افسانه های قدیمی
Open in Telegram
Saving to not forget these day's ....................................... Talk ... @Asishcobot
Show moreIran143 970The category is not specified
241
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
تو کتاب دوشیزه پریم و شیطان خیلی از این بخش داستان خوشم اومد خواستم با شما به اشتراک بزارم🫠❤️
به روستایی اشاره میشود که در گذشته پاتوق تبهکاران بوده. در میان همهی آنها، مردی عرب بهعنوان ظالمترین شناخته میشده؛ کسی که هزاران سر بریده بود شبی، مردی بسیار مذهبی و مؤمن از او درخواست میکند که اجازه دهد یک شب در خانهاش اقامت کند. عرب میپذیرد اما تصمیم میگیرد هنگام خواب آن مرد مؤمن را بکشد چون مردم مرد مؤمن را قویتر و نیکسرشتتر از عرب میدانستند. صبح روز بعد عرب گریهکنان نزد مرد مؤمن میرود و می گوید: «تا به حال هیچکس باور نداشت که من میتوانم آدم خوبی باشم. اما تو، با ماندن در خانهام بدون اینکه ترسی از من داشته باشی، نشان دادی هنوز هم امکان وجود خوبی در دل من هست.» از آن روز به بعد، وضعیت روستا تغییر میکند. تمام تبهکاران از آنجا اخراج میشوند. روزی، مرد عرب همهی مردم شهر را فرا میخواند و طناب داری را در وسط میدان نصب میکند، بیآنکه توضیحی بدهد. مردم، گیج و بیخبر، به طناب دار خیره میشوند و یاد بیرحمیهای گذشتهی مرد عرب میافتند. از ترس، سعی میکنند هیچ خطایی از آنها سر نزند. در طول ده سال، هیچکس در آن روستا اعدام نشد و هیچ خلافی هم صورت نگرفت@old3ing
You, you, you I'm in love with you, you, you I could be so true, true, true To someone like you, you, you Do, do, do What do you wanna do, do, do Take me in your arms please do Let me cling to you, you, yoo We were meant for each other Sure as heavens above We were meant for each other To have to hold and to love #۳۸۶ @old3ing
بیچاره هارو تو اردو با این اهنگ پاره کردم😂😭
پاییزه پاییزه تو گلخونه ی چشمای سیاهت گلریزه برگ های گل امید منه🍁#۳۸۴ @old3ing
نمیدونم تو اینده قراره همو یادمون باشه یا نه
نمیدونم زندگی برامون چه برنامه ای ریخته خوب یا بد امیدوارم تو خوشی و نارحتی از ته دل شاد باشید امیدوارم هیچ وقت دلتون پوچ و خالی نشه
خلاصه فقط چند ماه مونده که ۱۲ سالتحصیلی تموم بشه
و بابت تک تک خنده ها و حتی ناراحتی هایی که باهم داشتیم ممنونم و امیدوارم دوستیمون با رفتن به دانشگاه تموم نشه
و ممنونم که تو اخرین اردو خاطره های خوبی رو برام درست کردید
اخرین فصل سریالمون هم رسید
#۳۸
@old3ing
وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم
گل های خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترای عشق
واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه
#۳۸۲
@old3ing
همیشه میگفتی حیفه و رد میشدی؛ ندانستی که بعدِ تو، همهی «حیفهها» خاک میشوند
#۱۹۰
@old3ing
عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره
زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره
باید اینجا بخشکیم تو گلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته
دلم میخواد یه روزی بعد سالها پرستوی سعادت رو ببینی
#۳۸۱
@old3ing
Her akşam votka rakı ve şarap
İçtikçe delirir insan olur harap
Kurtar beni bundan ne olursun ya Rab
Bitsin artık bu korkunç serap serap
#۳۸۰
@old3ing
