en
Feedback
‌‌-𝔇𝖎𝖘𝖆𝖗𝖒༢

‌‌-𝔇𝖎𝖘𝖆𝖗𝖒༢

Open in Telegram

از ﻣن ﻧﻣی پرسے چه آرامـم؟ -ℌ𝔦𝔡𝔡𝔢𝔫༢ :t.me/HidenChat_Bot?start=7849183684

Show more
Iran168 515The category is not specified
641
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-430 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '25
September '250
in 65 channels
August '25
+661
in 40 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
01 September0
Channel Posts
sticker.webp0.00 KB

2
sticker.webp
8
3
sticker.webp
8
4
sticker.webp
9
5
как любовь твою понять.mp3
37
6
sticker.webp
54
7
مـاشـهٔ قـلم را کـه کـشیـدم؛ در تجمُلِ فرهیختهٔ قِصار کلماتَت باید بگویم باخته‌ای.. قول‌هایت بی‌وزن شده و قلعه‌ات را بی‌هیچ شاهِ مَستی به گدا از کَف داده‌ای.. آدم ها را خوب ببین! که فریادشان گُنگ است و تصویرشان تار؛ لبخندشان زهر است و معنایشان خوار.. می‌آیند، می‌روند و فکر می‌کنند چقدر همه‌چیز اهمیت داشته است! خودت را چه؟! هنگامی که زندگی را شبیه لیسیدنِ عسل از لبه ی تیغ چشیده‌ای و عشق را همچون خطایِ دید از حَوالیِ نفرت از دست داده‌ای بگو از جهانی که طرد شده‌ای.. تو را که خواهد بخشید؟ آن‌هنگام که کُنج قفسی سرد شده تو را چون پسرکی که گوشه‌ی زندانِ دلم می‌رقصید کُشتم، تا عالمی بفهمد من دگر مَرد شده‌ام…! بگو عزیزِ من؛ این روزها آن‌قدر برای خودم کار تراشیده‌ام که فرصتِ یک لحظه فکر کردن را نداشته باشم؛ اما با شب‌ها چه کنم؟ شـب هـائی کـه بـرقِ گـلولـه‌ها در انـتظـارِ بـوسیدنـت ضعـف مـی‌کننـد؟
154
8
+1
No text...
124
9
No text...
31
10
به مناسبت 1k شدن چنل این پیامو فور کن فولدر بسازم+50 جذب بگیری ریپلای حساب نیست
24
11
No text...
22
12
sticker.webp
16
13
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌** ‌ ‌ 𝖼𝗈𝗅𝖽 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗐𝗂𝗇𝗍𝖾𝗋 𝗁𝖺𝗋𝗌𝗁 𝟣𝗂𝗄𝖾 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗂𝗍𝗒‌ ‌ ‌ ‌ ‌ + 𝟦𝗁𝖾 𝗐𝖺𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝗍𝗈𝗋𝗇𝖺𝖽𝗈  ﹫ 𝖫𝗂𝗌𝖺‌ ‌ ‌;  JK ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌
10
14
No text...
18
15
نوشته بود، 'چَشم ها قبل از مرگ ، به یک نقطه خیره‌ می‌مانند.' هر شب روی‌ طناب راه‌ می‌رفت،فقط برای اینکه به آخرش برسد و او را ببیند. اَما مشکل این بود،" او " ده سالِ پیش افتاده بود پایین. با این حال ، هر شب وقتی قدم آخرش را برمی‌داشت،سایه‌ای از او را میانِ مِهُ باد حس می‌کرد. سایه‌ای که فقط انعکاسی تاریک از نور بود ، نه صدایی داشت ، نه خنده‌ای ، و نه حتی گریه‌ای ، اَما... وَز‌.. وَزنَش... سنگین تر از سال های تنهایی او بود؛ چَشم‌هایش درست مانندِ آن جمله‌‌ی قدیمی خاک خورده‌ی درونِ دفترش ، به نقطه‌ای خیره می‌ماند که هیچکس غیر از خودش نمی‌توانست ببینید.