𝗗𝗜𝗔𝗥𝗔 𝗞𝗢𝗛𝗔𝗡 | دیاراکهن
Open in Telegram
تنها صفحه رسمی استودیو « دیارا کهن » سازنده سریال کورش بزرگ ، داریوش بزرگ ، سینمایی خسرو و شیرین و … ارتباط با کارگردان : @yasinmomivand
Show more1 270
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-830 days
Posts Archive
Repost from Z4 TEAM | زدفور
➖ کانفیگ کلاینت پرو 📱
🔹 پرسرعت روی همه اپراتور ها وصله 🚀
🔑 Password :
VPNZ4
⬇️ برنامه مورد نیاز ⬇️
💢 آموزش استفاده
✅VPNZ4دوستان ازونجا که … بنظرم وقت و موقع فعالیت کردن نیست ، تصمیم گرفتیم سینمایی اریو برزن نادرشاه رو تعویق بندازیم،
بهامید خدا دیگه نسخه های بدون سانسورشونرومیسازیم
فکر میکنم درست ترین کاری که بتونم بکنم این هست که از کانال تلگراممون استفاده کنم براتون پروکسی و کانفیگ بذارم از جاهای خوب وصل باشین
به نوبه خودم تسلیت عرض میکنم به خانواده و دوستانی که عزیزی رو از دست دادن ، من هم مثل شما هستم، میدونم و یقین دارم در بهترین جای بهشت به ما نگاه میکنند عزیزان از دست رفتمون ، همه ی ما داغدار هستیم ولی ادامه میدیم ، تا روزی که شادترین باشیم و رفتگانمون به ما با افتخار از خونه ی ابدی نگاه کنند، پاینده باد ایران.
دیاراکهن همیشه یه موضع داشته و ما از جنس مردم هستیم، تلاش میکنیم تا رسالت و فعالیت تاریخی خودمونو ادامه بدیم ( علیرغم اینکه خودم شخصا داغدار هستم و برام سخت هست ) اما شاهنشاه کورش بزرگ و تاجداران ایرانم نگاه میکنند به کاری که برای ایرانم از دستم برمیاد.
تا به ثبات رسیدن اینترنت تنها چیزی که میخوام بدونم این هستش که حال همتون خوب هست؟ فقط از خدا میخوام عزیزی از ما دیگه کم نشه
….خیلیها میگویند
نویسندگان حرفهای گاه باید پایانهای تلخ و غمگین بنویسند، باید در داستانهایشان حقیقت تلخ زندگی را منعکس کنند، تا نشان دهند که در هنرشان هیچ ضعفی ندارند. میگویند «نمیشود همیشه داستانها پایان خوشی داشته باشند»، اما من هرگز نتوانستهام با این حقیقت تلخ کنار بیایم. شاید این را ضعف من در نوشتن بدانند، اما من همیشه خواستهام که داستانهایم، حتی اگر به بهای بیپایان و گاه غریب به نظر رسیدن، پایان خوشی داشته باشند. مثل وطنم…
وطن من، ای سرزمینی که در دلِ خاکت نهال امید میرویانیم، ما بیش از هر چیزی به پایان خوش نیاز داریم. به همانگونه که در دل تاریخ و زمانههای پر از رنج، از میان غمها و شورشها، در جستجوی یک نور پنهان بودیم، که شاید در انتهای راه باشد. شاید در لابهلای این صفحات خاکی، میان هر فصل اندوه و هر صفحه دردمند، این پایان خوش نهفته باشد…
من میخواهم که همیشه پایانها قشنگ باشند. نه فقط در قصهها و کتابها، که در تاریخِ این سرزمین، در قلبهای این مردمان. میخواهم که داستانهای من، داستانهای وطنم، رنگی از امید و روشنایی داشته باشند. همانطور که نورِ خورشید بعد از هر شب تاریک به سوی ما میآید، میخواهم هر پایان نیز روشن و گرم باشد…
حتی اگر دیگران بگویند که من در نوشتن ضعفی دارم، حتی اگر من را متهم کنند به سادهاندیشی و فرار از واقعیت، مهم نیست. ما بیش از هر چیز به پایان خوش نیاز داریم. به پایانِ رویاهایی که هنوز در دل داریم، به پایانِ خوش داستانهایی که هنوز نخواندهایم…
بیتا
ای سربازان دلیر وهمرزمان وفادارم
