549
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
غم به شما عمق میدهد و شادی ارتفاع. غم ریشههایتان را گسترده میکند و شادی شاخههایتان را. شادی مثل درختی است که به آسمان میرود و غم مانند ریشههایی که تا بطن زمین پایین میروند. هردو مورد نیازند، هرچه درختی بلندتر شود، همزمان ریشههایش عمیق تر میشوند.
ما بیشتر دلباخته اشتیاقیم تا دلباخته آنچه اشتیاقمان را برانگیخته است. تا زندهای زندگی کن! اگر زندگیات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت. وقتی کسی بهنگام زندگی نمیکند نمیتواند بهنگام بمیرد. از خود بپرس که آیا زندگی را به کمال دریافتهای؟ آیا زندگی خودت را زیستهای؟ یا با آن زنده بودهای؟ آیا آن را برگزیدهای؟ یا زندگیات تو را برگزیده است؟ آیا آن را دوست داری؟ یا از آن پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن. خوب زندگی کردن یعنی ابتدا آنچه ضروری است را اراده کنی و سپس آنچه را که اراده کردهای دوست بداری. باید طوری زندگی کنیم که انگار آزادیم. گرچه نمیتوانیم از سرنوشت بگریزیم، ولی باید با آن درگیر شویم باید پیشامد سرنوشتمان را اراده کنیم. باید به تقدیرمان عشق بورزیم.
چه کسی میداند که تو در پیله خود تنهایی؟
چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنهی فردایی
پیلهات را بگشا، تو به اندازهی پروانه شدن زیبایی
هنگامی که انسان اعتماد به نفس یا احساس خودارزشمندی را از دست میدهد، به تواناییهایش شک میکند و زندگی و کار در نگاه او بی ارزش میشوند. آنگاه به این نتیجه میرسد که باید هدف زندگی خود را "داشتن" هایی چون تعطیلات متعدد، فرزندان مطیع، رابطه های پرتعداد، تفکرات درخشان و بی عیب و نقص و امثال اینها قرار دهد. کسی که زندگياش را "داشتن" هایی گوناگون میداند، مانند آن انسان سالمی است که به جای استوار ایستادن بر پاهای خود همیشه از چوب زیر بغل استفاده میکند. چنين فردی برای زیستن به یک شی خارجی چنگ میزند تا در نگاه دیگران آن کسی جلوه کند که آرزو دارد. او تا آنجا "کسی" محسوب میشود که بتواند چیزی داشته باشد. او تصمیم میگیرد بر اساس داشتن چیزها، کسی باشد و درواقع خودش در مالکیت اشیایی است که تصور میکند مالک آنهاست.
داشتن یا بودن - اریک فروم
هر بار که سطحتان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد. یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان. این باخت نیست. این هزینهی ورود است.
Repost from qué será será
هر درسی که از یادگیریاش امتناع میکنی، تا زمانیکه آن را نیاموزی، دوباره تکرار میشود.
Repost from qué será será
واقعیت اصلا اهمیتی نمیده که شما قدرت هضمش رو
داری یا نه، واقعیت خودشو به اندازه ظرفیت هیچکسی
تغییر نمیده. واقعیت اونقدر میمونه میمونه میمونه تا شما
چارهای جز روبرو شدن باهاش نداشته باشی.
