en
Feedback
rojev

rojev

Open in Telegram

" ڕۆژەڤ " ( کومیتەی ئەدەبیاتی ناوەندی زانستی - فەرهەنگی ڕۆنان.) بەستێنی چالاکیی - شیعر، چیرۆک، ڕۆمان، ڕەخنەی ئەدەبی. گرنگی دەدات بە پرس و بابەتی جیاواز و گوتاری ڕەخنەگرانە. پێوەندیی. @rojev_03

Show more
203
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
👆 کوردستانی جوان، نیشتمانی خۆش.. " یەدوڵا موحەمەدی " 1337-1404

Savza.mp38.57 MB

کوردستانی جوان، نیشتمانی خۆش.. " یەدوڵا موحەمەدی " 1337-1404

Shared by Document Viewer - an all-in-one file viewer: کلاسیک گروپ http://cafebazaar.ir/app/?id=com.classicgroup1400.officeviewer

" جهان متوجە شد " مجموعە شعرهای اعتراضی " علی باباچاهی" شاعر و منتقد ادبی معاصر ایران.

شعرهای اعتراضی " علی باباچاهی " شاعر و منتقد ادبی معاصر ایران...

پی دی اف مجموعه شعر جهان متوجه شد علی باباچاهی https://t.me/kanale_alibabachahi

photo content

photo content

" بوطیقای مرگ در زندەمانیِ زبان" (بە بهانەی درگذشت شاعر آوانگارد ، " علی باباچاهی " ) " عبدالقادر نیازی " شاعر و منتقد ادبی. تقلّا برای رسیدن بە شعر، تقلّا برای رسیدن بە امرِ ناممکن است و تقلّا برای رسیدن بە امرِ که ناممکن، نە مواجهەای صرفاً معرفت شناختی کە پرسمانی ست کاملاً هستی شناختی. آنهم از طریق فَرارَوی از اُفُقهای لجوج و سِمِج زبان کە خود خصلت دست نیافتنی بودگی را در خود و با خود حمل میکنند. سختی کار آنجاست کە امکانِ بودن در همین خصلت ممکن بودگیِِ زبانِ شعری، مقصد زبان و شعر و فهم را ممکن میکند و امتزاج اُفُقها را آنطور که گادامر و ریکور از آن می‌گویند اجابت کرد. بوطیقای شعر در همین درونیّتِ زبان و واژەست کە تجرُّد زبان را بە شعریّت و البتّە امری هستی شناختی تبدیل میکند از آن رو کە شعر حتّی در حال دست و پا زدنْ در اوج معناگریزی یا آنطور کە به نادرست بی معنایی تلقّی میشود امّا، در پی رام کردنِ معناست. با این مقدمەی پیش گفتە خواستم بگویم علی باباچاهی هم بە خیل واژگان نامفهوم و مبهم مرگ پیوست. سفر علی بابا چاهی به جهان واژەهای غریب مرگ از آن رو کە شاعری ساختارشکن بود اندوهگینم کرد. شعرهایش در زبان شکاف تولید کرد و همزمان از شکافهای موجود در زبان نیز جهید. کسی کە عمداً و از روی آگاهی شاعرانەاش، کلمات را دچار لکنت میکرد تا نە به ناتوانی آنها بلکە بە توانایی کلمات حتّی در حین لکنت هم پی ببرد. همین رویکرد گستاخانەی باباچاهی بە زبان و شعر بر خلاف فردریک جیمسون کە زبان را تا حدی زندان میدانست امّا، کاری کردە بود کە خوانندە شعرهایش همیشە در آستانە و تعلیق قرار گیرد. نوعی تعلیقِ هستی شناختی کە نە خود زبان کە خوانندە و حتّی شعر را نیز بی تاب معنا و آشوب میکرد. باباچاهی، طوری زبان را رام کردە بود کە حتّی خودش مدعی بود کە دیگر شعر پست مدرن نیز روحاً ارضایش نمیکند. او از سویی بە دوردستهای زبان دست پیدا کردە بود و از سویی در تقابل با جیمسون قرار گرفته بود چون مفرهای زبان را بلد بود. با اینکە در شعرهایش، فقدان لکانی و منفیّت آگامبنی را تا حدّ زیادی مهار کردە بود اما هیچوقت از زیر بار آن در نرفت. باباچاهی با همین تعلیقها در شعرهایش و حتی در مصاحبەها و مقالاتش نیز زیست. آنطور کە خودش میگفت: شعر افشانشی و خوشەای، بیش از آنکە در خدمتِ معانی قابل توضیح باشد، زبان را از خانەی وجود بە خانە نا/امنِ قطعیّتها نیز تبدیل میکند. برخورد اول با شعر و زبان باباچاهی، آنطور کە سایمون کریچلی در مورد شعرهای والاس استیونس میگوید، لزوماً مستلزمِ دلشورەهای خاصِّ دست شستن از عادتهایی ست کە ترکشان حتماً موجب مرض میگردد. سال 95 کە دو کتاب شعرش (آئورا و دیگرانِ من) و ( قشنگی دنیا بە همین است) را با تحلیلش از یکی از شعرهای خودم( ویرگول بە روایت بغداد) برای من فرستاد، دریافتم کە اصلاً با خودش و زبان و شعر و البتە عادتهایش نە تعارف کە سرِ ستیز دارد. چیزی که قبلاً هم در تصوّرم  گُنجیده بود. خبر درگذشتش را امروز غروب فهمیدم. خودش قبلاً گفتە بود کە آدمها، در تاریکی اسم ندارند امّا با اجازەی خودش کە همان موقع این سطر شعریش را بە "آدمها در غروب دنبال اسمشان میگردند"، تغییر دادم نمیدانستم کە غروبْ هم خود شاعری ست از جنس مرگ کە زندەمانی را ولی با مبارزە و تقلا برای ازادی در این روزگار وانفسا تفسیر میکند. روحش شاد . - شعر در عین تخیّل ، متفکرانە، و در عین تفکّر، تخیل ورزانە است. - شعر برای هنری کردن تخیل و تفکر بە اجزایی زبانی روی می آورد و اجزایی زبانی، گسست و پیوست ها را بە هم پیوند می دهد. " علی باباچاهی " از متن یک مصاحبە.. https://t.me/rojev03

