" 𝑂𝗆𝖾𝗋𝗍𝖺 ,
Open in Telegram
٫ متعلق به افســـانه ای گمشــــده "
Show more217
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
Repost from ㅤ᥎𝗂ᥒᥴꫀᥒʑ᥆
تیری خطا،گفته ها دروغین،تاریکی داستان . اما،نگاهش،همانند امواجِ سرابِ ارزوهایم است . انجا،بودن یا نبودن غم و دروغ هیچ اثری ندارد . آنجا که ابر در هم میکوبد از اقیانوس چشمانش با خود خواهد گفت..این کوچک ترین بزرگی اقیانوس هستی خواهد بود . انجا که خون از اسمان خواهد ریخت ، در انتظار او خواهم ماند . انجا که غیر ممکن ممکن خواهد شد و ادراک هم منطق را از دست خواهد داد . من ایستاده ام ،برای او . بیا در لا به لای حقیقت هم را پیدا کنیم . مردم اینجا از حقیقت هراسانند .نگاهش_برای وینسنتِ دنیایم .
این پیام رو فور بزنین تا از چنلاتون لفت ندم
چنل ریزش زیادی داشته باید یه پاکسازی انجام بدم .
نسبتام نیازی نیست48h-
Repost from XO
فور کنید
با توجه به وایبِ چنلتون حدس بزنم زندگی قبلی از بین ، شیطان ، روح گمشده ، فرشته ، انسان ، کدوم بودید
جوین بودنتون چک میشه ،الان میزارم
این پیامو فور کنید ببینم کیا اینجارو چک میکنن
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖲𝗍𝖺𝗋𝗌
ای کاش به من اجازه میدادی در خورشیدِ چشمانت گم شوم، بیآنکه نیازی به بازگشت و بازسازی مسیر داشته باشم.
اما چرا زحل دیگری را بر من ترجیح دادی؟! مگر مدار من به گرد تو نمیچرخید؟! مگر حلقههای صبرم را به پای تو نریختم؟! من که کهکشانِ خودم را فدای سیارهی تو کرده بودم، پس بگو، کجای آسمانِ دلم کم گذاشتم که نگاهت را به افق دیگری سوق دادی؟!
من که شبهای بیستارهات را با نور خودم روشن کردم، که مسیرت را هموار ساختم، که صبورانه در مدارِ تو چرخیدم.
مگر، حلقههای صبرم را به دور تو نبافته بودم؟! مگر جاذبهی بیپایانِ وجودم برای نگهداشتنت کافی نبود؟!
من که شهابهای آرزویم را در آسمانِ تو سوزاندم، ستارههای امیدم را به نام تو آراستم. هر بار که چشمانت را میبستی، کهکشانم را فرو میریختم تا رویاهای تو را بسازم.
و من، بیآنکه بدانی وجودت را پرستیدم.
Repost from c𝗈w𝖻𝗈𝗒.
ㅤㅤㅤㅤ- 💸 𝛅𝛐 𝚰 𝖺𝗆 𝗍𝗁𝖾 @.𝜈𝗂𝗅𝗅𝖺𝗂𝛈 ㅤㅤ