جایی بین خاطره و واقعیت ، بین زندگی و مرگ ، جایی که زمان از دست می‌رود و گذشته با حال در‌هم‌می‌آمیزد. و او می‌دانست هر بار که نگاهش آنجا می‌ایستد ، نه " او " برگشته ، و نه اتفاقی دیگر رُخ داده‌است. فقط خاطره‌ایست که مقاومت می‌کند ، شبحیست که انتظار می‌کشد ، و نگاهش که هنوز دنبال چیزیست که هیچگاه نمی‌تواند لمسَش کند. و شاید هر دو ، درون همین سقوط ها گم شده‌اند.
16
16
+1
No text...
13
17
No text...
14
18
تا به حال مرگ خودت را تصور کرده‌ای؟ لحظه‌ای که دیگر نیستی؛ نه صدایت شنیده می‌شود، نه حضورت حس می‌شود، نه حتی نامت در یادها طنین دارد. آیا دنیا بدون تو زیباتر خواهد شد؟ یا در نبودت، غبار غم بر شانه‌های اطرافیانت خواهد نشست؟ هنگامی که روح تو در گوشه‌ای خاموش از تاریکی ایستاده، این سوی جهان، بازماندگانی هستند که نبودنت را حس می‌کنند، تورا به یاد می‌آورند ، در عکس‌ها، در خاطرات، در صداهای ضبط‌شده‌ی کوتاه. برخی با اشک، برخی با ناباوری، برخی دیگر شاید با خشم، تو را مرور می‌کنند. و آنان که از دور، تنها تصویر کوتاهی از تو داشتند، شاید تو را متهم کنند؛ به بی‌معرفتی، به ترک ناگهانی، به رها کردن بی‌خبر. اما تو، در دل غباری از احساسات متضاد، به زندگی به پایان‌رسیده‌ات می‌نگری. احساس می‌کنی؟ چه چیزی پررنگ‌تر می‌شود؟ حسرت؟ پشیمانی؟ دلتنگی؟ یا شاید اندکی آرامش، که بالاخره همه‌چیز تمام شد؟ به لیست آرزوهایت فکر می‌کنی. آن لیستی که همیشه در ذهن داشتی؛ قرار بود عاشق شوی، کسی را در آغوش بکشی، طعم دلتنگی و بازگشت را بچشی. قرار بود پس از سال‌ها تلاش، بالاخره شغل ایده‌آلت را به‌دست بیاوری. خانه‌ای آرام، سفری جاده‌ای، شبی بارانی در کنار کسی که دوستش داری. تجربه‌هایی که وعده‌شان را به خودت داده بودی، چه شد؟ چه چیزی مانع‌شان شد؟ زمان؟ ترس؟ یا خودت؟ و حالا، با مرگ، همه‌ی سؤال‌ها بی‌جواب مانده‌اند. سؤال‌هایی که بی‌وقفه از برابر چشمانت می‌گذرند. اما زمان بی‌رحم‌تر از آن است که صبر کند تو پاسخ‌شان را پیدا کنی. و دنیا... بی‌تو نه زیباتر است، نه غمگین‌تر. دنیا فقط ادامه دارد. بی‌تفاوت، بی‌وقفه، همان‌گونه که برای هزاران انسان دیگر ادامه داشت. این بزرگ‌ترین حقیقت است: تو رفتی، اما زندگی ایستادنی نیست.
10
19
No text...
11
20
‍ ㅤ‌ㅤㅤ‌ㅤㅤ‌ㅤ@ THÄT '$ MIÑE ㅤ‌‌ ‌ ‌ ‌ㅤ‌JÜNGKÖOK AÑD TËAHYÜNG ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ㅤ‌ㅤ ‌ 🕸‌ㅤMY HÜ$BÄNꓷ
8
‌‌-𝔇𝖎𝖘𝖆𝖗𝖒༢ - Statistics & analytics of Telegram channel @oh_fuck_off