یادداشت: عبدالقادر نیازی بوطیقای مرگ در زندەمانیِ زبان (بە بهانەی درگذشت شاعر برجستە، علی باباچاهی) ــــــــــــــــــــــ تقلّا برای رسیدن بە شعر، تقلّا برای رسیدن بە امرِ ناممکن است و تقلّا برای رسیدن بە امرِ که ناممکن، نە مواجهەای صرفاً معرفت شناختی کە پرسمانی ست کاملاً هستی شناختی. آنهم از طریق فَرارَوی از اُفُقهای لجوج و سِمِج زبان کە خود خصلت دست نیافتنی بودگی را در خود و با خود حمل میکنند. سختی کار آنجاست کە امکانِ بودن در همین خصلت ممکن بودگیِِ زبانِ شعری، مقصد زبان و شعر و فهم را ممکن میکند و امتزاج اُفُقها را آنطور که گادامر و ریکور از آن می‌گویند اجابت کرد. بوطیقای شعر در همین درونیّتِ زبان و واژەست کە تجرُّد زبان را بە شعریّت و البتّە امری هستی شناختی تبدیل میکند از آن رو کە شعر حتّی در حال دست و پا زدنْ در اوج معناگریزی یا آنطور کە به نادرست بی معنایی تلقّی میشود امّا، در پی رام کردنِ معناست. با این مقدمەی پیش گفتە خواستم بگویم علی باباچاهی هم بە خیل واژگان نامفهوم و مبهم مرگ پیوست. سفر علی بابا چاهی به جهان واژەهای غریب مرگ از آن رو کە شاعری ساختارشکن بود اندوهگینم کرد. شعرهایش در زبان شکاف تولید کرد و همزمان از شکافهای موجود در زبان نیز جهید. کسی کە عمداً و از روی آگاهی شاعرانەاش، کلمات را دچار لکنت میکرد تا نە به ناتوانی آنها بلکە بە توانایی کلمات حتّی در حین لکنت هم پی ببرد. همین رویکرد گستاخانەی باباچاهی بە زبان و شعر بر خلاف فردریک جیمسون کە زبان را تا حدی زندان میدانست امّا، کاری کردە بود کە خوانندە شعرهایش همیشە در آستانە و تعلیق قرار گیرد. نوعی تعلیقِ هستی شناختی کە نە خود زبان کە خوانندە و حتّی شعر را نیز بی تاب معنا و آشوب میکرد. باباچاهی، طوری زبان را رام کردە بود کە حتّی خودش مدعی بود کە دیگر شعر پست مدرن نیز روحاً ارضایش نمیکند. او از سویی بە دوردستهای زبان دست پیدا کردە بود و از سویی در تقابل با جیمسون قرار گرفته بود چون مفرهای زبان را بلد بود. با اینکە در شعرهایش، فقدان لکانی و منفیّت آگامبنی را تا حدّ زیادی مهار کردە بود اما هیچوقت از زیر بار آن در نرفت. باباچاهی با همین تعلیقها در شعرهایش و حتی در مصاحبەها و مقالاتش نیز زیست. آنطور کە خودش میگفت: شعر افشانشی و خوشەای، بیش از آنکە در خدمتِ معانی قابل توضیح باشد، زبان را از خانەی وجود بە خانە نا/امنِ قطعیّتها نیز تبدیل میکند. برخورد اول با شعر و زبان باباچاهی، آنطور کە سایمون کریچلی در مورد شعرهای والاس استیونس میگوید، لزوماً مستلزمِ دلشورەهای خاصِّ دست شستن از عادتهایی ست کە ترکشان حتماً موجب مرض میگردد. سال 95 کە دو کتاب شعرش (آئورا و دیگرانِ من) و ( قشنگی دنیا بە همین است) را با تحلیلش از یکی از شعرهای خودم( ویرگول بە روایت بغداد) برای من فرستاد، دریافتم کە اصلاً با خودش و زبان و شعر و البتە عادتهایش نە تعارف کە سرِ ستیز دارد. چیزی که قبلاً هم در تصوّرم گُنجیده بود. خبر درگذشتش را امروز غروب فهمیدم. خودش قبلاً گفتە بود کە آدمها، در تاریکی اسم ندارند امّا با اجازەی خودش کە همان موقع این سطر شعریش را بە "آدمها در غروب دنبال اسمشان میگردند"، تغییر دادم نمیدانستم کە غروبْ هم خود شاعری ست از جنس مرگ کە زندەمانی را ولی با مبارزە و تقلا برای ازادی در این روزگار وانفسا تفسیر میکند. روحش شاد...

