حوالیغرب'
Open in Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Show more512
Subscribers
No data24 hours
-207 days
-9830 days
Posts Archive
511
میشینی و پشت سرهم به همه اما و اگر ها فکر میکنی و در آخر میفهمی که،همه اون نشدن ها و نخواستن ها میشه یه قسمت از داستان زندگی،نه تموم زندگی.
511
میشینی و پشت سرهم به همه اما و اگر ها فکر میکنی و در آخر میفهمی که،همه اون نشدن ها و نخواستن ها میشه یه قسمت از داستان زندگی،نه تموم زندگی.
511
لحظه های وجود داره که آدم مطمئنه از بابت اینکه روزی قراره دلتنگ اون مکان و آدم هایی که الان کنارش نشستن و باهاش وقت میگذرونن بشه.
511
به قول یکی از دوستان،با زندگی جلو برید و هرگز برای آنچه که در دست شما نیست غصه نخورید.
-شبتون بخیر.🫂
511
Repost from دژم؛
ᅠᅠ🕸 𝖳𝗁𝖾 𝖉𝖆𝗋𝗄𝗂𝗌𝗍 𝖿𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋𝗌 𝗈𝗇 𝖳𝖾𝗅𝖾𝗀𝗋𝖺𝗆 𝗋𝗂𝗌𝖾. 🕷
ᅠᅠ "𝖦𝖾𝗍 𝗅𝗈𝗌𝗍. 𝖥𝗂𝗇𝖽 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾."
𝖬𝖺𝖽𝖾 𝗈𝖿 𝗌𝗍𝗎𝗋𝖽𝗒 𝗉𝖺𝗂𝗇 𝖺𝗇𝖽 𝗀𝗅𝗈𝗋𝗂𝖿𝗂𝖾𝖽 𝗀𝗅𝗈𝗈𝗆. ᅠᅠ “𝖳𝗁𝗂𝗌 𝗂𝗌𝗇’𝗍 𝖺 𝖿𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋. 𝖨𝗍’𝗌 𝖺 𝖼𝗎𝗅𝗍.”
ᅠ 𝖨𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗂𝗋𝖾𝗌 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝖾𝖻, 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗐𝖺𝗍𝖼𝗁𝖾𝗌. ᅠ “𝖸𝗈𝗎 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖺𝗅𝗈𝗇𝖾 𝗁𝖾𝗋𝖾.”
ᅠ These channels don't speak, they scream. ᅠ "You join, but you never leave."𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝖺𝗇𝖽 𝖺𝖽𝖽. 𝗌𝗈𝗒𝖺𝗆𝗄𝗏
511
نوشتن اتفاقاتی که این روزها بر دلم سنگینی میکند،برایم سخت شده است.
هر بار که لبهایم را از هم میگشایم تا از روزگاری سخن بگوییم که قلبم را چنان فشرده که نفس کشیدن برایم دشوار است، تنها سکوت دستگیرم میشود.
و انگار هیچ یک کلمه ای یافت نمیشود،برای توصیف آنچه مرا میآزارد و خورد میکند.
511
ولی دیدن کسی که متعلق به قسمت قشنگی از قلبته،حتی بعد از مدت های طولانی مثل اولین روزی میمونه که دیدیش،همونقدر پر از ذوق و همونقدر قشنگ،که جزئی از بهترین خاطرات زندگیت بشه.
511
بگذار این روزها که گذشتند و همه چیز آسانتر که شد،برایت جمله به جمله تعریف خواهم کرد که چه بر من گذشت و برای زنده ماندن و نباختن چگونه تلاش میکردم.
