en
Feedback
مَعَکُمْ¹²⁸

مَعَکُمْ¹²⁸

Open in Telegram

فمعکم معکم سر دهم دم به دم تا شوم در مسیر تو ثابت قدم مَعَکُمْ قُلَّکي بَرایِ یَومِ لَمْ تَزَل، لَعَلَّ باشیم دَر پَناهَش¹²⁸ #الله_رو #رخش_دلبر³³³ https://t.me/payametobot?start=8c2ac8a8d1dbb2b

Show more
276
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-230 days
Posts Archive
Repost from هـو
شکوه‌ کعبه و فریاد روز بدر و احد طنین حنجر‌ه‌ی ذوالفقار علي‌ع مدد است

اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج

من‌هنوزم‌انگار‌گیر‌کردم‌توی‌فاطمیه...

گفتم خدیجه-س، ناگهان دست و دلم لرزید در نام تو اندوه و غربت می‌شود پیدا فردای بعد از مصطفی-ص، فردای بعد از تو در شهر کلی بی‌مروت می‌شود پیدا.... 💔

ای‌مادر‌شریف‌ترین‌دخترحجاز... 💔

اللهم‌صل‌علی‌فاطمة‌ و‌ابیها‌وبعلها‌و‌امها‌وبنیها و‌سر‌المستودع‌فیها بعدد‌ما‌احاط‌به‌علمک...

دعا‌می‌کنم‌بیایی‌...

من‌دوستت‌دارم...

از آیت الله بهجت سوال شد: "اگر عصر غیبت فقط منتظر آمدن آن حضرت باشیم و انتظار فرج داشته باشیم کافی است؟" ایشان پاسخ دادند: "تنها انتظار فرج کافی نیست! بلکه طاعت و بندگی نیز لازم است مخصوصا با توجه به قضایایی که پیش از ظهور امام زمان-عج واقع می شود. خدا می داند که به واسطه ضعف ایمان بر سر افراد چه می آید، مگر امکان دارد عافیت مطلقه بدون ایمان و طاعت و بندگی انجام گیرد!؟"

اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج

از‌او‌‌کاملا‌بعید‌بود، ایام‌اربعین‌باشد،زندگی‌باشد، و‌در‌مسیر‌نجف‌وکربلا‌قدم‌بزند و‌حالش‌اینگونه‌‌باشد... بسیار‌اندوهگین‌بود. یک‌نوع‌گیجی‌خاص که‌با‌وجود‌هر‌مشکلی‌ هرگز‌با‌خود‌‌در‌اربعین‌‌ها همراهش‌‌نمی‌آورد، اما‌چه‌می‌کرد‌که‌اکنون‌امور‌ دنیوی‌اش‌‌بدجور‌‌گره‌خورده‌بود وحال‌او‌را‌دگرگون‌کرده‌بود و‌افسار‌ذهن‌ضعیفش‌را در‌دست‌‌فکر‌وخیال‌پوچ‌سپرده‌بود. آنقدر‌در‌این‌خیالات‌منفی‌غرق‌بود‌ که‌احساس‌میکرد، از‌شدت‌گیجی‌هیچ‌نمی‌فهمد و‌یک‌حباب‌بزرگ‌وتوخالی‌ درون‌ذهنش‌را‌پر‌کرده‌است و‌همه‌چیز‌در‌گنگ‌ترین‌ حالت‌ممکن‌است. همینطور‌‌که‌قدم‌میزد‌،از‌خود‌ وحالش‌شاکی‌بود‌که‌ناگهان صدایی‌نام‌او‌را‌خواند، به‌سمت‌صدا‌برگشت‌‌ که‌صاحب‌صدا‌گفت: "اینجارو‌ببین‌!موکبه‌توعه‌ها!‌" سر‌خود‌‌را‌بالا‌گرفت‌تا‌تابلو‌‌‌‌موکب‌را‌ببیند سر‌در‌موکب‌نوشته‌شده‌بود: "موکب‌خدام‌علیٌ‌الاکبر‌علیه‌السلام" لبخندی‌زد‌،از‌عمق‌جانش‌... گویی‌منتظر‌همین‌نام‌بود‌ تا‌ببیندش‌،حسش‌کند‌و یادش‌آرد‌ومدد‌خواهد... مددی‌از‌جنس‌سر‌بزن‌گاه‌ها‌ که‌مولایش‌همیشه‌با‌لبخند‌ در‌آنجا‌ایستاده‌بود‌تا‌یاری‌اش‌دهد. با‌خود‌زمزمه‌کرد: "درست‌مثل‌همیشه‌ به‌موقع‌به‌دادم‌رسیدی‌ مولا‌علی‌اکبر‌-ع‌عزیز‌دل!" که‌گاهی‌‌ممکن‌است‌ یک‌جمله،یک‌محبت‌و‌یک‌‌توجه‌ تلنگری‌باشد‌از‌جنس‌نور... و‌چه‌خوب‌است‌دائم‌در‌پی‌تلنگر‌باشیم...

نابه علی اکبر-ع ... 00:38کاشکی ببینم یه شبی من خواب علی اکبر-ع ... ماهِ علی اکبر-ع ... ما نه مؤذن میگه اللهِ علی اکبر-ع ... گفته کلینی در اصول خود هان مجتبی اکبر-ع پرستم کرد ... صنما دلبرا شب هشت تو مرا بکشان بین خون ... یارم علی اکبر-ع ... هو میکشم واست تورو دارن علی اکبر-ع ... آی دوست جون جونی آرزومو که میدونی آخ یه پایین صبح هشتم با یه سر خونی ... بر دست و پایت می افتم امشب یک کربلا دست و پا کن آقا ... نظری مضطرم ... همه حسرت برم به سگ گرد مقام علی اکبرم-ع @maakom128

اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج

حضرت‌انگورعلیه‌السلام🍇
+5
حضرت‌انگورعلیه‌السلام🍇

ادیت ادیت ادیت

Repost from هـو
نام تو را عربده باید کشید حضرت انگور علیه السلام

https://t.me/ho110o/6617 قسم به خاطره هایی که از نجف دارم🫠 سگ علی-ع ام و بر عالمی شرف دارم

حاجی‌تمثال‌مولاکه‌اصلا‌قلبه‌قلب... ولی‌علم...آخ‌از‌شاه‌پر‌علم...آخ‌ازتیغه‌هاش...

عارفان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند نیمه شب ها سجده بر تمثال حیدر‌-ع میکنند

کربلایی‌فیلم‌فرستاده‌برامون‌از‌تکیه‌گاه‌آقامون-ع