یادداشت: عبدالقادر نیازی بوطیقای مرگ در زندەمانیِ زبان (بە بهانەی درگذشت شاعر برجستە، علی باباچاهی) ــــــــــــــــــــــ تقلّا برای رسیدن بە شعر، تقلّا برای رسیدن بە امرِ ناممکن است و تقلّا برای رسیدن بە امرِ که ناممکن، نە مواجهەای صرفاً معرفت شناختی کە پرسمانی ست کاملاً هستی شناختی. آنهم از طریق فَرارَوی از اُفُقهای لجوج و سِمِج زبان کە خود خصلت دست نیافتنی بودگی را در خود و با خود حمل میکنند. سختی کار آنجاست کە امکانِ بودن در همین خصلت ممکن بودگیِِ زبانِ شعری، مقصد زبان و شعر و فهم را ممکن میکند و امتزاج اُفُقها را آنطور که گادامر و ریکور از آن می‌گویند اجابت کرد. بوطیقای شعر در همین درونیّتِ زبان و واژەست کە تجرُّد زبان را بە شعریّت و البتّە امری هستی شناختی تبدیل میکند از آن رو کە شعر حتّی در حال دست و پا زدنْ در اوج معناگریزی یا آنطور کە به نادرست بی معنایی تلقّی میشود امّا، در پی رام کردنِ معناست. با این مقدمەی پیش گفتە خواستم بگویم علی باباچاهی هم بە خیل واژگان نامفهوم و مبهم مرگ پیوست. سفر علی بابا چاهی به جهان واژەهای غریب مرگ از آن رو کە شاعری ساختارشکن بود اندوهگینم کرد. شعرهایش در زبان شکاف تولید کرد و همزمان از شکافهای موجود در زبان نیز جهید. کسی کە عمداً و از روی آگاهی شاعرانەاش، کلمات را دچار لکنت میکرد تا نە به ناتوانی آنها بلکە بە توانایی کلمات حتّی در حین لکنت هم پی ببرد. همین رویکرد گستاخانەی باباچاهی بە زبان و شعر بر خلاف فردریک جیمسون کە زبان را تا حدی زندان میدانست امّا، کاری کردە بود کە خوانندە شعرهایش همیشە در آستانە و تعلیق قرار گیرد. نوعی تعلیقِ هستی شناختی کە نە خود زبان کە خوانندە و حتّی شعر را نیز بی تاب معنا و آشوب میکرد. باباچاهی، طوری زبان را رام کردە بود کە حتّی خودش مدعی بود کە دیگر شعر پست مدرن نیز روحاً ارضایش نمیکند. او از سویی بە دوردستهای زبان دست پیدا کردە بود و از سویی در تقابل با جیمسون قرار گرفته بود چون مفرهای زبان را بلد بود. با اینکە در شعرهایش، فقدان لکانی و منفیّت آگامبنی را تا حدّ زیادی مهار کردە بود اما هیچوقت از زیر بار آن در نرفت. باباچاهی با همین تعلیقها در شعرهایش و حتی در مصاحبەها و مقالاتش نیز زیست. آنطور کە خودش میگفت: شعر افشانشی و خوشەای، بیش از آنکە در خدمتِ معانی قابل توضیح باشد، زبان را از خانەی وجود بە خانە نا/امنِ قطعیّتها نیز تبدیل میکند. برخورد اول با شعر و زبان باباچاهی، آنطور کە سایمون کریچلی در مورد شعرهای والاس استیونس میگوید، لزوماً مستلزمِ دلشورەهای خاصِّ دست شستن از عادتهایی ست کە ترکشان حتماً موجب مرض میگردد. سال 95 کە دو کتاب شعرش (آئورا و دیگرانِ من) و ( قشنگی دنیا بە همین است) را با تحلیلش از یکی از شعرهای خودم( ویرگول بە روایت بغداد) برای من فرستاد، دریافتم کە اصلاً با خودش و زبان و شعر و البتە عادتهایش نە تعارف کە سرِ ستیز دارد. چیزی که قبلاً هم در تصوّرم گُنجیده بود. خبر درگذشتش را امروز غروب فهمیدم. خودش قبلاً گفتە بود کە آدمها، در تاریکی اسم ندارند امّا با اجازەی خودش کە همان موقع این سطر شعریش را بە "آدمها در غروب دنبال اسمشان میگردند"، تغییر دادم نمیدانستم کە غروبْ هم خود شاعری ست از جنس مرگ کە زندەمانی را ولی با مبارزە و تقلا برای ازادی در این روزگار وانفسا تفسیر میکند. روحش شاد...

