-𝐀𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐚𝐬𝐭
Open in Telegram
𝒉𝒐𝒘 𝒅𝒊𝒅 𝒚𝒐𝒖 𝒎𝒂𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖𝒓𝒔𝒆𝒍𝒇 ? - 𝒘𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒂𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒘𝒐𝒖𝒏𝒅 . . . 𝟎𝟑/𝟎𝟓/𝟐 𝟏𝟗:𝟑𝟎
Show more853
Subscribers
-124 hours
-77 days
-4830 days
Posts Archive
آیینهها را پوشاندهاند، تا چیزی جز چهرهی رسمیِ خودمان نبینیم،
اما من باز هم در پشتِ آینه، ردِّ نگاهِ کسی را میبینم که زنده بود.
لِیلی
مادر مرا تنگ در آغوش بکش
من با تو جوانه زده ام، با تو پر گشوده ام
هنوز کودکم، بزرگ نشده ام؛
گاهی آدم آنقدر خسته میشود
که دیگر نمیخواهد کسی را تغییر دهد،
نمیخواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند.
فقط میخواهد در آرامشی غریب،
خودش را به خودش برگرداند.
عباس معروفی
تلاش کن اندوهت را دوست بداری شاید برود
به رسم تمام چیز هایی که دوست داشتی و رفتند.
دوستت دارم ولی تقدیر چیز دیگریست
خواب میبینم تو را، تعبیر چیز دیگریست
در خیابان بارها میبینمت از راه دور
پیشتر میآیم و تصویر چیزی دیگریست
کوه بودم، دوریت کاه از وجودم ساخته؟
در قفس افتادن یک شیر چیز دیگریست
عاشقی طعم خوشی دارد ولی دور از فراق
با جدایی بی گمان تاثیر چیزی دیگریست
حرف بسیار است اما فرق دارد شعر من
شرح حال یک جوانِ پیر چیز دیگریست.
دوستت دارم ولی تقدیر چیز دیگریست
خواب میبینم تو را، تعبیر چیز دیگریست
در خیابان بارها میبینمت از راه دور
پیشتر میآیم و تصویر چیزی دیگریست
کوه بودم، دوریت کاه از وجودم ساخته؟
در قفس افتادن یک شیر چیز دیگریست
عاشقی طعم خوشی دارد ولی دور از فراق
با جدایی بی گمان تاثیر چیزی دیگریست
حرف بسیار است اما فرق دارد شعر من
شرح حال یک جوانِ پیر چیز دیگریست.
در تمام لحظاتی که خنده به لب داشتم
غمی از درون قلبم را چنگ میزد،
من آموخته بودم غمِ من غمِ من است
مثل آبرویم از آن نگهداری میکردم :)
