حامد حکیمی
Open in Telegram
1 892
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
1 892
بتی جوزف معتقد بود: «همیشه یک رابطه با اُبژه در اتاق درمان وجود دارد. اولین وظیفۀ ما این است که از ماهیت فعال این رابطه آگاه باشیم.» رویکرد روابط ابژه به بُعد «اینجا و اکنون» در رابطۀ درمانی بیمار و درمانگر میپردازد. بهعبارتدیگر، پرسشی که همیشه باید مطرح شود این است: «در حال حاضر چه اتفاقی دارد در این اتاق بین من و بیمار میافتد؟» ما ممکن است برای یک بیمار در زمانهای مختلف بازنمایی افراد متفاوتی باشیم، حتی گاهی از لحظهای به لحظۀ دیگر در طول یک جلسۀ درمان. ذهن انسان ایستا نیست و ما درصدد برقراری رابطه با چیزی هستیم که دائم در حرکت است چون بیمار از لنز ابژههای درونیاش به ما نگاه میکند.
حضور همهجایی رابطه با ابژه باعث شده این مدل روانپویشی بسیار جالب و جذاب شود چون در مواجهه با هر بیماری و در هر محیطی مطرح است. وقتی به زندهبودن رابطه در اتاق درمان توجه میکنیم، متوجه میشویم که بیماران چه تجربهای ممکن است از ما داشته باشند و همچنین واکنشهای هیجانی خود ما به آنها چه میتواند باشد. وقتی فضایی ایجاد کنیم که در آن چنین مراقبتی شکل بگیرد، مطالب بیشتری درمورد پیشینۀ بیمار یاد میگیریم. ممکن است متوجه شویم که بیمار دارد با ما همان رفتاری را میکند که در گذشته با یکی از نزدیکانش میکرده (حتی ممکن است برخی از هیجاناتی را که به ما نسبت داده میشود واقعاً تجربه کنیم)، چون بیمار دارد ما را از لنز تجربیات قبلیاش میبیند، که این باعث میشود انتظارات و شکل خاصی از رابطه با ما ایجاد شود. از این منظر، واحد اساسی فهم ما در مداخلۀ بالینی روابط ابژه است.
این کتاب هم برای کسانی نوشته شده که میخواهند آموزش دهند و هم برای کسانی که در حال یادگیری رواندرمانی روانپویشی هستند و میخواهند این رویکرد را در کار بالینی به کار ببرند. بهعبارتی، این کتاب برای دانشجویان ارشد و دکتری در رشتههای سلامت روان، دانشپژوهان روانکاوی، و کسانی است که در حال حاضر در این حوزه مشغول به کار هستند و مایلاند با نظریۀ روابط ابژه آشنا شوند.
👉@hamedhakimi8
1 892
معرفی نویسنده کتاب روابط ابژه:
دکتر کریستفر میلر استاد دپارتمان روانپزشکی در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه مریلند است. او دورۀ تخصصی روانپزشکی بزرگسال را در دانشگاه مریلند گذرانده و پس از آن دورۀ آموزشی روانکاوی بزرگسال را در مرکز روانکاوی واشنگتن-بالتیمور به پایان رسانده است. اکنون مدیر آموزش رواندرمانی دانشگاه مریلند است. دکتر میلر، علاوه بر جلسات رواندرمانی روانپویشی و روانکاویِ فردی که با مراجعانش دارد، مقالات و سخنرانیهای متعددی هم در زمینۀ آموزش رواندرمانگری، پیوند میان مغزپژوهی و رواندرمانی، و تحلیل فیلم و ادبیات از منظر روانپویشی دارد.
