دِژآوو
Open in Telegram
هر چه در فهمِ تو آید آن بُوَد مفهومِ تو...🩶 لینک ناشناس چنلمون http://t.me/HidenChat_Bot?start=5180224479
Show more831
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
842
دلم با ماندن بود،
راه اما راهِ رفتن؛
و تو ندانستی چه رنجیست،
کشاندن تن خسته ای که خواهان ماندن بود.
842
دردش مثل صدایی بود که هیچکس نمیشنید، اما همیشه همراهش بود. نه بلند، نه آرام؛ فقط واقعی.
-وقتی نیچه گریست | اروین د یالوم
842
و خدایی که در این نزدیکی است: لایِ این شب بوها ، پای آن کاج بلند. روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه.
