[کانون کتاب]
Open in Telegram
250
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+5
in 0 channels
Get PRO
January '26
+23
in 1 channels
Get PRO
December '25
+8
in 3 channels
Get PRO
November '25
+108
in 3 channels
Get PRO
October '250
in 3 channels
Get PRO
September '250
in 1 channels
Get PRO
August '25
+2
in 2 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '25
+30
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 1 channels
Get PRO
April '25
+106
in 1 channels
Get PRO
March '250
in 3 channels
Get PRO
February '25
+2
in 3 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
دوستان و همراهان کانون کتاب🌱
سه سال کنار هم بودیم؛
این صفحه برای ما فقط یک کانون نبود، یک گوشهی زنده از زندگیمان بود.
جایی که با شما از کتابها گفتیم، از آدمها، از امید، از درد، از روشناییهای کوچک.
با هم شروع کردیم، با هم رشد کردیم، و با هم یاد گرفتیم که کتاب فقط نوشته نیست؛ راه است.
هر معرفی، هر جمله، هر یادداشت کوتاه، برای ما یک تکه از دلمان بود.
هر پیام شما، هر همدلی، هر گفتوگو زیر پستها، دلگرمی شد برای ادامه.
روزهایی بود که یک کتاب، حالِ چند نفر را بهتر کرد و همین برایمان کافی بود.
ما اینجا خاطره ساختیم؛ خاطرهی نشستها، چالشها، جملهها، و لحظههایی که بیتکرار بودند.
حتی آن وقتهایی که کمرنگ شدیم، شما پررنگ ماندید و این را فراموش نمیکنیم.
خداحافظی برای ما آسان نیست؛ راستش سختترین بخش همین چند خط است، چرا که داریم از چیزی جدا میشویم که با عشق ساخته شد، نه با عادت و وظیفه.
همچنین یاد کانونهایی که در این چند روز آرشیو خاطراتشان پاک شد و بیصدا از بین رفت را نگه میداریم.
گاهی برای نگهداشتن ارزش یک راه، باید شکل راه را عوض کرد.
کانون کتاب برای ما یک اسم نبود؛ یک باوری بود که هنوز در ما زنده است.
از تکتک شما که خواندید، ماندید، همراه شدید و دل دادید سپاسگزاریم.
امیدواریم راهتان روشن باشد و روزهایتان پر از کتاب و اندیشه.
برای تیم جدید آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم شمع کانون کتاب هیچگاه برای دانشجویان خاموش نشود.
شورای مرکزی کانون کتاب - بهمن ۱۴۰۴
| 2 | ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی ِ سنان ِ شما نیز بگذرد
چون داد عادلان بهجهاندر بقا نکرد
بیداد ِ ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت غبار ش فرو نشست
گَرد ِ سُم ِ خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان ِ شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع ِ مسعود ِ خویشتن
تأثیر ِ اختران ِ شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان ِ شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن ِ دگر کسان
بعد از دو روز از آن ِ شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
سیف فرغانی
🌱『@ikiu_book』 | 80 |
| 3 | اما بعد از خواندن، گوش دادن، تحقیق کردن، فکر کردن بالاخره توانستی سر دربیاوری که چطور میلیونها آدم، لهشده زیر بار تبلیغات و نبود اطلاعات، خو کرده به توحش به زور تلقین و انزوا، محروم از اراده آزاد و حتی از کنجکاوی، به سبب ترس و عادت به بردگی و چاپلوسی، قادر بودند تروخیو را پرستش کنند.
نه اینکه فقط از او بترسند، بلکه دوستش داشته باشند، همان طور که بچهها بالاخره دلبسته پدر و مادر میشوند، به خودشان میباورانند که شلاق و کتک به صلاحشان است، محض خیرخواهی است!
سوربز - ماریو بارگاس یوسا
🌱『@ikiu_book』 | 111 |
| 4 | پرسید: «وینستون چگونه یک انسان میتواند قدرتش را بر انسان دیگری تحمیل کند؟»
وینستون کمی فکر کرد: «با مجبور کردن او به رنج کشیدن.».
