باید مطلق و تقسیم‌ناپذیر باشد تا صلح پایدار بماند.

ادامه دارد…

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۱۰: قوانین طبیعت، عدالت، و نمایندگی ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز قوانین طبیعی را بنیان صلح و عدالت می‌داند و نشان می‌دهد چگونه تنها با وجود قدرتی مشترک، پیمان‌ها معنا یافته و جامعه‌ی مدنی شکل می‌گیرد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در این بخش مجموعه‌ای از قوانین طبیعت را شرح می‌دهد که هدف آن‌ها حفظ صلح و بقاست. او در قانون سوم، عدالت را به «انجام دادن پیمان‌ها» تعریف می‌کند و تأکید دارد که بدون قدرت قهریه، هیچ ضمانتی برای وفای به عهد وجود ندارد. چنین قدرتی، یا همان دولت، موجب تثبیت مالکیت و نظم می‌شود. هابز استدلال «احمق» را که عدالت را مخالف عقل می‌داند رد کرده و نشان می‌دهد بی‌عدالتی به فروپاشی اعتماد و در نهایت به نابودی خود فرد می‌انجامد. در پایان، او مفهوم «شخص» را بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه مردم با واگذاری اراده‌ی خود به یک نماینده، وحدت سیاسی می‌یابند؛ وحدتی که در شخص نماینده نهفته است، نه در جمع افراد.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۹: شرایط طبیعی نوع بشر و قانون طبیعی ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز وضعیت طبیعی انسان را توصیف می‌کند و نشان می‌دهد چگونه برابری در توانایی‌ها به رقابت، ترس و جنگ همگانی می‌انجامد و تنها قانون طبیعیِ صلح می‌تواند از این آشوب رهایی بخشد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در این بخش وضعیت طبیعی بشر را وضعیتی بدون قدرت مشترک می‌داند که در آن همه از نظر نیرو و عقل برابرند، و این برابری، منجر به رقابت، بی‌اعتمادی و در نهایت جنگ همه علیه همه می‌شود. او زندگی در این حالت را «تنها، فقیر، کثیف، حیوانی و کوتاه» توصیف می‌کند. هابز در ادامه از حقوق و قوانین طبیعی سخن می‌گوید؛ نخستین قانون، جست‌وجوی صلح است و دومین، چشم‌پوشی از بخشی از حقوق طبیعی برای رسیدن به آن. او مفهوم «عهد» را محور نظم اجتماعی می‌داند و تأکید می‌کند حتی پیمان‌هایی که از ترس بسته می‌شوند، در وضعیت طبیعی معتبرند، مگر آنکه شامل تعهد به تسلیم در برابر مرگ باشند.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۸: تاریخ و علل طبیعی دین ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز منشأ طبیعی دین را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و کنجکاوی انسان درباره‌ی آینده، او را به باور در نیروهای نامرئی واداشته است. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در این بخش دین را نتیجه‌ی طبیعی کنجکاوی انسان می‌داند که از ناآگاهی نسبت به علل امور و اضطراب درباره‌ی آینده برمی‌خیزد. او چهار عنصر اصلی دین را چنین برمی‌شمارد: باور به ارواح، نادانی از علل ثانویه، ترس و پرستش آنچه بیم‌انگیز است، و نسبت دادن پیشگویی به رویدادهای تصادفی. از نگاه او، قانون‌گذاران برای حفظ نظم و اطاعت مدنی، دین را به‌صورت نظام‌مند سامان دادند. بااین‌حال، تضاد در آموزه‌ها، منافع شخصی و فساد روحانیان موجب انحراف و تضعیف دین در گذر زمان می‌شود.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۷: تفاوت آداب و رسوم و تمایلات انسانی ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز به ماهیت تمایلات انسانی و نقش آن‌ها در شکل‌گیری زندگی اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه اشتیاق بی‌پایان انسان به قدرت، عامل اصلی حرکت و در عین حال منشأ تضاد اوست. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در این بخش سعادت انسانی را نه در آرامش و خیر مطلق، بلکه در پیگیری بی‌وقفه‌ی خواسته‌ها می‌بیند که تنها با مرگ متوقف می‌شود. او از میل همیشگی انسان به «قدرت پس از قدرت» سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که رقابت، ترس از مرگ، و تمایل به آسایش، انسان‌ها را به پذیرش یک قدرت مشترک وادار می‌کند. این متن همچنین به نقش جهل و کنجکاوی در پیدایش باورها می‌پردازد و دین طبیعی را حاصل ترکیب ترس و جست‌وجوی علت‌ها می‌داند.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۶: ماهیت دانش، قدرت، و افتخار ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز به تمایز میان انواع دانش و خاستگاه قدرت و افتخار انسانی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ارزش و منزلت افراد در جامعه بر پایه‌ی داوری دیگران شکل می‌گیرد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
هابز در این بخش دو نوع دانش را از هم متمایز می‌کند: دانش مطلق که بر ادراک حسی و حافظه استوار است، و علم مشروط که از درک روابط میان گزاره‌ها به‌دست می‌آید. او قدرت را وسیله‌ای برای دستیابی به خیر آینده می‌داند و میان قدرت طبیعی (زاده‌ی توانایی‌های ذاتی) و قدرت ابزاری (حاصل دارایی یا نفوذ) تفاوت می‌گذارد. ارزش انسان در نظر او به قضاوت دیگران وابسته است، نه به ذات فردی، و از همین‌جا مفاهیم عزت، احترام و بی‌احترامی اجتماعی پدید می‌آیند. هابز در پایان میان «شایستگی» و «استحقاق» تمایز می‌گذارد و شایستگی را به تناسب فرد برای یک نقش خاص مربوط می‌داند.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۵: گفتار، قضاوت، شوخ‌طبعی و جنون ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز به ماهیت گفتمان، فرایند قضاوت و مرز میان شوخ‌طبعی و جنون می‌پردازد و نقش عقل و تخیل را در شناخت و انحراف انسان بررسی می‌کند. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
در این بخش، هابز گفتمان را فرایندی می‌داند که یا با رسیدن به دانش پایان می‌یابد یا با رها کردن جست‌وجو. او قضاوت را آخرین باور در مسیر کشف حقیقت می‌خواند و آن را در برابر اراده، که آخرین میل در تصمیم‌گیری است، قرار می‌دهد. هابز میان دانش مطلق و دانش مشروط تمایز می‌گذارد و دومی را پایه‌ی علم می‌داند. او مفهوم ایمان را بر مبنای اعتماد به اقتدار دیگران توضیح می‌دهد، نه الزاماً بر پایه‌ی حقیقت. در ادامه، شوخ‌طبعی را حاصل ترکیب تخیل سریع و هدایت عقلانی معرفی می‌کند و جنون را نتیجه‌ی افراط در شور، تعصب، یا گفتار بی‌معنا در موضوعات فراتر از درک انسانی می‌داند.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۴: آغاز درونی حرکات ارادی و عواطف ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز به منشأ درونی حرکات انسان و شکل‌گیری عواطف می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه میل، نفرت و احساسات از حرکت ذهن و تخیل سرچشمه می‌گیرند. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
در این بخش، هابز حرکات درونی انسان را به دو نوع تقسیم می‌کند: حرکات حیاتی مانند تپش قلب و تنفس که همیشگی‌اند، و حرکات ارادی یا حیوانی مانند راه رفتن و سخن گفتن. او تخیل را سرچشمه‌ی همه‌ی حرکات ارادی می‌داند و از آن با عنوان «تلاش» یاد می‌کند. میل و نفرت دو شکل بنیادی این تلاش‌اند: میل گرایش به چیزی و نفرت گریز از آن. از دید هابز، مفاهیم «خوب» و «بد» نسبی‌اند و بر اساس میل یا نفرت هر فرد تعریف می‌شوند. در پایان، او عواطف گوناگونی چون امید، یأس، شجاعت، خشم، حسادت و ترحم را نتیجه‌ی همین حرکات درونی و سنجش‌های عقلانی می‌داند.