در این لحظهای که تاریخ در دستان من و شماست، باید بدانیم که این سرزمین در انتظار شجاعت و فداکاری ماست.هر قدمی که در این خاک میگذاریم، هر قطرهای که از عرق و خون ما به زمین میریزد،به ما یاد آوری میکند که به چه دلیل شمشیر میزنیم و مبارزه میکنیم . ما برای هدفی بزرگتراز پیروزی های گذرا میجنگیم برای آیندهای که در آن عدالت و آزادی از ظلم و ستم رهایی یابد، آیندهای که در آن سرزمین پارس وماد دوباره شکوه و عظمت خود را بازیابد....آستیاگ
، پادشاه ماد، در قلهای تنها ایستاده بود و نمیدید که در دشتها و درههای این سرزمین، مردم ازفقر و درد میسوزند. او در توهمی از قدرت خویش غرق بود و گمان میکرد که جهان تنها در دستان کسانی میچرخد که در بالای اهرام ایستادهاند. اما حقیقت این است که امروزما اینجا ایستادهایم تا نشان دهیم که قدرت حقیقی نه در کاخها، نه در تاجها، بلکه در اراده و وفاداری مردمی است که به هم ایمان دارند و برای سرنوشت مشترکشان میجنگند. و من اکنون،
با تمام وجودم به این سرزمین باز میگردم و بر هر وجب از این خاک، بر هر قلبی که در آن میتپد، نشان میگذارم که کوروش ، برای عدالت و حق مردم اینجا ایستاده است...ما ،برای آزاد
ی، برای آیندهای که در آن فرزندانمان از ظلم و تبعیض رهایی یابند مبارزه میکنیم . هر گامی که برمیداریم، هر نبردی که پشت سر میگذاریم، برای این است که نشان دهیم این سرزمین تنها متعلق به یک فرد خاص نیست، بلکه متعلق به تمامی مردم است ، متعلق به کسانیست که برای تحقق رویاهای خود، برای برقراری عدالت، سرنوشت خود را فدای این خاک میکنند.... که از این دیارِ کهن ، حتی در روزگاران سایه و تاریکی نا امید نشدند...که تصمیم گرفتند بمانند، زمانی که حتی جایی برای ماندن نبود... ما به این سرزمین بدهکاریم . ما وعده دادهایم که این ظلمها را پایان خواهیم داد و به این مردم، به این سرزمین بازخواهیم گرداند شادی و امیدی که سالها از آن دور بودهاند....ما یک ارتش نیستیم.ما همقسمان آزادیایم، به یاد داشته باشید، عزیزان من! در هر نبرد، در هر قدم، در هر لحظه، ما برای ایمانی که به ذره ذره ی این خاک داریم شمشیر به دست خواهیم گرفت... و یک روز ، شکوه و بزرگی این دیار را به جهانیان نشان خواهیم داد...»
قسمت ۷ سریال کوروش بزرگ:
👇🏻
https://youtu.be/ig-ovINrXGk?si=RxMjcPcp0tJvjiPu
Repost from Diara Stories | داستان های دیارا
🔥لیست داستان های دیارا کهن🔥
دوستانی که به تازگی به ما پیوستند
داستان هارو با هشتگ های زیر پیدا کنند:
🔥داستان کوروش بزرگ:
( داستان زندگی کوروش بزرگ)
اپیزود ۱
اپیزود ۲
اپیزود ۳
اپیزود ۴
اپیزود ۵
اپیزود ۶
🔥داستان افسانه ی مهروماه:
(افسانه ای از زندگی پادشاه شاهپور دوم ساسانی)
فصل ۱
اسپین آف به مانند دریا ( بین فصل ۱ و ۲)
فصل دوم
اسپین آف خون بازی
🔥افسانه ی همستاره:
( افسانه ای از حماسه ی تراژدیک همسر ایرانی اسکندر مقدونی)
فصل ۱
فصل ۲
.
آیا میدانستید بعد از فتح سارد توسط کوروش، لیدیاییها به رهبری پاکتیاس شورش کردند؟ کوروش بزرگ، سردار کارکشته خود «مازارس» که سروار بزرگ ماد و نخبه نظامی بود را مأمور کرد تا بدون خونریزی قائله را ختم کند.
مازارس با هوشمندی تمام، پاکتیاس را دستگیر کرد و شهرهای شورشی یونانی را مطیع ساخت. او کسی بود که دستور داد لیدیاییها به جای شمشیر بستن، به تجارت و هنر بپردازند تا خوی جنگجوییشان فروکش کند.
مازارس متأسفانه در اوج قدرت بر اثر بیماری درگذشت، اما نامش به عنوان یکی از ستونهای اولیه امپراتوری هخامنشی جاودانه شد.
( نظر کارگردان : این حتی ۱ دهم چیزی نیست که خواهید دید، این فقط ۸ ثانیه از فیلمه و تدوین دوم و سوم و دوبله و موزیک و دیزاین صدا و اصلاح رنگ و نور نشده )