👉@hamedhakimi8
1 892
نگاهکردن به مُراجع از لنز نظریۀ روابط ابژه بسیار انسانی است چون این مدل کمکمان میکند تا زیربنای مشترک و نهفتهای را که ما انسانها را به هم پیوند میدهد پیدا کنیم. فارغ از اینکه چقدر از آموزشهایی که دیدیم، کتابهای راهنمای تشخیصی، و الگوریتمهای درمانی استفاده کنیم، ما در اتاق درمان اساساً بهعنوان یک انسان با یک انسان دیگر ارتباط برقرار میکنیم. درحالیکه به این ابزارها نیاز داریم تا جنبههایی از درمان را هدایت کنیم، اما از رهگذر پرورش یک تفکر روانپویشی است که میتوانیم درکمان را از چالشها و داستان زندگی بیمار عمیقتر و غنیتر کنیم. از این طریق، بیمار هم به مرور زمان یاد میگیرد که بهشیوهای ظریفتر و پیچیدهتر درمورد ذهن خودش تأمل کند. نرمکردن تصورات سفتوسخت و انعطافناپذیری که بیمار نسبتبه خودش دارد به او اجازه میدهد تا از «تجربه» بیاموزد و زندگیاش را با حسی نو که پر از شگفتی و خودانگیختگی است غنا بخشد. چنین تفکری پای خودمان را هم به میان میکشد؛ یعنی ما هم عضو فعال یک رابطۀ دونفرهایم. درمان پویشی از این جهت منحصربهفرد است که گاهی حس میکنیم انگار دو بیمار در اتاق حضور دارند چون ما هم واکنشهای هیجانیای نسبتبه بیمار داریم که باید آنها را بپذیریم. همانطور که ویلفرد بیون میگوید: «در اتاق درمان باید دو فرد نسبتاً ترسیده حضور داشته باشند: بیمار و روانکاوش.»
👉@hamedhakimi8
1 892
کودکی که مورد سوءاستفادۀ جنسی قرار گرفته ترکیبی از وحشت، دلزدگی و کمی لذت را حس کرده است. به همین علت است که میگویم تروما یک هیجان نیست، بلکه مجموعهای از هیجانات شدید و متناقض است. یعنی کودکی که مورد بدرفتاری قرار گرفته ترکیبی از وحشت، درد، نفرت و در بعضی موارد لذت را حس کرده است. و کودکی که رها شده ترکیبی از وحشت، ناراحتی و حتی نفرت را حس کرده است. من برای توصیف هرکدام از این ترکیبهای هیجانی شدید از اصطلاح لکانی «ژوئیسانس» استفاده میکنم. ژوئیسانس چیست؟
«ژوئیسانس یعنی تهنشینشدن و سفتشدن هیجانات شدید، خشونتآمیز و متناقض در روان کودکی که دچار ترومای روانی شده است. او این هیجانات را حس کرده، اما هشیاری نابالغ او آنها را ثبت و ضبط نکرده و وحشت آنها را پوشانده است. درنتیجه، ژوئیسانس ترکیبی از هیجانات است که ایگوی ترومادیده آنها را تجربه کرده، اما هشیارانه بازنماییشان نکرده و بهطور شفاف آنها را حس و درک نکرده است.»
از کتاب چرا اشتباهاتمان را تکرار میکنیم؟
نویسنده: خوان داوید نازیو
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
هرکدام از این دو گزینه (شخصیت دهانی فروپاشیده و شخصیت دهانی جبرانشده) میراثی از خشم و رنجش به جای میگذارد: خشم از جهان برای آنکه به نیازهای او در کودکی پاسخی نداده چون او خودش نمیتوانسته در آن سن به نیازهایش رسیدگی کند. گاهی اوقات هم خشم به خود کودک بازمیگردد برای اینکه اینقدر نیازمند بوده است. این اتفاق معمولاً زمانی میافتد که او برای نیازمند بودنش شرمنده هم شده باشد. خشمی که به کودک برمیگردد ممکن است نتیجۀ همانندسازی با مراقبی باشد که وقتی کودک نیازش را بیان میکرده، مراقب با خشم به او واکنش نشان میداده. مثلاً مادری را در نظر بگیرید که با محرومیت از خواب به خوبی کنار نمیآید چون کودکش آشفته و گریان است. این مادر خشمش را سر کودک خالی میکند. یا خانوادهای که در آن چند کودک نیازمند وجود دارند ولی به اندازۀ کافی غذا و توجه و عشق از طرف والدینشان نمیگیرند و والدین به نیازمندبودن بچهها حمله میکنند.
