en
Feedback
صاحب سخن

صاحب سخن

Open in Telegram

راه ارتباطی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1412531011 گپ کانال: https://t.me/shabshersaheb

Show more
Iran157 238The category is not specified
123
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
خرم آن روز کز این مرحله بَربَندم بار و از سرِ کویِ تو پرسند، رفیقان حالم «حافظ» ↑صاحب سخن↓

آن سلسله زلف که زنار دلم بود در گردنم آویز که دیوانه بمیرم «شهریار» ↑صاحب سخن

#فرعیات صحبت کردین یا نه؟🗿 ↑صاحب سخن↓

خوش آن دمی که نکویان کنند غارت شهر مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است... ↑صاحب سخن↓

Yousof Azizam Koo - Mohammadreza Shajarian.mp311.06 MB

ز دست خضر، پیاله به احتیاط بگیر مباد آب حیاتت دهد به جای شراب... «صائب» ↑صاحب سخن↓

مردمان در من و بیهوشی من حیرانند من در آن کس که تو را بیند و حیران نشود... «امیر خسرو دهلوی» ↑صاحب سخن↓

همه خوش دل اینکه مطرب بزند به تار چنگی من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی «فصیح الزمان شیرازی» ↑صاحب سخن↓

خنک آن دم نشینیم درِ ایوان من و تو به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو «مولانا» ↑صاحب سخن↓

اره خلاصه. ↑صاحب سخن

جوش زد خونِ دل و سر نگشودم گله را من و این صبر؟ بنازم جگر حوصله را... «صائب» ↑صاحب سخن↓

مصلحت نیست قیاسِ رخِ تو با خورشید شمس اگر اِذن طلوع از تو بگیرد هنر است. ↑صاحب سخن↓

ز یک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا یکی صادق، یکی احمد، یکی عالی، یکی اعلا ↑صاحب سخن↓

من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها «مولانا» ↑صاحب سخن↓

اسرار غمش گفتم، در سینه نگه دارم رسوای جهانم کرد این رنگ پریدن ها «مولانا» ↑صاحب سخن↓

روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را زان روز نشد مایل، دل سوی کسی ما را «بیگدلی» ↑صاحب سخن↓

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم دگری نمی‌شناسم، تو ببر که آشنایی «سعدی» ↑صاحب سخن↓

چشم خود بستم و در وسعت یادی غرقم موج در موج دلم سوز نیستان شده است «خلج» ↑صاحب سخن↓

چشم خود بستم و در وسعت یادی غرقم موج در موج دلم سوز نیستان شده است «خلج» ↑صاحب سخن↓

اَهل نماز میشوم، جُمله نیاز میشوم سوی حِجاز میشوم «باز مقابلم تویی» باده ی ناب میشوم ، شعر و کتاب میشوم یکسره خواب میشوم، «باز مقابلم تویی» همرَه موج میشوم، راهی اوج میشوم فوج به فوج میشوم، «باز مقابلم تویی» سایه ی ماه میشوم، در ته چاه میشوم راهی راه میشوم، «باز مقابلم تویی» توی رَواق میشوم، کنج اتاق میشوم بسته به طاق میشوم، «باز مقابلم تویی» اینهمه مَرد میشوم، مخزن درد میشوم ساکت و سرد میشوم، «باز مقابلم تویی» از همه دور میشوم، نقطه ی کور میشوم زنده به گور میشوم، «باز مقابلم تویی» همدم خار میشوم، بی کَس و یار میشوم بر سر دار میشوم، «باز مقابلم تویی» «مولانا» ↑صاحب سخن↓