172
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
172
Repost from نور میآید.
راستش من دلم برای اون همه عشقی که توی خودم داشتم تنگ شده. عشقی که به هنر، به زیستن، به کار کردن، به بوها، طبیعت، کتاب، بارون، به ثبت، به خلق، به قدم زدن، به رنگ و بافت، به آشپزی، به رقص، به طراحی، به موسیقی، به آدمها. به اینکه خودم رو اول از همه آدم عاشقی میدونستم. هنوزم هم هستها، هنوز هم سر جاشه، ولی بین ناامیدی، اخبار، تاریکی و صرف تلاش برای شروع کردن روزهام داره دست و پا میزنه. هنوز هم خودم رو بلند میکنم و انجامشون میدم، ولی یه چیزی کمه، اونم ذوقی که تا قبل از این میزان مبهم شدن آینده، میتونست کل وجودم رو روشن کنه.
172
راستش من دلم برای اون همه عشقی که توی خودم داشتم تنگ شده. عشقی که به هنر، به زیستن، به کار کردن، به بوها، طبیعت، کتاب، بارون، به ثبت، به خلق، به قدم زدن، به رنگ و بافت، به آشپزی، به رقص، به طراحی، به موسیقی، به آدمها. به اینکه خودم رو اول از همه آدم عاشقی میدونستم. هنوزم هم هستها، هنوز هم سر جاشه، ولی بین ناامیدی، اخبار، تاریکی و صرف تلاش برای شروع کردن روزهام داره دست و پا میزنه. هنوز هم خودم رو بلند میکنم و انجامشون میدم، ولی یه چیزی کمه، اونم ذوقی که تا قبل از این میزان مبهم شدن آینده، میتونست کل وجودم رو روشن کنه.
