en
Feedback
𝗢²

𝗢²

Open in Telegram

Show more
Iran145 269The category is not specified
249
Subscribers
-324 hours
-67 days
-2030 days
Posts Archive
Repost from N/a
Mesle Ghablan Behzad Leito Isam Tamara.m4a3.70 MB

Repost from N/a
sticker.webp0.27 KB

Repost from N/a
Man 2 Amir Tataloo.m4a13.50 MB

Repost from N/a
Man 2 Amir Tataloo.m4a13.50 MB

Repost from N/a
حالا شاید فکر کنین به همین جا خلاصه میشه ماجرا... ولی‌اونا هرچقدرم خودشون کج و کوله و بی ریخت و داغون و کوتوله باشن بازم به خودشون اجازه میدن به طبیعی بودن بدن ی زن...به چهره...به تمامیت یک زن بودن خورده بگیرن.. مورد سراغ داشتم مرده خودش قدش ی چص بوده ..ی وجب🤏🏻 ولی داشت راجب اینکه زنه ممه هاش کوچولو هستن گوه می‌خورد آخه مرتیکه کوتاه قامت تو با این قد کوتاهت کی‌بهت اجازه میده اصلا حرف بزنی؟ تازه این ی نمونه اش بود نمونه های برگ ریزون تا دلت بخواد از این مردای خودشیفته ی شلخته ی کوتاه قامت زیاد داريم فقط اومدم بگم یادتون نره احساساتتون و خرج این گوریلای کوتاه قامت که تموم فکرشون فقط کردنه، نکنین ناناز دخترا نزارین هیچ احد الناسی احساس نا کافی بودن بهتون بده..❌

Repost from N/a
Pelk Nemizad Mir Ahmad Reza Shiri Farshad Mellat.m4a2.41 MB

Repost from N/a
Man 3.m4a18.67 MB

Repost from N/a
بچه ها منا داشتن خیلی خوبه برید خوش باشید تو چنلشید،هر کسی این اجازه رو نداره

Repost from N/a
+2
Samilone-KhabamMiyad-320.mp38.88 MB

Repost from N/a
b4b27464.mp33.49 MB

Repost from N/a
XEqQonZsfTHvimwW.mp38.88 MB

Repost from N/a
سیاوش قمیشی فرنگیس.mp34.66 MB

Repost from N/a
Ki Mesle Man (feat. Duzakh) Amir Tataloo.mp37.53 MB

Repost from N/a
حس ميکنم که وقت گذشته ست حس ميکنم که لحظه سهم من از برگهای تاريخ است حس ميکنم که ميز فاصله ی کاذبی است در ميان گيسوان من و دستهای اين غريبه ی غمگين حرفی به من بزن آيا کسی که مهربانی يک جسم زنده را به تو مي بخشد جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد؟ حرفی بزن من در پناه پنجره ام با آفتاب رابطه دارم. #فروغ_فرخزاد

Repost from N/a
از هزاران روح سرگردان گرد من لغزیده در امواج تاریکی سایه من کو؟ نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم سایه من کو؟ #فروغ_فرخزاد

Repost from N/a
و من ماندم و شعله‌ای که نمی‌دانست تا کی دوام می‌آورد...
و من ماندم و شعله‌ای که نمی‌دانست تا کی دوام می‌آورد...

Repost from N/a
تلاش نکن، نمی‌تونی بدتر از خودم منو عذاب بدی. من سال‌هاست بلدم چطور با سکوت، با یادآوری‌ها، با «اگه»ها و «کاش»ها خودمو تا مرز
تلاش نکن، نمی‌تونی بدتر از خودم منو عذاب بدی. من سال‌هاست بلدم چطور با سکوت، با یادآوری‌ها، با «اگه»ها و «کاش»ها خودمو تا مرز خالی شدن ببرم. بلدم لبخند بزنم وقتی توی سینه‌م چیزی فرو می‌ریزه، بلدم وانمود کنم حالم خوبه، حتی وقتی دارم آروم‌آروم از درون کم‌رنگ می‌شم. اما با همه‌ی اینا، یه جای کوچیک توی من هنوز نفس می‌کشه؛ نه برای اینکه قوی باشه، نه برای اینکه چیزی رو ثابت کنه، فقط برای اینکه هنوز دلش نمیاد تموم بشه. شاید همین کافیه… شاید همین که هنوز هستم، با این‌همه ترک، با این‌همه خستگی، با این‌همه حرفی که توی دلم مونده، خودش یه جور مقاومته. شاید قرار نیست همیشه خوب باشم، شاید بعضی روزا فقط باید دووم بیارم و از خودم انتظار بیشتری نداشته باشم. همین که هنوز اینجام، همین که هنوز یه تکه از من تسلیم نشده، شاید برای امشب کافی باشه...

Repost from N/a
Mahe Kamel Amir Tataloo.m4a5.65 MB