پاشید سین کنید.
Open in Telegram
خانهای کوچک در دل پاریس، جایی میان بارانهای نجیب و کافههای خاموش که هر گوشهاش بوی قصه، عطرعشق و نغمهای جاودانه میدهد.. @yeonjun_mymoon_n_abot
Show more149
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1930 days
Posts Archive
اینجا که نه سین میزنید و نه توجه داشتید و ... میتونید بیایید اینجا اگر دوست داشتید .
Repost from 𝖭𝖾𝗋á𝗂𝖽𝖺
صدای خندههایش همچون بوی قهوه در فضا میپیچید، قلبم را تسخیر میکرد، آرامشی به وجودم اضافه میکرد و با نگاهش، روحم را جستوجو میکرد. در هیاهو و میانِ مردم تنها چیزی که متوجهش بودم، دستانش بود، موهایم را نوازش میکرد. آغوشش بود که معتادش شده بودم، و لبخندش بود که خاکِ سرد را زنده میکرد. رهگذرها بودند که تنه میزدند و رد میشدند. هرکسی، بدون توجه به دیگری راهش را ادامه میداد. برخورد ها فاصله انداختند. بین سرمای من و گرمای او. به دنبالش میگشتم. تنها، گیرافتاده در طوفانِ افکارم و سردیِ باغچه. انگشتانم سردتر از همیشه و تارتارِ مویم سرگردان به دنبال نوازشِ او.