۳- دلیل، علم، و ماهیت پوچی 1 source 📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۳: دلیل، علم، و ماهیت پوچی ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز مفهوم دلیل را همچون فرایندی ریاضی برای جمع و تفریق اندیشه‌ها توضیح می‌دهد و علم را نتیجه‌ی سامان‌یافته‌ی این فرایند می‌داند. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
در این بخش، هابز دلیل را نوعی حساب ذهنی معرفی می‌کند که با مقایسه و جمع‌وتفریق نام‌های عمومی انجام می‌شود. او تأکید می‌کند که خودِ فرایند دلیل همواره درست است، اما استدلال‌های فردی می‌توانند خطا داشته باشند و برای رفع اختلاف، نیاز به داور است. هابز میان «خطا» و «پوچی» تمایز می‌گذارد و پوچی را سخنی بی‌معنا می‌داند که تنها در زبان انسان رخ می‌دهد. او علم را حاصل به‌کارگیری منظم دلیل از تعاریف تا قوانین عمومی می‌داند و تفاوت میان «احتیاط» مبتنی بر تجربه و «حکمت» مبتنی بر علم را توضیح می‌دهد.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۲: سرشت، کارکردها و کژکارکردهای گفتار ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز به منشأ و نقش گفتار در اندیشه و جامعه می‌پردازد و آن را شریف‌ترین اختراع بشر می‌داند که به انسان امکان انتقال دانش و همکاری می‌دهد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
این بخش به منشأ و کارکرد گفتار و حروف می‌پردازد و آن را پایه‌ی ثبت و تبادل اندیشه می‌داند. هابز خداوند را نخستین نویسنده‌ی گفتار معرفی می‌کند که به آدم توان نام‌گذاری بخشید و سپس به نابسامانی زبان در داستان برج بابل اشاره دارد. او چهار کژکارکرد گفتار را برمی‌شمارد، از جمله ناپایداری در معنای واژه‌ها و کاربرد زبان برای فریب یا آزار. در پایان، بر ضرورت تعریف دقیق مفاهیم به‌ویژه در هندسه و علوم تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که بدون واژه‌ها، اندیشه و استدلال ممکن نیست.