1984 - جورج اورول
🌱『@ikiu_book』 | 368 |
| 5 | تا که از داغ غريبی غوطه در خون زد که باز
همچو زخم تازه از صبح وطن خون میچکد
صائب تبریزی
🌱『@ikiu_book』 | 231 |
| 6 | دزدان معمولی, تحت تعقیب پلیس قرار میگیرند، دستگیر میشوند، شکنجه میشوند، شلاق میخورند، زندان میروند، دست و پایشان را به چپ و راست میبرند، تحقیر میشوند و...
اما دزدان سیاسی و مذهبی؛ هر دو توسط قانون حمایت و توسط پلیس محافظت میشوند. پست و مقام بالاتری میگیرند، زور میگویند، ستم میکنند. و از شما نیز طلبکار هم هستند.
ماكسيم گوركى
🌱『@ikiu_book』 | 297 |
| 7 | هر بار که سخنرانیای سیاسی میشنوم یا سخنرانیهای رهبرانمان را میخوانم، از این که سالهاست هیچ حرفی که بار انسانی داشته باشد نشنیدهام، به وحشت میافتم.
یادداشتها - آلبر کامو
🌱『@ikiu_book』 | 465 |
| 8 | شاید آنان ادعا کنند به چیزی جز حقیقت عشق نمیورزند، اما تعصب افراطیشان، که تنها به آتش و شمشیر زنده است، جاهطلبی آنان را فاش میسازد و نشان میدهد آنچه را که آنها میخواهند حکومت دنیوی است.
زیرا بسیار دشوار است که مردمان عاقل باور کنند آن کسی که با چشمان خشکیده [از سنگدلی] و با رضایت خاطر برادر خود را به دژخیم میسپارد تا برادرش را زندهزنده بسوزانند، این کار را مخلصانه و صادقانه انجام میدهد تا برادر خود را از شعلههای آتش جهنم در جهان آخرت نجات دهد.
نامهای در باب تساهل - جان لاک
🌱『@ikiu_book』 | 478 |
| 9 | گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود
با غم آنها که برای ما جان دادهاند، چه باید کرد؟
گیرم که بر چهرهی گل، باز شبنم شوق بنشیند
بر شعلهی سرد شده در خاک خاموش چه باید کرد؟
گیرم تمامی سپیده دم، به نغمهی مرغ بهشت دمید
آن مرغ خونینِ پرِ افتاده در داموش چه باید کرد؟
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی)
🌱『@ikiu_book』 | 920 |
| 10 | از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایۀ گل بلبل ازین غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
-عارف قزوینی
بهیاد تمام عزیزان از دست رفته خواهیم ماند و فراموش نمیکنیم!🖤 | 738 |
| 11 | شادمان باشید، از این چه باک!
هنوز چهها که میتوان کرد!
بر خویش خندهزدن بیاموزید، چنان که باید!
چه جایِ شگفتی است که شما ناکام گشتهاید و کامی نیمهتمام یافتهاید، شما نیمشکستگان!
مگر این آیندهی بشر نیست که در شما میکوشد؟
چنین گفت زرتشت - نیچه
🌱『@ikiu_book』 | 394 |
| 12 | فقر، رنج و ستم، هرچقدر هم سنگین باشند، توانایی انسان برای ایستادگی و خواستن آزادی را نمیگیرند. سکوت نکردن در برابر ظلم، خودِ روشنایی است.
برتولت برشت و جرج اورول
🌱『@ikiu_book』 | 354 |
| 13 | کشانی بدو گفت بیبارگی
به کشتن دهی سر به یکبارگی
تهمتن چنین داد پاسخ بدوی
که ای بیهده مرد پرخاشجوی
پیاده ندیدی که جنگ آورد؟
سر سرکشان زیر سنگ آورد؟
به شهر تو شیر نهنگ و پلنگ
سوار اندر آیند هر سه به جنگ؟
هماکنون تُرا ای نبرده سوار
پیاده بیاموزمت کارزار
شاهنامه - فردوسی
🌱『@ikiu_book』 | 488 |
| 14 | با سلام و احترام خدمت دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
در شرایطی که فضای عمومی و وضعیت حاکم در روزهای اخیر بهطور جدی بر آرامش روانی، تمرکز و کیفیت زیست دانشجویی اثر گذاشته است، نادیده گرفتن نگرانیهای گسترده دانشجویان نسبت به برگزاری امتحانات پایانترم قابل قبول نیست. کانونهای فرهنگی، هنری و اجتماعی دانشگاه، در چارچوب رسالت فرهنگی و مسئولیت اجتماعی خود، وظیفه دارد این دغدغهها را صریحاً بازتاب دهد.
