en
Feedback
{واهِشت ءِ دِل نِبِشت}

{واهِشت ءِ دِل نِبِشت}

Open in Telegram

واهِشت : آرزوی دل.🩶

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
234
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
فقط مرحله آدم فضاییا مونده یا غول مرحله آخر(دجال).

امیدوارم مردم از این موج هم به سلامت بگذرن. دوستتون دارم و مراقب خودتون و عزیزاتون باشین🩶

می‌خواستم راجب یک موضوع دیگه هم یکم حرف بزنم ؛ راجب تجزیه و استقلال البته که من اونقدر علوم سیاسی رو مطالعه نکردم که صاحب نظر باشم و فقط نطق کلامی بیش نیست. به ما مردم بلوچ و کرد در این دوره انگ تجزیه طلبی زده میشه و این آزار دهندست به نوع خودش این که انگشت اتهام رو به سمت ما کردن ؛ چطور باید حامی حکومت و کشوری بود که از آغاز به دنبال نسل کشی بوده چه جمهوری چه شاهنشاهی ؛ نبود گزینه برای حمایت نباید باعث بشه که کورکورانه سمت و جهتی رو انتخاب کنیم که موج مردم میزن سمتش باید تاریخو زیر و رو کنید تا بفهمید که پهلوی چه جنایات غیر قابل لمسی در این خاک کرده.حرف ما هم حرف تجزیه نیست کسی از اراضی شما چیزی نخواست ما فقط به دنبال حقانیت و استقلال ملت خودمون هستیم و این موج آزادی طلبی نه فقط به اصطلاح‌ در بلوچستان غربی که در شرقی هم قابل لمس و مشاهدست.و این اطمینان خاطر رو داشته باشید که سیاست های پهلوی هیچ تغییری نمیکنه و فقط بلوف های اجتماعی هستن برای جذب مخاطب . ما تجزیه طلب نیستیم ؛ و حتی اگر به نقشه های قدیمی نگاهی بکنین میفهمید که حکومت ها با سیاست های مختلف به دنبال تجزیه این خاک بودن و هستن از تقسیم استانی و مرز کشی ها تا به دنبال ایجاد تقسیمات جدید که باعث فاصله فرهنگی و اجتماعی ملت بلوچ شده ؛ پس ما تجزیه طلب نیستیم ما استقلال طلبیم همین. ممنون و شبتون آروم🩶

و اگر اشکالی هم بود و جای اصلاح داشت خیلی ممنون میشم گوشزد کنین.🫶🏼

از بابت ترجمه های دست و پا شکسته و پر از اشکالم عذر می‌خوام ؛ سعی میکنم روز به روز بهتر بشم و ممنونم از تحمل و شکیبایی شما. بودن شما دوستان انگیزه بخشه🩶

آ کِہ شُتَگ یکے چَہ ھَمے ھاموشیں راھانی دراجی ءَ ، زَھیر ءَ گوں کَدَم جَنت ؛ بلکیں ھَما آسمان ءِ چیر ءَ کہ ما ھر شَپ آئی نِدار ءَ نِند ایں. آن که رفته در امتداد یکی از همین جاده‌های خاموش ، دلتنگی را قدم می‌زند ؛ شاید زیر همان آسمانی که ما هرشب به آن خیره می‌شویم.

خب حس میکنم برای یه مدت کوتاه کافیه ؛ کمی بریم سمت سکوت و تماشا…🩶

داخل یک اتاق تاریک و دربسته و بی‌پنجره‌ایم که آیندگان بیرونش ایستاده‌اند و قراره نتیجه کاری که ما امروز داخل اتاق می‌کنیم رو تحمل کنند، و منتظرند تا ببیند چه می‌کنیم، اما نه صدای اون‌ها به ما میرسه که از آینده بمون بگن باید چه کنیم و نتیجه هرکاری چطور خواهد بود، و نه صدای ما به اون‌ها میرسه که بگیم در بن‌بستیم و نمی‌دونیم چه کاری نتیجه خواهد داشت. ما آرزو داریم از اتاق بیرون بریم، نه برای آزاد کردن خودمون، بلکه برای اینکه بفهمیم باید چه می‌کردیم. I want a taste of the other side I want to thank myself for getting out

