en
Feedback
👾 Geek Engineers

👾 Geek Engineers

Open in Telegram
521
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+630 days
Posts Archive
متاسفانه مجبور میشم ویدیو هارو بیارم سمت نماشا =) لزوم به توضیح دادن نداره که با سرعت نتی که ما داریم ۲ گیگ فایل رو نمیشه آپلود کرد تو یوتیوب. بنابر این چاره دیگه ای نداریم. اگر نظری پیشنهادی راجب ویدیو ها دارید بهم بگید. فعلا دارم آزمایشی daily coding میگیرم

جنریک تایپ های سایروس رو دیباگ کردیم - اپیزود 1 https://www.namasha.com/v/K26bQHKv

دید غیر افراطی. سالم. و منطقیه توروالدز راجب LLM ها https://www.youtube.com/watch?v=VHHT6W-N0ak

Motivation? Maybe..👩‍🦯 But let's see what we gotta do, next year.
Motivation? Maybe..👩‍🦯 But let's see what we gotta do, next year.

برا همین باید تو سر یک سری اساتید دلقک مدارس زد که کسی رو بخاطر ریاضی تحقیر نکنن. حالا فردا یکی دوتاش میره یاد میگیره ریاضی دان میشه.. برا اعتبارش بد میشه |: https://t.me/MathematicalMusings/2795

اصل لانه کبوتری یکی از جالب ترین و شگفت انگیزترین قضیه های ریاضی هست. خیلی ساده می گه اگر سه تا کبوتر داشته باشیم و دو تا لون
اصل لانه کبوتری یکی از جالب ترین و شگفت انگیزترین قضیه های ریاضی هست. خیلی ساده می گه اگر سه تا کبوتر داشته باشیم و دو تا لونه و اینا بخواند برند تو اون لونه ها، حداقل توی یکی شون دو تا کبوتر قرار می گیره. تعمیم ساده اش به m تا کبوتر و n تا لونه با فرض m بزرگتر از n و تعمیم های عجیب و غریب و پیشرفته ترش رو در کتاب ها و... نوشتند. گاهی توی مسائلی خودش رو نشون می ده که جز حیرت بر انسان نمی افزاید. چند سال پیش مقاله ای نوشته بودند و یه ورژن کوانتومی هم از این اصل ارائه کردند quantum pigeonhole principle سه تا ذره کوانتومی رو توی دو تا جعبه قرار دادند، در حالی که دو تا ذره توی هیچ جعبه ای نبود! تصویر هم عکس دو تا کبوتر آخر هست که به آخرین لونه نگاه می کنند! https://arxiv.org/abs/1407.3194

خانم Susanna Heikkilä هستند، ریاضیدان فنلاندی. برای حل یه مساله خیلی سخت در Differential topology از بافتنی استفاده کرده. شای
خانم Susanna Heikkilä هستند، ریاضیدان فنلاندی. برای حل یه مساله خیلی سخت در Differential topology از بافتنی استفاده کرده. شاید فکر کنید یه چیز ساده و دم دستی بوده که اینم رفته سراغ بافتنی. مساله رو جناب Mikhail Gromov در دهه ۱۹۸۰ مطرح کرده بود و نزدیک چهل سال حل نشده باقی مونده بود. مقاله در Annals of Mathematics چاپ شده. موضوع کارش four-dimensional manifolds هست. بافتنی رو برای جلسه دفاع هم آماده کرده بود. می گه مدل بافتنی توی visualization خیلی کمکم کرد و در نهایت باعث شد مساله Gromov رو حل کنم. می گه از دوره لیسانس فهمیدم که من آدم توپولوژی هستم. استاد راهنمام خیلی خیلی بهم کمک کرد و همسرم رو در همین مسیر پیدا کردم، البته توی خونه در مورد ریاضی حرف نمی زنیم. ایشون اولین فنلاندی هست که در مجله بسیار معتبر Annals of Mathematics مقاله اش چاپ می شه.

10 Science-Based Tips To Study Smarter, Not Harder https://www.youtube.com/watch?v=jMhhaAQK1NQ

A PhD Thesis Defense by Natasha Jaques https://www.youtube.com/watch?v=a-oWa2CS8jg