واقعیت آن است که بخش گستردهای از دانشجویان در شرایط فعلی، به دلیل فشارهای روانی، نگرانیهای اجتماعی و اتفاقات جاری، امکان و توان لازم برای تمرکز بر امور آموزشی و آمادگی برای امتحانات پایانترم را ندارند. ادامه روند عادی آموزشی و اصرار بر برگزاری حضوری امتحانات، بدون در نظر گرفتن شرایط واقعی جامعه دانشجویی، میتواند پیامدهای قابل توجهی بر سلامت روان دانشجویان و کیفیت فرآیند ارزیابی آموزشی بر جای بگذارد.
کانونهای فرهنگی، هنری و اجتماعی، ضمن اعلام همدلی کامل با دانشجویان، بر ضرورت توجه جدی مسئولان دانشگاه به آثار روانی، اجتماعی و فرهنگی تصمیمات پیشِ رو تأکید میکنند.
در پایان، تأکید میشود که حفظ آرامش و کرامت دانشجویان باید در اولویت تصمیمگیریها قرار گیرد و انتظار میرود این ملاحظات بهصورت مسئولانه و جدی مدنظر قرار داده شود.
با احترام
کانونهای فرهنگی، هنری و اجتماعی دانشجویی
دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) _ دی ماه ۱۴۰۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌏پایگاه مجازی کانون های فرهنگی ، هنری و اجتماعی دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)
@kanon_ikiu | 201 |
| 15 | ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت مسئولین دانشگاه امام خمینی:
همانطور که شما عزیزان مستحضرید، با توجه به فشار های روزمره و مشکلات مستمر که همواره در حال افزایش می باشند باعث ایجاد مشکلات روحی روانی و حتی جسمانی برای ما و سایر دانشجویان می شوند.
لذا ما آینده سازان ایران عزیز بر این باور هستیم که نادیده گرفتن وضعیت موجود به معنای پذیرش تمامی مشکلات و گذرگردن از وضعیت کشورمان است،از همین رو، تصمیم گرفتهایم نسبت به کرامت انسانی، آزادی بیان و هرآنچه حق اعتراض را مخدوش میکند، موضعی روشن و جمعی اتخاذ کنیم.
دانشگاه برای ما تنها مکانی برای گذراندن واحدهای درسی نیست؛ بلکه بستری است برای شکلگیری آگاهی، نقد و مسئولیتپذیری اجتماعی. جدا کردن دانشگاه از واقعیتهای جامعه، آن را به نهادی بیاثر و خنثی تقلیل میدهد؛ در حالی که مشکلات کنونی جامعه آینده ما و سایر دانشجویان و جوانان این مرز و بوم را به خطر می اندازد.
در واکنش به این شرایط، ما از شرکت در امتحانات خودداری خواهیم کرد و این تصمیم را بهعنوان اقدامی آگاهانه، مدنی و اعتراضی نسبت به وضعیت موجود اعلام میکنیم.
این متن بر حق اعتراض، ضرورت همبستگی دانشجویی و این اصل تأکید دارد که بیتفاوتی نه راهحل است و نه گزینهای قابل قبول.
به همین دلیل از شما مسئولین دانشگاه بین المللی امام خمینی به ویژه شخص جناب آقای دکتر طاهری تقاضا داریم که بر موضوع تاریخ و نحوه برگزاری امتحانات پایانترم جاری تجدید نظر نمایید.
باتشکر
— رسانه دانشجویی بینول
@ikiu_unii | 538 |
| 16 | برای ما هنوز مشخص نشده که سوختن ستمگر در دوزخ آن دنیا، چه سودی برای مردم ستمدیده این دنیا دارد؟
فریدریش نیچه
🌱『@ikiu_book』 | 521 |
| 17 | با سرنیزه هر کاری میشود کرد، اما بر آن نمیتوان نشست.