از کتاب درمان کودک دیدهنشده در بزرگسالی
کاترین استاوفر
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
شخصیت دهانی فروپاشیده و شخصیت دهانی جبرانشده
از لحاظ تحولی، شخصیت دهانی در اولین سال زندگی فرد شکل میگیرد، یعنی زمانی که نیازهای نوزاد خیلی زیاد است و منابع او برای رسیدن به این نیازها خیلی کم. بنابراین کودک بهشدت به مراقبش وابسته است. مراقب باید غذا، استراحت، بازی، آسایش، عشق، گرما، صمیمیت و ارتباط را فراهم کند. در ابتدای این دوران، کودک باید بتواند به مراقبش تکیه کند تا او نیازهای کودک را بهدرستی پیشبینی کند. هرچه به انتهای این دوران نزدیک میشویم، کودک معمولاً روشهایی را برای بیان نیازهایش توسعه میدهد. اگر مراقب نتواند نیازهای کودک را برآورده کند، یا نتواند آنها را بهدرستی پیشبینی کند، کودک به این نتیجه میرسد که هیچ حقی برای نیازداشتن ندارد. این تراژدی مهم در زندگی کودک معمولاً دو پیامد دارد: یا یک نیاز شدیدی درون او شکل میگیرد که همیشه حاضر است و هیچ وقت نمیتواند ارضا شود (به این میگویند شخصیت دهانی فروپاشیده)، یا شخص تصمیم میگیرد دیگر به هیچ چیز نیاز نداشته باشد و کل زندگیاش را طوری پیش میبرد تا مطمئن شود که هیچ نیازی ندارد (به این میگویند شخصیت دهانی جبرانشده).
از کتاب درمان کودک دیدهنشده در بزرگسالی
کاترین استاوفر
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
از میان تمام سبکهای شخصیتی که در پژوهشها توصیف شده، سبک شخصیتی دهانی سبکی است که بسیاری از ما بهسختی میتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم و بیشترین قضاوتها را نسبتبه آن داریم. احتمالاً مسئلۀ اصلی رابطۀ ما با نیازهای خودمان است. واژههایی مثل «نیازمند» و «وابسته» معناهای ضمنی منفی به خود گرفتهاند. از طرف دیگر، مسائل مربوط به شخصیت دهانی تقریباً هم در افراد عادی رایج است و هم در مراجعانی که به رواندرمانی میآیند.
1 892
حس عمیقی درون اولیویا بود که میگفت حق وجودداشتن و زندگیکردن ندارد. تجلی این حس را میشد درون بدنش دید: هم در شکنندگی جسمی او که در بیماریها و ناخوشیهایش دیده میشد و هم در این قضیه که او با بدنش مانند یک ماشین برخورد میکرد چون هیچ اعتمادی نداشت که بدنش بتواند خودبهخود کار کند. گاهی اوقات به نظر میرسید که انگار اولیویا دارد سعی میکند عملکرد بدنش را در سطح سلولی کنترل کند. او اصلاً نیازهای بدنش را «حس نمیکرد»، بلکه «فکر میکرد» که لابد بدنش به فلان چیز نیاز دارد. این تکهتکهشدن برای او خوب نبود و استرس زیادی برایش ایجاد میکرد، استرسی که دیگر حتی او از آن آگاه هم نبود.
از کتاب درمان کودک دیدهنشده در بزرگسالی
کاترین استاوفر
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
بسیاری از افرادِ بهظاهر متعادل شخصیت قدرتمندی ندارد. آنها صرفاً با اجتناب از تعارضهای درونی و بیرونی زندگی را برای خودشان راحت میکنند. درنتیجه، به دنبال اهدافی میروند که موفقیتآمیز یا مصلحتآمیز باشد و قادر نیستند اعتقادات ریشهداری در خودشان پرورش دهند.
بااینحال، اگر کسی که شخصیت قوی و مستحکمی دارد، نتواند ملاحظۀ دیگران را بکند، شخصیت متعادلی ندارد. درک دیگران، شفقتورزی، همدردی و شکیبایی مواردی هستند که تجربۀ ما را از دنیای اطرافمان غنی میکند و باعث میشوند احساس امنیت درونی بیشتری کنیم و احساس تنهاییمان کاهش یابد.
از مقالۀ «دربارۀ سلامت روان»
ملانی کلاین
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
بیشهیجانیها با کوچکترین اشتباهی مضطرب میشوند و کوچکترین انتقادی هم باعث میشود بهشدت به خودشان شک کنند. به همین خاطر خیلی نگران اشتباهکردناند و با وسواس و کمالگرایی میخواهند به هر قیمتی شده اشتباه نکنند.
تصور میکنند که کمالطلبی قادر است هیجانات آنها را آرام کند. اما کمالطلبی نه تنها هیجانات افراطی را خاموش نمیکند، بلکه تنشی در این افراد ایجاد میکند که باعث میشود در وضعیت آسیبپذیری بمانند.
از کتاب بیشهیجانیها
در دست ترجمه (از فرانسوی)
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
آن چیزی که در خانواده حرفی از آن زده نمیشود و به آن فکر نمیشود شدت هیجانات اعضای خانواده را تعیین میکند.
