en
Feedback
…نِ میدونمـ...

…نِ میدونمـ...

Open in Telegram

همه چیز ارغوانی بود «به زودی»

Show more
544
Subscribers
-124 hours
-137 days
-5430 days
Posts Archive
زندگی شکوفه ایست در سیاره ای لجن زار سین طا

از الان به بعد بی پرده تر و شاید کمی بی ادب تر اما کماکان خودم و دلی

حس میکنم تنها چیزی که میتونم براش برنامه ریزی کنم جوش اومدن آب کتری عه🫠 سین طا

اگه لیست کسایی که میخوان به ۱۰ نفر برسه یه تخفیف خیلی خفن میزارم این ۳ عزیز هم پیام بدن بخاطر شرایطی که توش هستیم با قیمت خیلی پایین تری بتونن تهیه کنن https://t.me/solvixVpn?direct به امید روزی که به حق بنیادینمون برسیم و کسی دیگه احتیاجی به وی پی نداشته باشه و این چنل رو پاک کنم…🫰

Chera enghadr view ha payine…mute shodam?🫠

چیزی که توی ایران میریزه نه دلاره نه طلا فقط موهای منه 🙂

تو ایده و نظرتو بگو https://t.me/ne_midoonam?direct

محتوای چنل
Anonymous voting

نظراتتونو بهم بگید میخوام بدونم بعدش احتمالا یه سوال دیگ داشته باشم چون شما ها به چنل معنی و ارزش میدین

چنلو پرایوت کنم فروارد و سیو رو ببندم؟
Anonymous voting

اسکار ولی باید به همه ی مردم ایران برسه یک سال که با غم و فقر و خشم و نفرت باز هم لبخند میزدن و تلاش می کردند و هنوز امید داشتند. سین طا

زندگی کوتاههـ مثل دور موت :)

اردیبهشت هم تموم شد و نصف خرداد هم گذشت؛ من تیمارستانی نشدم

دلبر این روز ها اگر کم تر پیشتم برای اینه که بیشتر عذاب میکشم برای اینکه فردا فشاری که تجربش نکردی توی زندگیت تا حالا رو با من تجربه نکنی با اینکه میدونم شکننده باشم هم میدونم منو خیلی دوست داری و چقدر آدم امن زندگیمی ولی اینجوری دیدنم باعث حال بدی تو میشه برای اینکه از چند ماه پیش به اینور تا همیشه خشم و عصبانیت من رو بلعیده و نمیخوام پیش تو عصبی باشم و فکر کنی تو مقصر چیزی هستی از اینده ای که شاید داشته باشم عصبانی و ناراحتم و از اینده ای که برای تو شاید بسازم شرمگینم و تا چند ماه پیش همه چی فرق داشت…. ۱۰ سال از ۳۰ سال زندگیم به فنا رفت فقط در عرض ۹۰ روز ۱۰ سال جا نزدن هر روز ۷ صبح بیدار شدن ۱۰ سال تنهایی تلاش کردن ۱۰ سال قید دوستی و تفریح و خانوادت رو زدن من خیلی دوست دارم و ازت ممنونم که توی سردرگم ترین،شکننده ترین، نامعلوم ترین، عصبانی ترین و کم پیدا ترین برهه ی زندگیم کنارمی و پیشمی میخوام بدونی که اگر زندگیم فقط یک کور سو نور داشته باشه تو اون نور شب های سیاه زندگیمی تا هستی امید هست، انگیزه هست و زندگی هست

انگار هاکا هم چیزی حس کرده بود. به دیوار نگاه کردم؛ روی دیوار یه خط‌ کشیدگی بود، شبیه اثری که با ناخن یا یه ابزار تیز جا مونده بود. زیرش یه اسم: "وید." 📝 سین طا نِ میدونمـ