گیش چَہ کساس ءَ داناک ھمَ مَہ بو! گنوکانی مُلک ءَ سالِمیں مَردُماں شاہ نہ کَن اَنت ؛ ساد ءَ آئی گُٹّ ءَ لوپ کَن انت. بیش از حد عاقل نباش! در کشور دیوانه‌ها آدم سالم را شاه نمی‌کنند ؛ دار می‌زنند. _آلدوس هاکسلی

ءُ آجوئی شیرکنیں گنوکی ئے اَت کہ ھر روچ چہ ما نوکیں نَدریگے گِپت. و آزادی جنون شیرینی بود که هر روز از ما قربانی تازه‌ای می‌گرفت. _بکتاش آبتین

از ترجمه این لذت بردم👊🏼

چتو مَن سَگّ اِت؟ چوں زِندَگ مَنت آں؟ چتو ٹپّانی سر ءَ کامیاب بوت آں؟ اے جُستانی پسّو ءَ “نیچہ” دَنت: ردُوک ءُ کَبر نہ بوتِّنی چیزے مَنی اَندَر ءَ اِنت. کوہ پروشیں چیزے ؛ منی “اِرادَہ”. آئی گوں تاھیر ءُ ڈَڈّ چہ اے سالانی نیام ءَ گوز ایت.آ ارادہ ءِ بُندام سَک سَریں دل اِنت. جی بات ترا ، مَنی ارادہ! چطور دوام آوردم؟ چگونه زنده ماندم؟ چطور بر زخم ها چیره شدم؟ جواب این سوالات را “نیچه” می‌دهد: چیزی رویین و در گور نرفتنی در من است. چیزی صخره شکن ؛ “اراده” من. او آرام و پابرجا از خلال سالیان می‌گذرد.آن اراده نهادش آهنین‌دل است. درود برتو ، ای اراده من!

Moein - Khooneye Arezoo.mp38.23 MB

نان ءَ بگر اَچ مَن ، اگاں لوٹ ئِے ، ھوا ءَ ھَم بگر ، بلے ناں وتی بِچکَند ءَ. نان را بگیر از من ، اگر می‌خواهی ، هوا را از من بگیر ، اما خنده ات را نه.

نیاز دارم یکم ازین کتابای زرد روانشناسی بخونم و یه امید واهی به زندگی شُخماتیکم بگیرم.🤌🏽

مَن ھُدا ءَ چے یَک سِینکَلے لوٹ اِت ؛ من دیت کہ ھُدا ءِ کار چو نَہ اِنت ؛ گُڑا من سِینکَلے دُزّ اِت ءُ ماپی لوٹ اِت. من از خدا یک دوچرخه خواستم ؛ دیدم خدا اینطوری کار نمی‌کنه ؛ پس یک دوچرخه دزدیدم و طلب بخشش کردم. _آلپاچینو

مَن ھُدا ءَ چے یَک سِینکَلے لوٹ اِت ؛ من دیت کہ ھُدا ءِ کار چو نَہ اِنت ؛ گُڑا من سِینکَلے دُزّ اِت ءُ ماپی لوٹ اِت. من از خدا یک دوچرخه خواستم ؛ دیدم خدا اینطوری کار نمی‌کنه ؛ پس یک دوچرخه دزدیدم و طلب بخشش کردم. _آلپاچینو

با من از مدفن دردها بگو ، من لمسی از خوشی ندارم.

چَہ گوانزَگ ءَ تاں گور ، زور اِنت ءُ زور زورانی ھُدا ، در کَپ ئے پَہ گور ز گهواره تا گور ، زور است و زور خداوند زورا ، دراُفتی به گور _بهرام بیضایی #عبدالله پرکی