en
Feedback
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ꤞꤕꤣ𝗑 (closed)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ꤞꤕꤣ𝗑 (closed)

Open in Telegram

ᅠ𓂁 𝗎 𝗐𝗂ᥒ 𝗌᥆𝗆ᥱ, 𝗎 𝗅᥆𝗌ᥱ̄ 𝗌᥆𝗆ᥱ. ‌ᅠᅠᅠ ᥱ᥊𝗉ᥱ̄ᥴ𝗍 𝖿᥆𝗋 𝗆ᥱ 𝖨 ᥲ𝗅𝗐ᥲ𝗒𝗌 𝗐𝗂ᥒ.﹆

Show more
342
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-6630 days
Posts Archive
فور کنید ایراد چنلتون رو بیان کنم. جنبه داشته باشید.
جوین باشید، 730 .

چند تا یاقوت تشریف میارن اینور ؟!
_ وایب به همراه موزیک تقدیم میکنم.

✔️ зомби : 🌟 ‌‌ 🌟 𝖺ними𝗉𝗈в𝖺нн𝖺я 𝖼м𝖾𝗉ть ,
+4
✔️ зомби : 🌟 ‌‌ 🌟 𝖺ними𝗉𝗈в𝖺нн𝖺я 𝖼м𝖾𝗉ть ,

Repost from ㅤㅤㅤГHEX
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ I can eat that boy for lunch‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Repost from .
‌  ‌   ‌     ‌   ‌ ‌ ‌    𝖡𝗅︎𝗈𝗈𝖽𝗒 𝖻︎𝗅︎𝗈𝗈𝗆︎   ‌       ‌    ‌ 

Repost from уㅤлрмск
زندگی رنگ باخته بود ، پرنده ها دیگر آواز سر نمی‌دادند ، باد سوزناک‌تر می‌وزید و زمین تنِ بی‌جانش را به اسارتِ خود گرفته بود .
+1
زندگی رنگ باخته بود ، پرنده ها دیگر آواز سر نمی‌دادند ، باد سوزناک‌تر می‌وزید و زمین تنِ بی‌جانش را به اسارتِ خود گرفته بود . تلاشی برای زنده ماندن نمی‌کرد ، با هربار شکست ، سایه خاکستری رنگ ناامیدی او را بیشتر از قبل در آغوشِ خود می‌فشرد .

Repost from 𝗏𝖺𝖼ı𝗈
+1
ㅤ🔝𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾'𝗌 𝗇𝗈 𝖼𝗈𝗆𝗉𝖾𝗍𝗂𝗍𝗂𝗈𝗇 ➖ ㅤㅤ𝖻𝖾𝖼𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗇𝗈 𝗈𝗇𝖾 𝗂𝗌 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗆𝖾.

Maybe... everything is just over It's true that you are no more, but your memories still remain... All those happy days have
Maybe... everything is just over It's true that you are no more, but your memories still remain... All those happy days have become a dream A dream that can only be seen in dreams.. Maybe if you were here now, I wouldn't miss the past like this You made me close my eyes to this world, disappearing into the past and the memories of those good days when you were there too But the thought of what you are doing, who you are spending your days with now is tormenting me You may not know, but this torment of your distance is destroying me So maybe those days will come back again..?
My beauty, my arms will still be open for you...

«+انقدر سخته که حواسِ کوفتیت رو به دور و ورت بدی که یه حرومزاده استاکت نکنه؟» 𝐍𝖺𝗆𝖾 ː #𝐓𝗋𝗎𝗌𝗍 ּ 𝀒 ៹𝐆𝖾𝗇𝗋𝖾 ː #𝐑꤀�
«+انقدر سخته که حواسِ کوفتیت رو به دور و ورت بدی که یه حرومزاده استاکت نکنه؟»
𝐍𝖺𝗆𝖾 ː #𝐓𝗋𝗎𝗌𝗍  ּ 𝀒     ៹𝐆𝖾𝗇𝗋𝖾 ː #𝐑꤀𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 , #𝐀ꤍ𝗍ı𝗈𝗇 , #𝐒𝗆𝗎𝗍         𝐂꤀𝗎𝗉𝗅𝖾 ː 𝐕𝐊               𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟒𝀠 𝃜 𝐓𝖺𝗉 𝐓𝖺𝗉 𝐓꤀ 𝐑𝖾𝖺𝖽 𝂅 "دوشـنبه - پنجشـنبه" ㅤ   ┈┈─┈─┈┈─┈─┈┈─ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ▫️▫️ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ▫️▫️

چند تا اصیل زاده افتخار میدن تا رند شیم و از لب مرز در بیایم تا جواب چنلج رو بزارم؟!

