718
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-4430 days
Posts Archive
718
میآید آن روز خوب ولی با غم ها چه کنیم با خیابان ها که آغشته به خون است چه کنیم با آن شرمندگی زنده ماندن چه کنیم هزاران تن فدای وطن شد که وطن باشد کاش آخرین تن باشم و وطن باشد
718
صداهایی که دیگه پیشمون نیستن :سپهر من کجایی بابا؟ مانی بابا برو منم میام. اومدم مبین اومدم مامان. حدیث من گشنه رفت. بابا دوستت دارم. من حالا جواب رونیکا رو چی بدم؟ بابا سوختم…. سوختم. خیلی دوسِت دارم حالا که دارم میرم. درود به مردم شریف ایران. بچه ها کمک، ناموساً کمک. حکمم اعدامه، به مامان چیزی نگو. بچه ها نخندینا. من هم پسر کسی هستم. سهم بچه من از وطنِ من پنج تا گلوله بود. حیدر حیدرکنان به بچه من شلیک کردن. متهم اظهار پشیمانی نکرد. پارسا مامان خوب بخوابی پسرم برام آرامش بخواه واسه داداشات صبر بخواه. و…🖤
718
فرزندان خاک 💔
مانی صفر پور
سپهر ابراهیمی
فرشته احمدی
مهرداد مشتاقی
داریوش ریگی
عرفان رضایی
امیر مهدی فرخی پور
صفورا جعفری
امیر موحدی
پریسا
فریدون محمودی
امیرمهدی ملک محمدی
سارینا اسماعیلزاده
پارسا رضادوست
کیان پیرفلک
اسرا پناهی
ابوالفضل آدینهزاده
حمیدرضا روحی
مائده جوانفر
مولوی عبدالواحد ریگیخاش
بشیرزاد احمدینژاد
احسان قاسمیفر
آیدا رستمی
ابراهیم ریگی
عاطفه نعامی
مهدی زارع اشکذری
شهابالدین هاشمی
دنیا فرهادی
شهریار عادلی
امیرجواد اسعدزاد
آرام مجد
شورش نیکنام
رضا کاظمی
عباس شفیعی
نوید بادپا
مهران سماک
حمید گلی
محسن نیازی
محمد حسنزاده
امید نارویی
خدانور لجهای
محمد ریگی
پارسا رضادوست
حسین علیکیا
ابوالفضل آدینهزاده
عرفان رضایی
ابوالفضل مهدی پور روشن
حدیث نجفی
مهرشاد شهیدی
حنانه کیا
محسن شکاری
آرمیتا عباسی
مجیدرضا رهنورد
آیلار حقی
مهسا امینی
718
و تن فدای وطن؛ نه از سر شعار از خونی که کف خیابان را سرخ کرد از مادری که پیکر فرزندش را بغل نکرد از اشکی که نمیدانست بر کدام غم فرو بریزد از جوانی که جان فدای میهن شد از روزهایی که به سیاهی شب شد وتن فدای وطن وطن فقط خاک نیست خانه است مادر است خاطره است و خاطره را نمیشود رها کرد ؛ و اما نه مرگ آنقدر ترسناک است نه زندگی آنقدر شیرین که انسان برای این دو شرفش را بدهد
718
روزی در تاریخ مینویسند
درد آنقدر گسترده بود که اشک ها نمیدانستند
بر کدام نام، بر کدام شهر، بر کدام زخم ایران فرو بریزند
