974
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
974
+6
داشتم کاردستی های اندام فوقانی رو میساختم ....
بین خمیرام طوسی نبود و به طوسی نیاز داشتم!
مجبور شدم سیاه سفید باهم قاطی کنم!👀
حین این کاررر ...
ژنوتیپ فنوتیپ های زیست یادم افتاد🤐
بیاید در حین زیبایی براتون مرور کردم 😬
974
+1
شب یلدا شب غم را شکستن
به یاد هم کنار هم نشستن
شب شادی، شب از غم گذشتن
شب بخشش، شب از هم گذشتن
یلداتون مبارک 🍉🥰
974
اینم سهم من از دسر های یلدا✨️
طبقه ای میباشند فعلا میره یخچال تا فردا طبقه های بعدی در روزهای بعد😂
974
بلیط تئاتر گرفتم برای فردا برم تو دانشگاهمون👀
برای تحویل کاردستی باید میرفتم این مسیرو گفتم همینطوری الکی نشه بریم یه تئاتر ببینیم لاقل🌱
974
برنامه دانش اموزام ساعت ۴ صبح فرستادم ...
بعد از اینکه صبح دیده و تشکر کرده گفته:
انقد تا دیر وقت بیدار نمونین چشماتون خسته میشه👀😂
دمش گرم واقعا که حواسش هست بهم🌱
974
خیلی وقت بود تایم باکسینگ نکرده بودم ...
ولی دیگه شب امتحان بیوشیمی رو جدی گرفتم و باکس کردم!
تنها چاره این امتحان همینه که واسه ثانیه به ثانیه ش با برنامه برم جلو وگرنه استرسش نمیذاره حتی یه صفحه بخونم!
974
خب تحویل دادم ..✨️
و مطالبشو ارائه دادم ....
برای اولین بار ارائه دادم و از نظر خودم عالی بودم!
تازه استادم خوشش اومد،استادی که سرسخت بود!
ااخ خستگیش در رفت ...
حس میکنم چند تن بار از دوشم خالی شد🌱
974
این الان وضعیت جالبی نیست برا من ...
من نه حوصله کاردستی درست کردن دارم ...نه بلدم !
فردا چرا تعطیل نشد اخه !
974
خب اینم از پارت ریاضی های امروز ...✨️
بریم تماسای بچه هارو بگیریم!
یکی از باحال ترین بخش های روزم همینه ...
دوستای پرتلاشم که ریز به ریز برنامه رو اجرا میکنن و خوشحالیشونو به اشتراک میذارن ؛ذوقشونو میکنم🥹
و بعدش کلی میگیم میخندیم باهم😄
974
تو راه داشتیم میومدیم یهو با خودم داشتم تیکه اهنگ
"اگر خانه را پر از گل رز کنم ...."
میخوندم که دیدم چراغ قرمز شد و یه بچه ای گل رز میفروشه
کلا دوتا شاخه مونده بود ...
به فال نیک گرفتم 😂
974
دوران راهنمایی بهترین دوران مدرسه من بود ...
یعنی بهترین لحظات زندگی بودن اون روزا !
ما با مینی بوس تا خود مدرسه فقط میخندیدیم سر هر چرت و پرتی و با همه اینا خوبم درس میخوندیم ...
یه روز برف میبارید مدرسه تعطیل میشد واقعا ناراحت میشدیم و
حاظر بودیم یخ بزنیم ولی بریم و رو یخا سر بخوریم و حتی دبیر عربی سرسختمون آزمون درس بپرسه ....
همه اینا تا قبل سال ۹۸ بود ...
دیگه بعد اون مدرسه هم نچسبید ...
دبیرستانی که به زور تو کلاساش حاضر میشدم...
دبیرایی که از تک به تکشون متنفر بودم ...
و الان
دانشگاه ...
فکرشم نمیکردم منتظر اخبار باشم تا بگه فرداهم تعطیله 🙂↔️
هعیییی ...
974
امشب به صورت تصادفی تماسای بچه هامو که گرفتم
هر پنج تاشونم اهوازی بودن ...
به یه نکته جالبی برخوردم !
خیلی سرعت صحبت کردنشون بالاست ..
خودشون معتقد بودن چون از نظر جغرافیا گرمه رو اعصابشون تاثیر میذاره
و تند تند حرف میزنن!
واقعا علتش اینه؟ برام سوال شد ..
ولی به شدت مهربون و خفنن✨️