📚 لویاتان ✍️ توماس هابز بخش ۱: حس، تخیل و سیر افکار ✅ این پادکست برگرفته از کتاب فوق است که در آن هابز به منشأ افکار انسان می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ادراک، خیال و تفکر از حرکت اجسام بیرونی بر حواس ما پدید می‌آیند. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar خلاصه:
این بخش از رساله‌ی «از حس، تخیل و قطار افکار» گرفته شده است و به ماهیت افکار انسان می‌پردازد. هابز حس را سرچشمه‌ی همه‌ی مفاهیم می‌داند و آن را نتیجه‌ی تأثیر بیرونی بر اندام‌های حسی معرفی می‌کند. او تخیل را ادامه‌ی رو به زوال حس می‌نامد و تفاوتش با حافظه را در میزان دوام تصویر ذهنی توضیح می‌دهد. در پایان، از «قطار افکار» سخن می‌گوید و میان اندیشه‌های پراکنده و جهت‌دار تمایز می‌گذارد.

کتاب «لِویاتان» اثر توماس هابز (۱۶۵۱) از بنیادی‌ترین آثار فلسفه‌ی سیاسی مدرن است؛ متنی که مفهوم دولت و اقتدار را بازتعریف کرد
کتاب «لِویاتان» اثر توماس هابز (۱۶۵۱) از بنیادی‌ترین آثار فلسفه‌ی سیاسی مدرن است؛ متنی که مفهوم دولت و اقتدار را بازتعریف کرد. هابز در میانه‌ جنگ داخلی انگلستان نوشت تا نشان دهد انسان در حالت طبیعی، در ترس، رقابت و جنگ همگانی می‌زیَد؛ همان وضعی که او «تنها، فقیر، زشت، حیوانی و کوتاه» توصیف می‌کند. در جلد کتاب، پادشاهی دیده می‌شود که پیکرش از مردم ساخته شده؛ نمادی از دولتی که از قرارداد اجتماعی زاده می‌شود تا صلح و امنیت برقرار کند. شمشیر در دست راست، نشانه‌ی قدرت سیاسی، و عصای اسقفی در دست چپ، نماد مشروعیت دینی است. در بالای تصویر آمده است: «هیچ قدرتی بر زمین با او برابری نمی‌کند» (ایوب ۴۱:۳۳)؛ جمله‌ای که لویاتانِ کتاب مقدس را به استعاره‌ای از دولت مدرن بدل می‌کند، موجودی که از اراده‌ی مردم برمی‌خیزد و بر آنان حاکم می‌شود. لویاتان تنها رساله‌ای در سیاست نیست، بلکه تحلیلی از سرشت بشر است: ترس، میل به قدرت، و نیاز به نظمی که آزادی را محدود می‌کند اما تمدن را ممکن می‌سازد. تهیه شده در کانال کلنجار https://t.me/Kalanjaaar