یعنی هیچ حکومتی نمیتواند بر قدرت سرنیزه و سرکوب تکیه کند؛ بنابراین، حاکمیت برای پایداری حکومت باید بر رضایت عمومی شهروندانش تکیه کند.
ژان ژاک روسو
🌱『@ikiu_book』 | 531 |
| 18 | او لحظه ای درنگ و ذره ای «تامل» نداشت، سراسر اطاعت بود و دیگر هیچ!
بنابراین دیگر خودی نبود، حیثِ حقیقیِ خودِ او بواسطه ی دیگریِ مقدس (هیتلر) تحلیل رفته بود و اساسا او هویت خود را در همین نفی شدن خویش در دیگری انگاشته و بر این زعم بود که حقیقت همان است که پیشوا می گوید پس تخطی از آن هیچ صورت موجهی ندارد ولو این که هزاران هزار برای اجرای امر پیشوا زنده زنده جزغاله شوند!
به همین جهت آیشمن اصرار عجیبی داشت بر روی انکار تمام خصوصیتهای شخصی خویش، گویی او آنی نبود که یهودیان را مجازات نموده یا میبخشید، او مرتب و مرتب، علیه کیفر خواستِ خود اعتراض کرده و تاکید داشت که: هرگز کاری به "اراده و اختیار" خودش نکرده است!
هیچ گونه اراده یا اختیارِ خوب یا بد!
او فقط از دستورات اطاعت نموده است و بس!
از همینجا بود که آرنت میگفت:
دفاعِ معمولیِ این نازی، این مساله را آشکار می کند که بزرگترین امور شر در دنیا توسط "هیچکس" ها انجام می شود، اعمال شیطانی توسط انسان هایی بدون انگیزه، بدونِ آگاهی، بدون قلبی شریر و بدون نیات دیوانه وار اعمال می شود!
توسط چه کسانی؟
توسطِ افرادی که از فردیتِ خودشان، صرف نظر کردهاند! و این پدیدهای است که من به آن میگویم: ابتذال شر!
فلسفهی سیاسی - ابوذر شریعتی
🌱『@ikiu_book』 | 507 |
| 19 | هانا آرنت، آن زمان که به دادگاه محاکمهی آدولف آیشمن میرفت تا از نزدیک شاهد تاریخ باشد، هنگام بازگشت، همگی انتظار داشتند او مقالاتی نگاشته و آیشمن را محکوم نموده و رسوا سازد!
اما آرنت برخلاف انتظار به یک تحلیل فلسفی از محکامهی آیشمن و شخصیت او پرداخته و ریشه های شرّ و ابتذال در آن محکامهی تاریخی و آن سخنان آیشمن را جستجو کرد.
آرنت میگفت میبایست در پیِ ریشهی این شرارت بود، و در ظاهر نماند و همانند عوامان و نامتفکران به قضاوت در ظاهر اکتفا نکرد!
برای آیشمن، هیتلر تقدس داشت!
آن همه جنایت، ماحَصَل همین تقدس بود یعنی از دل این تقدس، جوازی برای آیشمن صادر میشد که او بدان وسیله میتوانست هر جنایتی را مرتکب شده و عذری برای آن داشته باشد.
آرنت معتقد بود که آیمشن "فکر نمی کرد" و ریشه ی تمامیِ جنایات را در همین امر یعنی بی-خردی جستحو میکرد.
آیشمن دچار فقدان خود شده بود.
صریح تر بگویم: این " اندیشه " است که قِوام بخشِ آدمیّتِ آدمی میشود لذا آن هنگام که اندیشه رخت بر بندد، آدمیتِ آدمی نیز از بین خواهد رفت. به همین جهت، آیشمنی که با دچارِ فقدانِ اندیشه شده بود دیگر «کسی» نبود «هیچکس» بود! | 286 |
| 20 | اگر دردم یکی بودی چه بودی
وگر غم اندکی بودی چه بودی
به بالینم طبیبی یا حبیبی
ازین هر دو یکی بودی چه بودی
باباطاهری
🌱『@ikiu_book』 | 235 |