ئۆنتۆلۆژیای" زمان " بێ زمان ئێمە هیچکات ناتوانین بە شێوەیەکی بوونناسانە لە جیهانی " بوون " و ماناکانی " بوون " تێبگەین. بۆیە " هایدەگەر " ی بیرمەند و ئۆنتۆلۆژیست لە کتێبە بە ناو بانگەکەیدا " بوون و کات " پێداگری لە سەر پێوەندیی ئۆرگانیکی نێوان ( زمان و جیهانی بوون ) دەکاتەوە و دەڵێت : " زمان " جەوهەری جیهانی " بوون " ە و ئێمە هیچکات ناتوانین لە جیهانی " بوون " تێبگەین، مەگین ئەوەی کە لە " زمان " تێگەیشتبێتین. 2 ی ڕەشەمە، ڕۆژی جیهانی زمانی دایکی لە هەموو ئەو کەسانەی کە گرنگی دەدەن بە زمانی خۆیان بۆ باشتر تێگەیشتن لە جیهانی " بوون " پیرۆز بێت. https://t.me/rojev03

Repost from jineftin
📚لێکچووە ترسناکەکان: ئەڵمانیا لە سەردەمی کۆماری ڤایمار و عەرەبە ناسیۆنالیستەکانی ئەمڕۆ ✍بەختیار عەلی لە ئینگلیزییەوە: ئەحمەد کاوە              ✅ ئەو هیستریا دەستەکۆییەی لە میدیا و جیهانی عەرەبیدا دەرهەق بە کورد دەیبینین نە ڕاگوزەر و نە ڕووکەشە. ئەمە درێژکراوەی مێژوویەکی کۆنە لە ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا، ئەو شوێنەی مەعدەنی دروستکردنی کینە و دوژمنایەتییە بۆ “ئەوی تر”. ئەوانەی لە تایبەتمەندیی دەروونیی ناسیۆنالیزمی عەرەب تێنەگەیشتوون سەختە بزانن بنچینەی ئەم هیستریایە لەکوێوەیە. هەرکەسێک بەوردی سەیری مێژووی سەدەی بیست بکات، تێبینی هاوشێوەیەکی سەرنجکێش دەکات لەنێوان دۆخی ئەمڕۆی کورد و جوو لە ساڵانی بەر لە جەنگی جیهانیی دووەم. ئەم لێکچووییە هۆشدارییەکە و دەبێت مەترسیی ئەم هێرشە نوێیەش بەشێوەیەکی جددی ڕەچاو بکرێت. بەر لەوەی قڕکردنی جووەکان دەست پێ بکات، ئەڵمانیا لەنێو شکستێکی مێژووییی سامناکدا دەژیا، کە من بە زاراوە فرۆیدییەکە پێی دەڵێم برینێکی خودئەڤینی. ئەڵمانیا جەنگی جیهانیی یەکەمی دۆڕاند، و بە بارێکی ئابووریی تێکشکاوەوە هاتە دەر، ناچاریش کرا قەرەبووی گشت زیان و لێکەوتەکان لە ئەستۆ بگرێت. لای هەندێکیان، بەتایبەب ئەوانەی بە ئوستوورەی سەر بە ڕەگەزی باڵاوە شێوەبەند کرابوون، تێگەیشتن لە شکست و داڕووخانە کۆمەڵایەتییەکە شتێکی مەحاڵ بوو. هەستی تێکشکان هاوشان بە ئارەزووی هەستانەوە وەک دوو ئامێری نەوەستاو لە ژیندەروونی کۆمەڵگەی ئەڵمانیدا وەگەڕخرابوو. هەردوو هەستەکە بەر لەوەی هیتلەر دەسەڵات بگرێتە دەست بەقووڵی حزووریان هەبوو. ✅ درێژەی ئەم وتارە لەم بەستەرەدا بخوێنەرەوە: https://jineftin.krd/2026/02/19/%d9%84%db%8e%da%a9%da%86%d9%88%d9%88%db%95-%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%a7%da%a9%db%95%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a6%db%95%da%b5%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%84%db%95-%d8%b3%db%95%d8%b1%d8%af%db%95/