شخصی که در کودکی دچار تروما شده یا ترومای نسلهای قبل را به ارث برده واکنشهای هیجانی شدیدتری خواهد داشت.
از کتاب بیشهیجانیها
در دست ترجمه (از فرانسوی)
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
بیشهیجانیها با کوچکترین اشتباهی مضطرب میشوند و کوچکترین انتقادی هم باعث میشود بهشدت به خودشان شک کنند. به همین خاطر خیلی نگران اشتباهکردناند و با وسواس و کمالگرایی میخواهند به هر قیمتی شده اشتباه نکنند.
تصور میکنند که کمالطلبی قادر است هیجانات آنها را آرام کند. اما کمالطلبی نه تنها هیجانات افراطی را خاموش نمیکند، بلکه تنشی در این افراد ایجاد میکند که باعث میشود در وضعیت آسیبپذیری بمانند.
از کتاب بیشهیجانیها
در دست ترجمه (از فرانسه)
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
1 892
Repost from روانکاوی زندگی روزمره
ملانی کلاین
در مقالۀ «درباب حس تنهایی» مینویسه:
بیماران به من میگویند که دردناکبودنِ یکپارچگی را بهشکل احساس تنهایی و رهاشدگی تجربه کردند،
یعنی انگار با آن بخش بد «خود»شان
تنها مانده بودند.
این فرایند چه زمانی دردناکتر میشود؟
زمانی که یک سوپرایگوی سختگیر موجب سرکوبی شدید تکانههای مخرب میشود
و همچنان تلاش میکند آن را حفظ کند.
◇ برای حضور در دورۀ
خوانش دو مقالۀ «درباب حس تنهایی»
و «دربارۀ سلامت روان» از آثار خانم ملانی کلاین
به زبان اصلی و ترجمۀ آنها با تسهیلگری
حامد حکیمی به آیدی تلگرامی زیر پیام دهید:
● @freudisalive1
1 892
Repost from روانکاوی زندگی روزمره
ملانی کلاین
در مقالۀ «درباب حس تنهایی» مینویسد:
درست است که بیان افکار و احساسات به شخصی همدل در بزرگسالی تجربۀ رضایتبخشی است،
اما آرزوی ارضانشدهای برای درکشدن بدون استفاده از کلمات در همۀ ما باقی میماند ــ
آرزویی که مربوط به اولین رابطه با مادر است.
این آرزو به احساس تنهایی منجر میشود
و ناشی از احساس افسردگیای است که درنتیجۀ یک فقدان جبرانناپذیر شکل گرفته است.
● @freudisalive
1 892
Repost from روانکاوی زندگی روزمره
لذت فهم روانکاوی
با خوانش متن انگلیسی دو مقالۀ
«درباب حس تنهایی» و «دربارۀ سلامت روان»
از ملانی کلاین و ترجمۀ آنها
◇ با ترجمه و تسهیلگری حامد حکیمی
(مترجم آثار روانکاوی)
◇ سهشنبهها
از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
◇ شروع دوره از دوم دیماه
◇ این دوره مناسب افرادی است که علاقه دارند مقالات مهم ملانی کلاین را به زبان اصلی بخوانند ولی سطح زبان انگلیسیشان یاری نمیکند. یا از خواندن متون اصلی روانکاوان وحشت دارند.
◇ قرار است حامد حکیمی، مترجم آثار روانکاوی، این متون را خطبهخط بخواند، معنای فارسیاش را بگوید و، با توضیح لغات دشوار و جملات آن، ما را در این مسیر همراهی کند تا در کنار هم، لذت خوانش و درک متون خانم کلاین به زبان اصلی را بچشیم.
◇ دوره بهصورت آنلاین برگزار خواهد شد
و امکان مشاهدۀ فیلمها و دسترسی دائمی آفلاین هم وجود خواهد داشت.
◇ برای کسب اطلاعات بیشتر و حضور در این دوره
به آیدی تلگرام زیر پیام دهید:
◇ @freudisalive1
1 892
اگر فرد نتواند از کار و تفریح و رابطههایش لذت ببرد، شخصیتش عقیم میماند و میزان اضطراب و نارضایتی او افزایش مییابد. اگر چنین اضطرابهایی، که هم ماهیت آزارگری دارند و هم افسردهوار، بیشازحد باشند، زمینه برای بیماریهای روانی فراهم میشود.
از مقالۀ «دربارۀ سلامت روان»
ملانی کلاین
مترجم: حامد حکیمی
👉@hamedhakimi8