بخشی از مصاحبه دکتر ضیاء موحد درباره دکتر حسابی: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که اغراق درباره اشخاص، خیلی زود آشکار می‌شود. دکتر حسابی اگر دانشمند بین‌المللی بزرگی بود، ما باید در مجلات علمی معتبر دنیا، مقالاتی از او می‌دیدیم و فیزیکدان‌های دنیا هم باید به مقالات او ارجاع می‌دادند. چنین مقالاتی از دکتر حسابی که منتشر نشده است. دکتر حسابی مسلماً خدمتگزار فرهنگ ایران و انسانی ایراندوست بود و به عنوان یک سناتور، از امکاناتش برای پیش بردن علم فیزیک در ایران استفاده کرد. این‌ها مسجل است و ما از این بابت به دکتر حسابی احترام می‌گذاریم. ولی دکتر حسابی، برخلاف ادعای پسرش، نابغه نبود. اینکه فرزند دکتر حسابی، پدرش را نابغه جلوه می‌دهد، شاید محصول علاقه پسر به پدر باشد. شاید هم، خدای نکرده، با هدف سوءاستفاده از اسم پدرش صورت می‌گیرد. بنده شاگرد دکتر حسابی بودم و دو تا درس با او داشتم. این نبوغ ادعایی، در دکتر حسابی وجود نداشت و هیچ کس چنین ادعایی نداشت و اصلاً نام دکتر حسابی هم در تاریخ علم فیزیک، به عنوان یک دانشمند بزرگ ثبت نشده است.

آش اینقدر شور شده که خودشون حالا کل قضیه رو زیر سوال می برند، اون اوایل به یه کراواتی که به سیستم هم ارادت داشته باشه، نیاز داشتند و حسابی روی اون مانور می دادند، الان دیگه نیازی ندارند. شما اگر حرفی داشته باشی، تحقیقی، ادعایی، اصلا هر چی... می تونی مکتوب کنی و بنویسی اون رو و بعد پابلیشش کنی، غرب داره چند قرن این کار رو می کنه. این همه ادعا بدون سند، که تازه فرض درست بودنش هم هیچ نکته و دستاوردی نداره.

Warshall's Algorithm | Finding the Transitive Closures https://youtu.be/_-p8zhizock?si=kHXwi5b76G4pGCyy

منی که طرفدار (AI هیچ غلطی نمیتواند بکند) بودم (خیلی صادقانه عرض میکنم) با اومدن Gemini 3 به شدت احساس خطر کردم. اوضاع خیطه.

می گه: با افرادی که رویایی دارند ولی ریاضی نمی دونند، با احتیاط برخورد کن. به افرادی که رویایی ندارند ولی کلی ریاضی بلدند، اعتماد کن. و به افرادی که هر دو رو دارند، عمیق گوش کن تا یاد بگیری. با هر معیاری Vladimir Voevodsky جز دسته سوم هست. این مصاحبه باهاش جذاب بود. جنبه هایی از زندگی و کار یه ریاضیدان که کمتر به اون اشاره می شه. می گه ده سال روی یه مساله ای کار می کرده و پنج سال آخر رو علاقه ای به اون نداشته و به زور کار می کرده! دو تا بحران رو هم در ریاضی تشخیص داده بود: جدایی ریاضی محض از کاربردی و اینکه زمانی می رسه که ملت می پرسند که چرا باید روی چیزهایی که کاربردی نداره تحقیق کرد و بودجه صرفش کرد(سر جریان های تائو در این چند ماه، اتفاق افتاد) دوم پیچیدگی زیاد مقالات ریاضی که امکان بررسی اون ها رو سخت می کنه و به تدریج خطاها روی هم جمع می شند. خودش تلاش کرد که کاربردهای جدیدی از ریاضیات پیدا کنه. فیزیک، زیست‌شناسی، شیمی، زمین‌شناسی، زبان‌شناسی و... همه راه ها رو رفت. موضوع Historical Genetics رو انتخاب کرد، دو سال درگیرش بود و شکست خورد! کار نتیجه ای نداشت. یه جایی هم از مصاحبه از تجربه عجیب ۹ روز نخوابیدن خودش می گه، حدود سال ۲۰۰۷. https://dissipativeinterpretation.substack.com/p/voevodsky-mikhailov-pt1

مدیر فنی همیشه معمار سیستم‌های آینده است، نه فقط حل‌کننده مشکلات امروز. کیفیت تصمیم‌گیری فنی مهم‌تر از مهارت برنامه‌نویسی است. هر معماری باید با هزینه نگه‌داری‌اش سنجیده شود. مدیر فنی باید «تصمیم‌های برگشت‌ناپذیر» را با وسواس دو برابر بررسی کند. فرهنگ مهندسی را مدیر فنی می‌سازد، نه ابزارها. اسناد خوب، سریع‌تر از استخدام افراد جدید تیم را مقیاس می‌دهد. مدیر فنی همیشه سناریوهای شکست را پیش از ساخت پیش‌بینی می‌کند. افزایش سرعت تیم از طریق کاهش پیچیدگی است، نه اضافه‌کردن نیرو. امنیت چیزی نیست که در انتها اضافه شود؛ باید از ابتدا طراحی شود. مدیر فنی باید بتواند «چرا»ی هر تصمیم را به‌وضوح توضیح دهد.