𝐊𝐀𝐑𝐌𝐀 | تـم استرے کیـدز
Open in Telegram
All we need is love, dreams and STRAY KIDS . | SKZ Pack : @packSKZ
Show more1 215
Subscribers
No data24 hours
-257 days
-3530 days
Posts Archive
Repost from ⋰ʀᴏɴɪ⋱
+1
استی: یه چیزی هست که واقعا نمیخوام انجامش بدم. ولی وقتی لحظهای میرسه که ناچارم انجامش بدم، باید چیکار کنم…؟ اعتماد به نفسش رو هم ندارم. برای همین نگرانم... هان: منم خیلی توی این جور موقعیتا خوب نبودم. فقط دندونامو روی هم فشار میدادم، تا جایی که میتونستم تحمل میکردم و با اراده سخت کار میکردم. اینطوری کمکم میتونستم ازش عبور کنم. مطمئنم تو میتونی خیلی بهتر از من از پسش بربیای.#skztherapy
Repost from N/a
بهترین چنل های اسکیز برای سال 2026 و استراحت بین #امتحانات💥فیکشن های اسمات و خیس 🩸 اخبار و اپدیت سال ۲۰۲۶ مومنت های سکسی و شیپ 💧 پک و مودبرد دارک و هات اسکیز کد با زیرنویس فارسی CLICK ≡》https://t.me/addlist/iZgnbskT6aJlNzJk
Repost from N/a
👅فیکشن های تریسام و BDSM + اسکیز کد با زیرنویس 👀
حرکت انگشتاش انقدر سریع بودن که لرزش پسر متوقف نمیشدنگاهش رو به بدن لخت و خیس از عرق پسر رو به روش انداخت اون با یه افسر خوابیده بودم ، افسری که دستگیرش کرده بود https://t.me/addlist/iZgnbskT6aJlNzJk
Repost from N/a
"آه...آه..."
"میدونم بیشتر میخوای بیبی بوی ، فقط کافیه بیانش کنی "
میخوام صدات رو بلند تر از قبل بشنوم 🫦چی میشه اگه بازیگر معروف کره با پسر رئیس جمهور استرالیا همخواب هم باشن؟؟
چی میشه اگه این قرار های شبانه به عشق تبدیل بشه؟https://t.me/addlist/iZgnbskT6aJlNzJk
Repost from N/a
بهترین چنل های اسکیز برای سال 2026 و استراحت بین #امتحانات💥فیکشن های اسمات و خیس 🩸 اخبار و اپدیت سال ۲۰۲۶ مومنت های سکسی و شیپ 💧 پک و مودبرد دارک و هات اسکیز کد با زیرنویس فارسی CLICK ≡》https://t.me/addlist/iZgnbskT6aJlNzJk
اولین و کامل ترین چنل کاپلی از هیونین تو تلگرام😕
سریع و کامل خبر هارو از این چنل دنبال کن💯
https://t.me/foxjinnie
https://t.me/foxjinnie
Repost from 𝖿𝗈𝗑𝗃ı𝗇𝗇ı𝖾⋆
جدیدا شایعه شده که قراره بی الی بین بیون ووسوک و هیونجین ساخته بشه مردم ساده لوحم باور کردن این توییتا بالای ۱ میلیون ویو خوردن و همه منتظر بی الن😭
دو طرف پهلوهاش رو نگه داشت و بدون آماده کردن سوراخش، عضوش رو با فشار واردش کرد🔞🔞🔞
کشیده شدن رگهای برجستهی عضوش روی دیوارهی حفرهی خونی پسر رو دوست داشت🫣
جیسونگ خیلی حریص بود؛ در اون لحظه ممکن بود که نرمی گونهاش مرد رو راضی کنه اما خودش تا وقتی که از کام چان هم پر نشده بود، راضی نمیشد.👄
https://t.me/+k5zlcpghu-w4ZmY0
Repost from 𝐀𝐦𝐨𝐫𝐢𝐬𝐭 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