Repost from n!ght play.
‌نویسـندگی؟ نامـش را چنـین گذارده‌انـد ولـی هیچکـدام بر وصـف آن حـال و دل چنیـن افراد نیستـند خـون واژه‌هـای مـرده در رگانـما
‌نویسـندگی؟ نامـش را چنـین گذارده‌انـد ولـی هیچکـدام بر وصـف آن حـال و دل چنیـن افراد نیستـند
خـون واژه‌هـای مـرده در رگانـمان یـخ‌زده و نشـات قلممـان هـیچ‌گاه خامـوش نخواهـد شد و بر آن غره‌ایـم ‌تامـرز خفگـی‌ برده و مـرا نیمه‌ جـان برمیـگردانی بنده باز دوسـتش‌دارم هرآنـچه که از سوی‌تـو باشد را مـی‌پرستم عزیزجـانم اما مـی‌دانی؟ دیـگر هرگـز نخواهم گذاشـت در حـوالی مـن نفسـی کـشی که مـبادا به انزجـار مـن آلوده شـوی دور هسـتی و دور بمان بگذار درایـن تاریکی روزگـار تنها کـس بـی‌کس و غرق شـده من باشـم
اسمـش را بگذاریـد همخـانه‌ی کلمات شـدن و دسـت و پنجـه نرم کردن با خـروار ها توشـه‌ از جمـلات

❕⎯ادمیـن‌هایی ڪه عڪس پروفایـل چنلشـون از ڪی‌پاپ هسـت. ⎯فـور ڪنید، می‌خـوام با موزیڪ بالا ازتـون ادیـت دارڪ/مافیایـی بزنـم، به طـوری ڪه نشـون بـده چنـل شمـا نقش ꤂꤯𝗅𝗅꤯𝖺𝗇 رو داره.
⎯𝚩𝖾 𝚳𝗒 𝚻꤯𝗀𝖾𝗋.

+4
      stāy cløser or you’ll regret ıt .

+1
w͠ıth the ᥣׅoss of lıght, ⠀⠀⠀⠀ ⠀ ⠀ ⠀ Ɨ fall like a luֺ︩︪cifer 𔓗 ࣪ ᮫

Repost from N/a
🎭𝙎𝙝𝙖𝙡𝙡 𝙬𝙚 𝙡𝙤𝙤𝙠 𝙖𝙩 𝙩𝙝𝙚 𝙢𝙤𝙤𝙣, 𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙡𝙤𝙤𝙣 𝙒𝙝𝙮 𝙙𝙤 𝙮𝙤𝙪 𝙘𝙧𝙮? 𝙈𝙖𝙠𝙚 𝙩𝙝𝙚 𝙢𝙤𝙨
+4
🎭𝙎𝙝𝙖𝙡𝙡 𝙬𝙚 𝙡𝙤𝙤𝙠 𝙖𝙩 𝙩𝙝𝙚 𝙢𝙤𝙤𝙣, 𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙡𝙤𝙤𝙣 𝙒𝙝𝙮 𝙙𝙤 𝙮𝙤𝙪 𝙘𝙧𝙮? 𝙈𝙖𝙠𝙚 𝙩𝙝𝙚 𝙢𝙤𝙨𝙩 𝙤𝙛 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙡𝙞𝙛𝙚, 𝙬𝙝𝙞𝙡𝙚 𝙞𝙩 𝙞𝙨 𝙧𝙞𝙛𝙚🩰

هیمن لنکـ ـستر ، نامه آخـ ـر ، ۸ دسامـبر ۲۴     ‌‌‌‌‌‌‌
عشق از یک آدمِ ساده، هنرمند می‌سازه؛ هنرمندی که شاید هیچ‌وقت دست به قلم نمی‌برد، اما حالا برای بیانِ هرچه درونش شعله‌ور شده، مجبور می‌شه بنویسه. عشق، اون رو به درک عمیقی از احساسات می‌رسونه؛ جایی که واژه‌ها، مثل آینه‌ای، شکست و سوختن‌هاش رو منعکس می‌کنن. اما از یک آدمِ عاشق، یه نویسنده‌ی بی‌رحم می‌سازه یک قاضی. چون وقتی زخمی از عشق برجا بمونه، دیگه واژه‌ها فقط برای تسلیِ روح نیستن، بلکه برای افشا کردن و به چالش کشیدن همه چیزن. اون نویسنده، قصه‌هایی می‌نویسه که پر از درد، تردید و حقیقت‌های تلخه؛ قصه‌هایی که گاهی خود عشق رو محکوم می‌کنه، گاهی معشوق رو، و گاهی خودشو . نویسنده‌ای که از دل یک عشقِ سوخته بیرون میاد، بی‌رحم‌ترین قاضیه. هیچ خاطره‌ای از چشمانش پنهون نمی‌مونه، و هیچ لحظه‌ای رو فراموش نمی‌کنه. اون، گذشته رو دوباره و دوباره بازسازی می‌کنه، بدون هیچ ملاحظه‌ای؛ هم برای معشوقش، و هم برای خودش . عشق، یک قلب عاشق رو به جوهری تلخ و سیاه تبدیل می‌کنه؛ جوهری که با هر بار نوشتن، به دنیا یادآوری می‌کنه که عشق، هم زیباترین الهامه، و هم بی‌رحم‌ترین شکنجه .

⌎  ⌏ 𝗜 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗂𝗍𝗓 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝖺 𝗉𝗈𝗈𝗋 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 ‌ ‌ ‌ 𝗜𝘁'𝘀 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝖾𝗏𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 𝗇𝗎𝗆𝖻𝖾𝗋 𝖿𝗈𝗋 𝗻𝗼𝘄