en
Feedback
حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

Open in Telegram

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

Show more
519
Subscribers
-324 hours
-277 days
-14230 days
Posts Archive
گریه میکنم.برای دفن کردن احساسات دختری که بودم.

ببین میفهمی ته راه رسیده ها ولی خب بازم دلت میخواد خودتو گول بزنی:)

شروین منو میفهمه امشب.

به هیچکس اجازه ندین بهتون بی‌احترامی کنه.حتی به شکل شوخی و مسخره.

بله دوستان.به یسری ها واقعا خوبی نیومده. لابد خدا یچیزی میدونه که اون حجم از خوبی رو نداده بهش.بنی آدم تو چرا دخالت میکنی تو کار خدا؟

بله دوستان.به یسری ها واقعا خوبی نیومده. لابد خدا یچیزی میدونه که اون حجم از خوبی رو نداده بهش.بنی آدم تو چرا دخالت میکنی تو کارش؟

بعضی وقت ها از همون اول،آخر داستان رو میدونی.ولی باید ته تهش رو بری.تا تهش رو بری که رو دلت نمونه،وگرنه که این آدم ها همونی میمونن که از اول بودن.

هیچ نجات دهنده‌ای جز ویزا وجود نداره.

یادش بخیر،یه روزهایی چقدر سبز بودم. پر از امید،انگیزه و آرزو.ولی همشون تبدیل شدن به خاطره و بخشی از گذشته‌ام.یادش بخیر.

راضی نشو که زندگی،قلب‌هامونو جدا کنه مثل تموم عاشق ها،راه‌مونو دو تا کنه:)!

«🩶✨»

به‌هرحال، خوشحال کردن آدم‌های موردعلاقه‌ام باعث خوشحالی منم می‌شه.

اینکه برای وجود یه نفر ذوق داشته باشین و همون یک نفر بزنه تو ذوقتون، خیلی حس بدیه خیلی.

«My sweet son and I:)!🩶»
+1
«My sweet son and I:)!🩶»

با چند ساعت گفت‌و‌گوی تند و بی‌وقفه، بیشتر موضوع هایی که واقعا دو آدم عاقل میتوانند باهم در میان بگذارند به آخر می‌رسد،اما این حکم درمورد عشاق صدق نمیکند.بین آن‌ها هیچ موضوعی به آخر نمی‌رسد، هیچ حرفی زده نمی‌شود مگر آن‌که بیست بار تکرار شود:)!
-جین آستین؛عقل و احساس

امشب چون بغض داشتم،ذهنم درگیر بود،نگران بودم و نمیدونستم با زندگی چیکار کنم، واسه‌ی خودم چایی ریختم.

دلم واست تنگ شده:)! کاش الان بغلت بودم🫂🩶

«به چشمون سیاهم تو نگاه کن؛👀🩶»

مطمئن نیستم که این زندگی بلاخره قراره به ما آسون بگیره یا نه.اما از این که ما سخت کوش ترین و صبور ترین آدم هایی دنیاییم،مطمئنم.

دوست داشتن و علاقه دو طرفه از قشنگترین احساس ها و اتفاق های دنیاست:)!✨