دواتر کە مەترسییەکان کەم بوونەوە و کۆتاییان هات، چیتر هاوپەیمان نین. ئەم دیدە بەرانبەر بە هێزە کوردییەکان، پەێڕەوکردنی سیاسەتێکی بێ موراڵ و فاشیستیانەیە، چونکە سیاسەت کاتێک لە موراڵ و ئەخلاق بەتاڵ دەبێتەوە دەبێتە سیاسەتێکی فاشیستی. خاڵێکی گرنگ کە بە داخەوە تاکوو ئێستا  بزووتنەوەی سیاسی کورد بەرانبەر بە سیاسەتی خۆراواییەکان بە گشتیی و بە تایبەتی سیاسەتی ئەمریکا هەستی پێ نەکردووە، ئەوەیە بزووتنەوەی کوردی بەردەوام پێی وابووە بە هۆکاری ئەوەی کورد له ڕۆژهەڵاتی ناویندا تەنیا نەتەوەیەکە لە پێناو ئازادی و بەها دیمۆکراتیکەکاندا خەبات دەکات، بەمەوە باشترین هاوپەیمانی وڵاتانی ڕۆژاوایی و ئەمریکایە، بۆیە کورد هەمیشە پێوەندیی خۆی لەگەڵ ئەمریکا و وڵاتانی ڕۆژاواییدا وەکوو هاوپەیمانی ستراتیژ پێناسە کردووە، لە حاڵێکدا پێوەندیی ئەمریکا و وڵاتانی ڕۆژاوایی لەگەڵ کورد بەردەوام پێوەندییەکی تەکتیکی بووە. مامەڵەکردنی ڕۆژاواییەکان لەگەڵ دەوڵەتی فاشیستی تورکیا و دەوڵەتی ڕاگوزەری سووریا بە ڕێبەری "محەمەد جۆلانی" بە بەهای دەست هەڵگرتن لە ڕۆژاوا و هەموو دەسکەوت و بەها دیمۆکراتیکەکان، ئەو ڕاستیەی سەلماند، کە دیدی ڕۆژاواییەکان بەرانبەر بە هێزی سیاسی کوردی وەکوو تەنیا هێزی دیمۆکراتیک لە وڵاتانی ئیسلامیدا، سیاسەتێکی تاکتیکییە و ئەگەر دەوڵەتە ئیسلامییە فاشییەکانی ناوچەکە بتوانن  پوانی باشیان پێ بدەن، ئەوە هێزە کوردییەکان دەبنە قوربانی و وەلادەنرێن. بزووتنەوەی سیاسی کورد بە گشتیی و هێزەکانی سووریای دیمۆکراتیک (هەسەدە) بە تایبەتی لە هاوکێشە سیاسیەکاندا لە پێوەندیی لەگەڵ دەوڵەتانی داگیرکەری کوردستان و هاوکات وڵاتانی ڕۆژئاوایی لە گەڵ ئەوەی کە پێویستە بە دیدێکی ڕەخنەییەوە بە سیاسەت و هەڵسووکەوتی خۆیاندا بچنەوە، دەبێت چەند خاڵی گرنگی‌تر ڕچاو بکەن. یەکەم؛ ئەوەی کە سەدەی بیستەم بە سەدەی ناسیۆنالیزم و سەدەی دەوڵەت - نەتەوە ناسراوە، هیچ نەتەوەیەک بە ڕادەی نەتەوەی کورد بۆ گەیشتن بە ئازادی و مافە مرۆڤایەتییەکانی خۆی بەرخۆدان و خەباتی نەبووە، بەڵام لە هاوکێشە و ململانێی سیاسی هەرێمی و نێودەوڵەتیدا بەردەوام فێڵی لێ کراوە و مافەکانیان زەوت کراوە، بە جۆرێک دەتوانم بڵێم ئەو دەسکەوتانەی بە هۆی بەرخۆدان و خەباتەوە بە دەستی هێناوە، لە سەر مێزی گفتگۆ و دانووستان بەشێکی زۆری دۆڕاندووە. دواتریش بە زەبری چەک و گەلەکۆمەی دەوڵەتانی فاشیستی هەرێمی