ᥕіᥣs᥆
Open in Telegram
"Туманная любовь в оттенках серого и малины."
Show moreIran255 735The category is not specified
149
Subscribers
No data24 hours
-197 days
-3430 days
Posts Archive
149
نوری که در انتهای ان راهرو بود خاموش شد؛
آن نور که برای دیگران در اوقات تلخ شان شکوفه میزد برای من در مهم ترین لحظات زندگی پژمرده شد. او مرا ترک کرد چون من از خودم بیزار شده بودم. گاهی اوقات انسان فقط به دو کلمه از احساسات نیاز دارد تا به ارامش برسد اما من به دریایی از کلمات نیاز داشتم، ایا باید هنوز صبر کرد؟ یا مثل قبل به او خیره شوم تا دوباره شکوفه دهد؟ سخت است دوران حقیقت، حقیقتی که نه با ان نور بلکه فقط نیاز به یک قطره از اب دارد تا از بین برود . انگار در اتیش میسوزم و میدانم که قرار است جان دهم اما هفت دقیقه از زمان باقی مانده تا امیدم شکوفه دهد و مرا به جایی که تعلق دارم بازگرداندکسی نه مرا درک کرد نه حس؛