برای باز کردن دستبند فلزی به تقلا افتاد. حتی فکرش رو نمیکرد اسباب بازیای که هیونجین گوشهای از اتاق فرار پیدا کرده بود، همچین مقاومتی توی باز شدن داشته باشه. هیونجین لایه به لایه از لباسهاش رو کند و کف اتاق ریخت. پوست سرخ و سفیدش رو کاملا به نمایش گذاشته بود و نگین نقرهای باتپلاگش به قدری برق میزد که باعث شد چانگبین آب دهنش رو قورت بده. برای حمله کردن به سمت هیونجین دوباره تقلا کرد اما دستهاش از پشت به تکیهگاه صندلی چوبی بسته شده بود و اجازهی حرکت بهش نمیداد. تشنه بود، تشنهی کوبیدن توی سوراخ نبض دار پسر که تمنا میکرد چیزی بزرگتر از اون باتپلاگ فسقلی رو داخل خودش جا بده. "چون میدونستم فقط نیم ساعت وقت داریم، آماده اومدم!" "شیطان کوچولو، تمامِ این دیت و اومدن به اتاق فرار برنامه ریزی شده بود نه؟" هیونجین پشتش رو به چانگبین کرده بود و کمی خم شده بود تا نمای خوبه از باسنش به مرد بده. همزمان که با باتپلاگش بازی میکرد و عقب و جلو میکشید، هیسی کشید و گفت: "دنبال یکم هیجان بودم عزیزم، میخواستم بدونم چقدر طول میکشه تا بتونی ستارهها رو پشت پلکهام بکاری..." چانگبین زیرلب غرید و پلکهاش رو روی هم فشرد. ضعفش نسبت به بدن هیونجین غیرقابل انکار بود و هیچوقت نمیتونست با ملایمت باهاش رفتار کنه. و هیونجین با بستن دستهاش توی این موقعیت غافلگيرانه خواست نشون بده که امروز، روز اونه. "حالا که وقت نداریم پس معطل نکن هیونجین... کاری که توش خوبی رو انجام بده." هیونجین با زیپ شلوار چانگبین بازی کرد و پرسید: "کاری که توش خوبم؟" دیک مرد رو بیرون کشید و با حلقه کردن انگشتهاش دورش، مرد ناله آرومی سر داد. "منظورم سواری گرفتن از دیکمه..." هیونجین بلند خندید و پاهاش رو دوطرف بدن مرد گذاشت. بدون این نگاهش رو از چشمهای حریص مرد که براندازش میکرد برداره، لبش رو بین دندونهاش کشید تا موقع بیرون کشیدن بات پلاگش بلند ناله نکنه. سوراخ خیس از لوبش، نبض میزد و بیشتر از این نمیتونست سرپا بایسته. باسنش رو روی عضو مرد تنظیم کرد و تلاش کرد تمامش رو داخل خودش جا بده. نفسش حبس شده بود و نالهای از سر لذت، از ته گلوش خارج شد، هیچچیز به اندازهی عضو چانگبین نمیتونست بهش لذت بده. چانگبین داشت از ناتوانیش برای لمس کردن بدن پسر دیوونه میشد، از ناتوانی برای گردوندن انگشتهاش روی پوست رنگ پریدهی پسرش و کبود کردن نقطه به نقطهی بدنش. نالهی کوتاهی سر داد و دوباره برای باز کردن دستش تقلا کرد، اما وقتی هیونجین شروع کرد به بالا و پایین رفتن روی دیکش، سرش از صدای نالههاش پر شد و چشمهاش از لذت به عقب برگشت. "نگران نباش عزیزم... نمیذارم حتی یک دقیقهمون هم هدر بره..."ᯓ 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭𝐀𝐭𝐭𝐚𝐜𝐤 - #Suyeon ──────𝜗𝜚─────── ₊˚🎐 @AmoristFic ୧ ‧₊˚
فیکشن و سناریوهای اسمات با هر ژانری🔥 هرشب توی این چنل فیکشن آپ میشن👇🔞
هر باری که عضو مینهو تا انتها داخل جیسونگ فرو میرفت، چان هم سر پسر رو به پایین میفشرد، به ته گلوش ضربه میزد و به صدای جیغی که زیر دیکش خفه میشد نیشخند میزد.- فاک- خیلی تنگی جیسونگ... چطور میخواستی هر دومون رو داخلت جا بدی عزیزم؟ LINK: https://t.me/+k5zlcpghu-w4ZmY0
