☕️Del Nevis Cafe☕️
Open in Telegram
372
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1730 days
Posts Archive
میگفت:
شاید اگر ماهم سختی کمتری میکشیدیم
اعصاب آروم تری داشتیم...
چقدر حق آخه :)))
خلاصه داستان زندگي منو، همين يه جمله
توصيف ميكنه: «هميشه از بيرون آرامش
داشتم ولی از درون در حال فكر كردن به همه
چيز بودم..»
اون نخ نازکی که منو به دنیا وصل کرده، این روزها شکنندهتر از همیشه شده. با هر تنش، با هر اتفاق غیرمنتظرهای، با هر مسئلهای که توی روزمرگی پیش میآد، نازکی و ظرافتش بیشتر نمایان میشه..
این جمله که
"هرکی داره با غمی میجنگه که ما ازش خبر نداریم"
واقعا آدمو مهربونتر میکنه...
هرجایی که از استانداردات کوتاه
اومدی باید یکی باشه جوری با پشت
دست بخوابونه تو دهنت که تا عمر
داری یادت نره هیچ آدمی ارزش
پایین اوردن اون معیارا رو نداره.
هر زن دوست دارد معشوقـه مردی باشد
که خط به خط معنایش کند !
انتظار عجیبیدارند که گاهی نیز دلشان
میخواهد نگفتههایش را بشنوی
عجیب دوست داشته شدن را دوست دارند :)
از تو میگریزم چون دوستت دارم؛ چون در برابر آنان که دوستشان دارم بیدفاعم و چون زمان به من اثبات کرد دوست داشتن کسی، باعث نمیشود که او در زخم زدن مراعات کند.
ازش پرسیدم اسم کسی رو که دوست داری چی سیو کردی؟
گفت:"my clavicle"
یعنی "ترقوهام"
چون ترقوه اولین استخونیه که تو بدن شکل میگیره و شکستنش دردناکترینه...
و خب این خیلی قشنگ بود ♥️
یه جا میگفت خدا رو اینجوری صدا کن:
"يَا عُدَّتِي عِنْدَ شِدَّتِي
اى ذخيره ى من در روز سختى...
يَا رَجَائِي عِنْدَ مُصِيبَتِي
اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار..."
هرگز از چيزيكه واقعا ميخواى دست نكش. صبر كردن سخته، اما حسرت خوردن خيلى سخت تره .🌱♥️ .️
در قنوت خود دعا کردم فراموشت کنم
حاجتم در سجده اما دیدن روی تو شد...
میگفت بعضی غم ها انقدر سنگینن
که سکوت میکنی
اینجور وقتا فقط اشکات حرف میزنن!
گفتم اگه اشکتم دیگه نتونه حرف بزنه چی!؟
گفت اون موقع شک نکن که تو دیگه مُردی..!💔🚶
