Code 200
Open in Telegram
‹ از نوادگان خر شرک › ENFP حرفی، نظری، درد و دلی اشتراک آهنگی، ذوقی بود در خدمتم 𓇗 http://t.me/HidenChat_Bot?start=132392720
Show more204
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
204
- فقط یک سوال، چرا دنبال یه دوست دبیرستانی تا اینجا آمدین؟ سوکورو گفت: خیلی پیچیده است. توضیح دادنش به زبون انگلیسی برام سخته. دختر گفت: شایدم اینقدر پیچیده است که توضیحش به هر زبونی سخته. حق با دختر بود؛ این مشکل هیچ ربطی به زبان نداشت.
204
اما از نظر میدرو استعداد، شهرت، پول... اینا همه موقتین. هرچی در این دنیا داریم، موقتین. هر لحظه ممکنه باد با خودش ببره. اما از نظر پدر، استعداد های درخشان تأثیر عمیقی روی روح بقیه میذارن. حتی ممکنه تأثیر عمیق تبدیل به یک تجربه ی جمعی بشه و این خیلی عالیه. میدرو حرف پدر رو قبول داشت اما با لحن غم انگیزی گفته بوده: هر استعداد بزرگی، مجبوره یه روزی نبوغشو با مرگ معامله کنه.
204
اما سوکورو، سوکورو بود؛ حتی قبل اینکه به دنیا بیاید. یعنی اول یک اسم بود، بعد توده ای انسانی شکل گرفته بود. انگار همه چیز از قبل با اسمش شروع شده بود.
204
سارا گفت: چرا هیچ وقت دنبال حقیقت نرفتی؟ چرا گذاشتی اینقدر درد بکشی؟ سوکورو به یخ کوچک انتهای لیوانش خیره شد. تمام این سال ها تلاش کرده بود فراموش کند. همیشه فکر میکرد خاطراتش در گذشته ته نشین شده؛ دیگر مزاحمش نمیشود. سوکورو سرش را بلند کرد، به سارا گفت: من تا حالا نه درباره اش با کسی حرف زدم و نه هیچ وقت یه همچین تصمیمی داشتم. سارا نگاه تیزش را به سوکورو دوخت: شاید دیگه لازمه که با کسی حرف بزنی؛ خیلی بیشتر از این حرفا.
204
وقتی باهم بودند، انگار هیچ فاصله ای از زمان بینشان اتفاق نیوفتاده بود. همه چیز همان طور مثل قبل دست نخورده بود.
204
- اصلا هدف اصلی این جمع چه بود؟ جواب این سوال برای سوکورو سخت بود. چون اوایل هدف فقط وقت گذرانی و کار بعد از مدرسه بود؛ اما بعد ها، "جمع" ماندن جمع مهمترین وظیفه آنان شد.
204
اگر در کافه ای جمع می شدند، بی وقفه و مدام حرف میزدند؛ حتی اگر حرف خاصی نداشتند باز گفت و گو را قطع نمیکردند. هیچ وقت!
204
Repost from N/a
گاهی آدمها میآیند و میروند، مثل قطارهایی که از ایستگاهها عبور میکنند؛ بعضیها را به سختی میبینی و بعضیها را هرگز دوباره نمیبینی. و تو، ایستادهای در سکوت ایستگاه، با قلبی که هنوز در جستجوی آن رنگی است که گم شده، و خاطرههایی که هیچگاه محو نمیشوند.
کتاب صوتی: سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
نویسنده: هاروکی موراکامی
رمان روایت جوانی به نام سوکورو است که ناگهان از جمع چهار دوست صمیمیاش طرد میشود و در جستوجوی دلیل این جدایی اجباری، سفری درونی آغاز میکند. «سالهای زیارت» حکایتی است از تنهایی، مرگ و گذر زمان در عصر معاصر.