بە ڕێکەوتن لەگەڵ دەوڵەتانی ڕۆژاوایی  تووشی کارەساتی کوشتن و ڕاوەدوونان و هەڵاتن بووە - لە تێکشکانی شۆڕشی ئاراراتەوە بە گەلەکۆمەی دەوڵەتی ڕەزاخانی و تورکیای فاشیست تاکوو سەرکوتکردنی شۆڕشەکەی شێخ سەعیدی پیران و سەید ڕەزای دێرسیمی لە باکوور و تێکشکانی کۆماری کوردستان لە مەهاباد و گەلەکۆمەی دەوڵەتی عەرەبی فاشیستی عێراق و دەوڵەتی پاڵەوەیی ئێران و تێکشکانی شۆڕشی ئەیلوول لە باشوور بە پێی  ڕێکەوتنی 1975ی ئەلجەزایەر و گەلەکۆمەی ڕژێمی ئیسلامی"محمد جۆلانی" و دەوڵەتی فاشیستی تورکیا بە یارمەتی دەوڵەتانی هەرێمی و نێودەوڵەتی بۆ سەر کوردانی ڕۆژاوا کە سیمبۆلی بەرخۆدان و خەبات دژ بە داعشیزمی ئیسلامی بوون- لە ئێستادا، دووپاتبوونەوەی سیکلێکی مێژووییە بۆ بزووتنەوەی سیاسی کورد لە هەر چوار وڵاتی داگیرکەردا. ئەمەش دەگەڕێتەوە بۆ غیابی خاڵێکی جەوهەری کە تاکوو ئێستا هێزە سیاسیەکان نەیانتوانیوە دەستەبەری بکەن. ئەویش نەبوونی وشیاری نەتەوەییە، ڕاستییەک هەیە دەبێ هەموومان بیزانین، دۆخی کورد لە ئێستادا، لە ڕووی سیاسییەوە هەمان دۆخی نەتەوەی یەهوودە  پێش درووستبوونی دەوڵەتی ئیسراییل. بۆیە پێویسته شەقامی سیاسی کورد بە وشیاری نەتەوەییەوە سیاسەت بکەن و فێری کایەی سیاسی ببن، هاوکات دەبێ زیاتر لە ئێستا، لە ئاستی نێودەوڵەتیدا لۆبی باش و بڕیاردەر درووستبکەن و بیر لە درووستکردنی دەوڵەتی سەربەخۆ بکەنەوە. دووهەم؛ هەسەدە و هێزە کوردییەکان لە ڕۆژاوادا، پێویستە چیتر دەست لە سیاسەتی برایەتی گەلان (کە ئەمێستا زیاتر لە دیرۆک و چیرۆکە خەیاڵکردەکان دەچێت تا ئەمرێکی واقیع) بەر بدەن و لە هەوڵی درووستکردنی وشیاریی نەتەوەییدا بن. بۆ ئەوەی بتوانن لۆبی زیاتر پەیدا بکەن و دەوڵەتی سەربەخۆی خۆیان درووستبکەن. سێهەم؛ هێزە کوردییەکان دەبێت بە وشیارییەکی تەواو لەگەڵ ئیسلامی سیاسی و دەوڵەتانی ئیسلامی ناوچەکەدا مامەڵە و هەڵسووکەوت بکات. چوارەم؛ هێزە سیاسیەکانی کورد پێویسته (وەکوو ئەمجارە کە لە ڕۆژاوادا بەدیارکەوت) هەمیشە ڕۆحی نەتەوەیی بکەن بە هەوێنی یەکگرتوویی و پاڵپشتی کوردان لە هەر چوار پارچەی وڵاتدا. بۆیە تەنیا بە وشیاریی نەتەوەیی و ڕۆحی یەکگرتوویی دەتوانن لە ئاست نێودەوڵەتی و هەرێمیدا سەرەڕای تەواوی ئاستەنگ و کێشە و گرفتەکان، کار بکەن بۆ درووستبوونی کیانێکی سەربەخۆ و  دەوڵەتێکی بەهێزی کوردی لەسەر بنەمای دیمۆکراسی و دادپەروەری کۆمەڵایەتی و مافی مرۆڤ.

