ㅤㅤ˓ blıxı pack
Open in Telegram
ㅤㅤ bç 4 a.៸ll 🏁 on : 29 . % şh./ınëㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ xıxı ˓ wlç błı.៸xı ﹟p¹.çk 3cţorㅤㅤㅤㅤ ㅤ ㅤㅤ- ẅ 1ŕㅤ ៸. ? (ㅤłı ៸!.ㅤxıą )
Show more1 177
Subscribers
No data24 hours
-177 days
-11530 days
Posts Archive
1 177
لــےهیسـونگپـِسَرکغَـم..🕯
در میان هیاهو قلب و ناتوانایی قلم، هنگامی که غم سرتاسر وجود مرا فرا گرفته و قلبم تپش هایش را جا میاندازد، دستانم از سرما به سرخی میگراید و لبخند با لب هایم قهر کرده است، پسرکی از جنس برف ، با چشمانی محسور کننده و لبخندی جادویی، مرا افسون میکند. شفاگری ماهر برای زخمهای به جا مانده از لبخند های زده نشده. هنگامی که در میان کوچه پس کوچه های سلول های مغز خویش گمشده ام، هنگامی که اشک چشمهایم را تار میکند و نور محو میشود، او روشنایی چشمهای من است. حتی اگر چشم ببندم، قلبم او را میبیند و از نو مهرش بر دلم مینشیند. اه ای پسرک زیباروی من، چه نیکبختم که در میان سیهبختی پریِکوچکی مرا مهمان سعادتمندی میکند. گر نبودی، دنیای مغموم من، سرتاسر بغضِ آسمان بود. بارانی و دلگیر، تاریک و پریشان.. سوگند به چشمهایت که لبخند تداعی میشود، هرهنگام که اسمت آورده شود. غم تداعی میشود، هرهنگام که نبودت یادآور شود.. : براےپـِسَرکسیـہمویـم. 𝟏𝟔 نِـوامبِـر 𝟐𝟎𝟎𝟗
