en
Feedback
پریچهره

پریچهره

Open in Telegram

همان پریِ کوچکِ غمگینی که فروغ او را می‌شناخت.

Show more
2 103
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
sticker.webp0.20 KB

کاش یک نفر بهم یه کتاب هدیه می‌داد و می‌گفت همین رو بخون...

photo content

وایی سمنصنصنصنصننصنص ماچ بهتون عشقای منننن🥺

خیلی رندوم خواستم بگم خیلی دوست دارم و عاشقتم بای

دوستان همچین تولدی می‌خوام برای دو ماه دیگه!
دوستان همچین تولدی می‌خوام برای دو ماه دیگه!

اگر صحبتی بود.🍐 http://t.me/HidenChat_Bot?start=6270576496

photo content

photo content
+1

...بچه‌ها. ::)))))) خیلی خوشحالم که گوش می‌دید و بله. :* به غیر از جمله‌ی نجات دهنده در گور خفته است از فروغ بقیه از خودم بود. واقعا ممنونم ازینکه وقتتون رو برای گوش دادن می‌ذارید. عاشقتونمممممم! 🥺💚 این رو برای مهسا نوشتم و بی‌صبرانه منتظرم بیاد و گوش بده.

ماه من! ماه من! تو از کدام قصه‌ای؟ ماه من! تو پریِ کدامین چشمه‌ای؟ و آیا حقیقت است که هر شب برای مهتاب رقصیده‌ای؟ من از نسیم شنیده‌ام که شب‌ها از ماه سپید‌تری و روزها از آب جاری‌تری و برای ماهی‌های قرمز از دردهای بی‌پایانت گفته‌ای و ماهی‌ها خفته‌اند تا رنج تو را از یاد ببرند... از رنج‌هایت برای دلتنگی‌ها از دلتنگی برای باران از دلتنگی برای آغوش از دلتنگی برای یاران و برای یک غم خاموش نجات‌دهنده در گور خفته‌ است.
 تقدیم به ماه زندگی من

چایکوفسکی یکی از شیرین‌ترین اتفاق‌های دنیاست.

این موومان اول چرا اینقدر زیباست؟

+3
Keller_Quartett_Tchaikovsky_String_Quartet_No_3_in_E_Flat_Mi.mp337.61 MB

احساس کردم امروز باید روزی برای گوش دادن به چایکوفسکی باشه.

Claudio_Abbado_The_Voyevoda,_Op_78,_TH_54_Symphonic_Ballad.mp326.61 MB

این است آنچه می‌کنیم، و چیزی را در تاریکی بر می‌داریم. نمی‌دانیم که چه چیزی را برخواهیم داشت. کار همیشه‌ی ماست. کتابی را بر می‌داریم، اما نمی‌دانیم چرا. و چنین حادث می‌شود که والد ما باشد، چراکه تنها راهِ یافتن والد حقیقی‌مان، برداشتن کتابی از دل تاریکی است. چه رازآلود، شاید این والدی در کتابخانه باشد که ما را انتخاب کرده است، اما نمی‌توان آن را توضیح داد. در هر صورت، بدین مسلک بر کتاب‌هایی حادث می‌شویم که می‌تواند زندگی‌مان را دگرگون کند. سه‌ گام بر نردبان نوشتار، اِلن سیکسو

معلوم نبود گریسته است یا این‌ها قطره‌های باران بودند که روی صورت صافش نشسته بودند. تمام باران‌های دنیا، امین‌ فقیری

به امید پیدا کردن کتابی برای خواندن دارم به کتابفروشی می‌رم.

photo content