🔲 ترادیسیۆنی ئیسلامی سیاسی و دۆزی کورد لە ڕۆژهەڵاتی ناویندا (هەڵوێستەیەک بۆ دۆخی ئێستای ڕۆژاوای کوردستان لە بەرانبەر هێزە کۆنسێرڤاتیڤەکاندا) ✍حەمەی کەریمی ئیسلامی سیاسی ئایدۆلۆژیایەکی نەگۆڕ و جەوهەریی نییە وەکوو خودی ئیسلام و تێکستە دینییەکان، -ئەگەرچی  ئیسلامییەکان تاکوو ئێستاش بەردەوام خەریکی چەواشەکردن و شێواندنی ئەم بابەتەن و دەیانهەوێت ئایدۆلۆژیای ئیسلامی سیاسی و کارکردن بە ئاراستەی بە ئیسلامیکردنی کۆمەڵگا و یەکسانکردنی پێکهاتەی کۆمەڵگا بە ئیسلام وەکوو جەوهەر و بنەمایەکی دینی بفرۆشنەوە بە خەڵک - ئسیلامی سیاسی بەرهەمی هەلومەرجی کۆمەڵایەتی و مێژوویی و کولتووریی و ململانێ سیاسییەکانی دنیای مودێڕنە و وەکوو دیکەی ئایدۆلۆژیا و فیکرەکانی‌تر هەڵقوڵاوی دۆخی ئاڵۆزی کۆمەڵایەتی و کولتووری و هاوکێشە سیاسییەکانە. گوتاری ترادیسیۆنی ئیسلامی سیاسی و هێزە ئیسلامییەکان لە کۆتایی سەدەی بیستەمدا و لە سەرەتای نەوەدەکانەوە، لە ڕێگای تیۆرەکانی (حەسەن بەننا و سەید قوتب و ئەبوو عەلا مەودوودیی)، بە دوو ئاراستەی هاوشێوە کاریان کردووە. لە کۆمەڵگا ئیسلامییەکاندا بە ئاراستەی بە ئیسلامیکردنی تەواوی پێکهاتەی کۆمەڵگا و دابەشکردنی بە دوو لایەنی ئیسلامی و تەکفیری، لە دەرەوەی کۆمەڵگا ئیسلامییەکان و بە نیسبەت کۆمەڵگا ڕۆژاواییەکانیش بە ئاراستەی سەرلەنوێ سازکردنەوەی نەریتی ئیسلام لە پێکهاتەی دونیای مودێڕندا (ترادیسۆن) و دژایەتی ڕاستەقینەی کولتووری مودێڕنیتە بە تەواوی ڕەهەندەکانییەوە - بێجگە لە ڕەهەندی تێکنۆلۆژیا- بە تایبەت ئەوەی کە ئیسلامی سیاسی و فەندەمێنتالیزمی ئیسلامی تا سەر ئێسقان دژی ڕەهەندە ڕەخنەییەکەی مودێڕنیتەیە. بۆ ئەم مەبەستەش فیکری ئیرهابی و تونداژۆی بیردۆزە ئیسلامییەکان، لە سەرووی هەموویانەوە فیکری دۆگماتیستی و جیهادی "سەید قوتب" تیۆریسیەنی فیکری جیهاد و ڕادیکالیزمی ئیسلامی، مەشخەڵی ڕێگایانە. شەڕ و پێکدادانی گرووپە ئیسلامییە جیهادییەکان (لە سەرووی هەموویانەوە ڕێکخراوی ئەلقاعیدە) لە ئەفغانستان و پاکستان و چیچان و عیراق و شام و میسر و فەلەستین و ئەلجەزایەر، لەگەڵ تەواوی بەرژەوەندییەکانی وڵاتانی ڕۆژاوایی بە گشتیی و بە تایبەت بەرژەوەندییە ئابووریی و سەربازییەکانی ئەمریکا و ئەنجامدانی سەدان چالاکی تیرۆریستی لە وڵاتە ڕۆژاواییەکان و وڵاتانی ئیسلامی نموونەی زەق و بەرچاوی ترادیسیۆنی ئیسلامی سیاسی و هێزە جیهادییەکانە. دەمامکی نوێی گوتاری ترادیسیۆنی ئیسلامی سیاسی دەمامکەکانی گوتاری ئیسلامی سیاسی لە ئێستادا و لە هاوکێشە سیاسیەکاندا لە ناوچەی خۆرهەڵاتی ناوەڕاست تووشی گۆڕان بووە و مامەڵە و هەڵسوکەوتی سیاسی لەگەڵ دەوڵەتانی ڕۆژاوایی و کۆلۆنیالیزمی نوێ و کۆنسێرڤاتیڤەکاندا چیتر وەک سەرەتای نەوەدەکان ئایدۆلۆژیک نییە و ئێستا بە شێوەیەکی سیاسیانەتر هەڵسوکەوت دەکەن، ئێستا هێزە جیهادییەکانی ئیسلامی سیاسی بە بیرۆکە و پاڵپشتی هێزە کۆنسێرڤاتیڤەکان لە وڵاتانی ئیسلامیدا، به تایبەت بە پاڵپشتی و بیرۆکەی دەوڵەتی ئیسلامی فاشیستی تۆرکیا و وڵاتانی کەنداو، پێوەندییەکانی خۆی لەگەڵ وڵاتە زلهێزەکاندا ڕێکدەخات.  گوتاری ترادیسۆنی ئیسلامی سیاسی لە ئێستادا جۆرێک مامەڵە و ڕێکەوتنی سیاسییە لەگەڵ دەوڵەتانی زلهێزی وەکوو ئەمریکا و وڵاتانی ڕۆژاوایی لە پێناو سەنتراڵیزەکردنی دەسەڵات و سەرکوتکردنی دەنگە جیاوازەکان. ئەزموونی ڕۆژاوا وەک سیستەمێکی  سیاسی - خۆبەڕێوەبەریی دیمۆکراتیک لە ڕۆژهەڵاتی ناویندا لە دوای تێکشکاندنی خەلافەتی ئیسلامی داعش لە عیراق و شام و پاشەکشێ کردن بە چەکدارانی داعش لە ڕۆژاوادا لە لایەن شەڕڤانانی کورد و  هەسەدەوە، بابەتێکی سەلمێندراوە بۆ تەواوی جیهان. تێکشکانی چەکدارانی ڕێکخراوی تیرۆریستی داعش لە لایەن جەنگاوەرانی هەسەدە و هێزە کوردییەکانی ڕۆژاواوە تا ڕادەیەکی زۆر توانی هاوکێشە سیاسییەکان لە ناوچەکەدا بگۆڕێ و پارسەنگی هێز بە قازانجی هەسەدە و لایەنی کوردی لە ڕۆژاوا و گرنگی پێدانانیان لە لایەن هاوپەیمانانی نێودەوڵەتی وەکوو تەنیا هێزی سیاسی و چەکداری دیمۆکراتیک لە ناوچەکەدا شکایەوە. سیاسیەتی هاوپەیمانانی نێودوەڵەتی بە تایبەت ئەمریکای ئێستا کە بزووتنەوەی "ماگا" و کۆماریخوازە کۆنسێرڤاتیڤەکان  ئیدارەی دەکەن، بەرانبەر بە ڕۆژاوا و هێزە کوردییەکان، سیاسەتێکی تەکتیکی بووە و دیدیان بە رانبەر بەو هێزانە لەو بەشەی کوردستان دیدێکی جەنگاوەرانە بووە، بۆیە دیدی دەوڵەتانی ڕۆژاوایی بەرانبەر بە کوردانی ڕۆژاوا وەکوو خۆیشان لە میدیاکاندا چەند جار دووپاتیان کردۆتەوە، دیدێکی شەڕڤانی و جەنگاوەرانە بووە. کوردەکان هێزێکی جەنگاوەری باشن و لە بەرەکانی جەنگدا دەتوانن بەرگری لە خۆیان بکەن و هاوکات پارێزەری بەرژەوەندییە باڵاکانیش بن. هەر بۆیە لەو شوێنەدا کە بەرژەوەندیی باڵای دەوڵەتانی ڕۆژاوایی دەکەوێتە مەترسییەوە، کوردەکان هاوپەیمانی باشن و دەکرێت لە سەریان حیساب بکرێت و یارمەتیان بدرێت.